المساعد الشخصي الرقمي

مشاهدة النسخة كاملة : پاسخ امام به عبد ربه نمی‌گویم طلوع خورشید از مغرب به دلیل ادراک خواهد بود اگر خداوند با اسباب کیهانی آسمان‌ها را نگاه ندارد آنها به سمت مرکز جاذبه عالم وجود کشیده شده و بر روی زمین می



Admin
11-12-2017, 07:50 PM
(پاسخ‌های امام به عبد ربه )
- 1 -
الإمام ناصر محمد اليماني
28 - جمادی الآخر - 1428 هـ
14 - 07 - 2007 مـ
۲۳ - تیر - ۱۳۸۶ه.ش.
10:05 مساءً
ـــــــــــــــــــــ

نمی‌گویم طلوع خورشید از مغرب به دلیل ادراک خواهد بود
اگر خداوند با اسباب کیهانی آسمان‌ها را نگاه ندارد؛ آنها به سمت مرکز جاذبه عالم وجود کشیده شده و بر روی زمین می‌افتند...

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين ومن تبعهم بإحسانٍ إلى يوم الدين، ثم أمّا بعد..
برادر من عبد ربه؛ برتوست که در بیانات من به خوبی تدبر کنی تا برداشت غلط نکنی! من نمی‌گویم ادراک به علت طلوع خورشید از مغرب است. ما از راه اینترنت جهانی به مردم جهان خبر دادیم که ای مردم خورشید به ماه رسیده است (ادراک) چرا؟ چون خورشید نباید در زمانی که فجر در ماه رخ داده و چهره ماه روشن شده با آن اجتماع کند؛ بلکه اقتران خورشید با ماه زمانی است که ماه هنوز در محاق بوده و چهره ماه مطلقا تاریک باشد وبعد از این که ماه از خورشید فاصله گرفت؛ ماه قمری آغاز و سطح ماه روشن و نورانی می‌شود. معنی ادراک این است که خورشید و ماه در آغاز ماه قمری و بعد از این که روز در سطح خود ماه آغاز و فجر در ماه فرا رسید؛ با هم اقتران کنند.،در بیانات قبلی روشن کردیم درکسوف خورشید در آخر شعبان ۱۴۲۶ ؛ اجتماع رخ داد؛ چون خورشید تقریبا ۹ ساعت بعد از تولد هلال ماه نو با آن اقتران کرد؛ چرا که زمان تولد هلال ماه قبل از طلوع خورشید دوشنبه بود و کسوف در ظهر رخ داد و اگرعمر ماه برحسب گمان دانشمندان نجوم سه ساعت و چهل و پنج دقیقه بود؛ چطور توانستند هلال ماه را با این عمر کوتاه رؤیت کنند. ولی وقتی از عمر هلال دوازده ساعت گذشت؛ علمای شریعت که مراقب منازل ماه بودند آن را رؤیت کردند- برحسب ساعت مکه مکرمه- دانشمندان نجوم از این امرتعجب کردند چون می‌دانند این امر غیرممکن است و ما پیش از این دلیل رؤیت هلال را برایشان بیان کرده بودیم. علت این بود که عمر هلال بیش از زمانی است که آنها تصور می‌کنند؛ چون هلال ماه قبل از موعد کسوف خورشیدی متولد شد و خورشید با هلال ماه اقتران کرد یعنی بعد ازظهور و طلوع فجر( در خود ماه). و من نگفتم این امر به علت طلوع خورشید از مغرب است؛ بلکه رسیدن خورشید به ماه (ادراک) نشانه‌ای از نشانه‌های بزرگ ساعت و قیامت (اشراط الساعة الکبری) است و قبل از طلوع خورشید از مغرب رخ می‌ دهد.
و اما دلیل این که خورشید از مغرب طلوع می‌کند؛ نزدیک شدن پایین‌ترین زمین از زمین‌های هفت‌گانه است؛ همان سیاره‌ای که با نام سیاره دهم شناخته شده و از ناحیه قطب شمال* نزدیک شده و از کنار زمین می‌گذرد و خداوند آن را سبب تغییرنحوه چرخش زمین قرار داده و خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد.خداوند شاهد و وکیل این سخن من است و این شب ظهور و پیروزی بزرگ خواهد بود. با ظن و گمان درمورد امری که از آن آگاهی نداری مجادله نکن؛ شاید و امور نسبی همه ظن و گمان هستند و ظن جای حق را نمی‌گیرد و کسی را از آن بی‌نیاز نمی‌کند.
و اما این که مرکز جاذبه کیهانی در زمین نیست و می‌گویی علم ثابت کرده مرکز این جاذبه در خورشید است؛ اگر آن طوری که تو می‌گویی باشد؛ پس چرا طول روز در عطارد ۱۷۶ روز زمینی است؟ آیا با توجه به نزدیک‌تر بودن آن به مرکز جاذبه؛ نباید سرعت دوران حول محورش سریع‌تر باشد؟ من نمی‌خواهم با علوم نسبی با تو مجادله کنم؛ بلکه می‌گویم: جناب! زمین مرکز جاذبه کیهانی است و اگر خداوند با اسباب کیهانی آسمان‌ها را نگاه نمی‌داشت؛ آنها به سمت مرکز جاذبه عالم وجود کشیده شده و روی زمین سقوط می‌کردند؛ مرکز جاذبه کیهانی زمینی است که ما روی آن زندگی می‌کنیم؛ این همانی است که به عنوان "کوکب الرتق"- در قرآن- نامیده شده و مرکز استقرار تمام عالم وجود است و آغاز از آن بوده و نهایت هم به آن بازمی‌گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ} صدق الله العظيم [الأنبياء:١٠٤].
آغاز از آن بوده و نهایت هم به آن بازمی‌گردد؛ وقتی مهیای انفجار شد؛ با سرعتی که در خیال نمی‌گنجد؛به دور خود می‌چرخد و می‌بینی آسمان به سرعت به حرکت درمی‌آید و آن چه که در آسمانهاست؛ یعنی اجرام آسمانی و ستاره‌ها با سرعت باورنکردنی طلوع و غروب می‌کنند و علت آن سرعت گردش زمین است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْراً (۹) وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْراً(۱۰)} صدق الله العظيم [الطور]
و زمین به شکل زمین دیگری درآمده و سپس اجرام آسمانی پراکنده شده و به سمن زمین که مرکز جاذبه است می‌ایند و با توجه به سرعت غیرقابل باور کوکب مادری؛ هروقت یکی از اجرام آسمانی که روی آن سقوط می‌کند به شدت در هم کوبیده می شود؛[اشاره به آیه کریمه سوره الفجر: كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا ﴿٢١﴾] فقط این که آن زمان کره زمین کروی نیست ودرآن هیچ پستی و بلندی نمی‌بینی.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنْسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا ﴿١٠٥﴾ فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا ﴿١٠٦﴾ لَا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا ﴿١٠٧﴾} صدق الله العظيم [طه]
و این زمین و کوکب مادری است که مقر و مرکز عالم وجود است و اجرام آسمانی و ستاره‌ها را بعد از انفجار بزرگش می‌بلعد و آسمان و آن چه که از اجرام آسمانی و ستاره‌ها در آن است در برابر قدرت مغناطیسی سهمگین زمین هیچ است و تسلیم آن؛ زمینی که به چیزی بسیار بزرگ تبدیل شده که خارج از قوه خیال است و تمام اجرام آسمانی به سوی آن کشیده شده و تمام زمین ها با کوه‌های آن از جا برداشته شده و به سوی زمین مادری حمل می‌شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَحُمِلَتِ الْأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً} صدق الله العظيم [الحاقة:١٤].
اما به کجا کوبیده می‌شوند؟ بالطبع به زمین مادری. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا} صدق الله العظيم [الفجر:٢١]،
و زمین یکی می‌شود و آسمان و آن چه که از اجرام آسمانی و ستاره‌ها که در آن است در کوکب مادری پیچیده شده و آسمان و زمین به حالت نخستین( ابتدای آفرینش) که یک زمین بود بازمی‌گردند و این همیان چیزی است که با نام جرم نیترونی خوانده می‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ}صدق الله العظيم [الأنبياء:١٠٤]،
و کیهان به یک کوکب واحد تبدیل می‌شود؛ یعنی به حالتی بازمی‌گردد که در ابتدای خلقت و قبل از انفجار بزرگ بود و شما می‌دانید آسمان و زمین یک کوکب بودند و سپس منفجر- وازهم جدا- شدند.
به این ترتیب قرآن عظیم چنین می‌گوید واز کافران امروزین دعوت می‌کند به قرآن ایمان بیاورند و هم چنین ایمان بیاورند که محمد رسول الله قرآن را به حق از نزد خداوند حکیم و علیم که خالق و خبیر و بصیر است دریافت کرده است. محمد رسول الله از کجا می‌دانست آسمان‌ها و زمین اول به صورت یک جرم آسمانی واحد و یک زمین بودند! خداوند در این آیه کافران هم دوره رسول الله را مورد خطاب قرار نمی‌دهد؛ چون آنها از این امر خبر نداشتند. بلکه با این معجزه؛ کافران امروز را مورد خطاب قرار داده و درمورد دانشمندان آنها می‌فرماید:
{وَكَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:١٠٥].
برای همین می‌بینیم قرآن از آنان دعوت می‌کند تا قبل از این که زمین را با انفجاری بزرگ به کلی نابود کند چنان که مردم مانند ملخ‌ها پراکنده و کوه‌ها مانند پشم زده شده شوند؛ {اشاره یه آیات کریمه سوره القارعة: يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿٤﴾ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ ﴿٥﴾ به حق اعتراف نمایند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:٣٠].
عبد ربه؛ تو را چه می‌شود که با علوم نسبی با من مجادله می‌کنی که قرآن عظیم آنها را رد می‌کند! تمام علوم ستاره شناسی و نجوم درست نیستند؛ برای برخی از آنها، خداوند برهانی نازل نفرموده است و بخشی از این علم که درست و حق باشد؛ خواهیم دید که با قرآن عظیم مطابقت دارند؛ قرآن حدیث پروردگار عالمیان است و هرچه که به صورت ظنی و نسبی بیان شود؛ احتمال دارد درست از آب دربیاید یا غلط و –اگر غلط باشد- خواهیم دید مخالف قرآن عظیم است.
من از علوم بشری پیروی نمی‌کنم؛ آن علومی که حق باشند با منطق قرآن عظیم از درستی آنها سخن می‌گویم مثل سخن گفتن شما و آن چه را که صحیحی نباشد رد کرده و حق را ازمنطق قرآن عظیم می‌آورم تا نگویند ما از آن علوم آگاه شده و آنها را خوانده‌ایم و بعد با آن علوم با ایشان مجادله می‌کنیم. بلکه می‌بینند من در بسیاری از موارد از علوم آنها پیروی نمی‌کنم مگر حق باشد و برهان-حق بودن – آن را نه ازنوشته‌های آنها ؛ بلکه از کتاب پروردگار عالمیان می‌آورم؛ و سپس دانشی بیش از آن چه که می‌دانستند برایشان می‌آورم؛ پس بعد از آن به چه حدیثی ایمان می‌آورید؟
عبد ربه؛ تو را چه می‌شود که به سخن پروردگارت ایمان نمی‌آوری؟ بلکه با علومی با من مجادله می‌کنی که می‌بینی برخلاف بیان حق قرآن هستند. اگر دیدی من آیات قرآن را سرخود و با اجتهاد شخصی بیان می‌کنم؛ به تو دلیلی بر علیه خود داده‌ام. اگر دیدی قرآن را با قیاس بیان می‌کنم؛ دلیلی به دست تو داده‌ام و اگردیدی حدیث خدا را با چیزی جز حدیث خدا تأویل می‌کنم؛ دلیل بر علیه خوم به تو داده‌ام. واگر می‌بینی من قرآن را با خود قرآن تأویل می‌کنم و به اندازه تار مویی از آن منحرف و دور نمی‌شوم؛ به حق برتوغلبه کرده‌ام؛ اگر حق را می‌خواهی و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست. من ندیدم که حتی یک آیه را انکار کنی و بگویی در تأویل آن خطا کرده‌ای؛ وسپس تأویلی بهتر و تفسیری درست‌تر از تفسیر من بیاوری. بلکه با سخنانی با من مجادله می‌کنی که مخالف حدیث خداوند هستند؛ برادرمن عبد ربه آیا آنها را از خداوند عالم‌تر می‌دانی! و خداوند تعالی می‌فرماید:
{قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ} صدق الله العظيم [البقرة:١٤٠]
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:٢٥٥].
و اما این که مرگ پسر مریم را رد می‌کنی؛ می‌گویم: مرگ او مانند مرگ اصحاب کهف بوده و روح او در آسمان است؛ برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ} صدق الله العظيم [الكهف:١٩]
عبد ربه واما خواب مرگ ؛ خواب ،مرگ کوچک است؛ پس در مورد خواب عمیقی که چشم‌ها در آن باز هستند و آنها را بیدار می‌پنداری در حالی که به خواب فرو رفته‌اند چه فکر می کنی {اشاره به آیه کریمه سوره الکهف وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ }؟همانا که خداوند فوت پسر مریم را مانند فوت اصحاب کهف قرار داد؛ خداوند ارواح کسانی را که به خواب می‌روند را هم همین‌طور می‌میراند و خداوند تعالی می‌فرماید:
{اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَىٰ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَىٰ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى} صدق الله العظيم [الزمر:٤٢].
ومقصود از فوت پسر مریم و اصحاب کهف این است عبد ربه. برادرمن عبد ربه مردم را از راه حق دور مکن که قلبت گناه‌کار خواهد بود؛ تو با این کارت مردم را به شدت از راه حق بازمی‌داری و کسانی که تصاویر تو را می‌بینند تصور می‌کنند برهان آورده‌ای در حالی که حتی یک دلیل هم ارائه نکرده‌ای؛ تمام اینها تنها ظن و گمان است.
دیگر این که نمی‌بینم از سیاره دهم(نیبیرو) که در قرآن عظیم پایین‌ترین زمین از زمین‌های هفت‌گانه و همان "کوکب سجیل" است، سخنی به زبان بیاوری. آیا می‌دانی خداوند با آن در یک شب مرا بر همه عالمیان غلبه خواهد داد در حالی که همگی خوار و ناتوان هستند؟ این جرم آسمانی باعث خواهد شد جهت گردش زمین تغییر کرده و برعکس شود و مردم شاهد طلوع خورشید از مغرب باشند! و خداوند شاهد و وکیل سخن من است. آیا صبح نزدیک نیست؟ {اشاره به آیه کریمه سوره هود: أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿٨١﴾}.عبد ربه؛ تو گمان می‌کنی قرآن را انکار نکرده‌ای؛ اما چنین کردی؛ پس به درگاه پروردگارت استغفار کن و یا بیان حقی برای قرآن بیاور که از بیان امامی که مردم را به صراط مستقیم هدایت می‌کند؛ بهتر باشد.
برادرتان امام مهدی ناصر محمد الیمانی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



*در بیانات بعدی امام روشن کردند سیاره عذاب از سمت شمال آمده و بعد از دور زدن خورشید از سمت جنوب به سوی زمین می‌آید و برفراز آن قرار می‌گیرد

اقتباس المشاركة: : https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=6324

Admin
22-12-2017, 05:18 PM
- 2 -
الإمام ناصر محمد اليماني
07 - رجب - 1428 هـ
22 - 07 - 2007 مـ
۳۱ - تیر - ۱۳۸۶ه.ش.
02:20 صباحاً
ـــــــــــــــــــ

امام مهدی با علم و منطق از حقایق قرآنی سخن می‌گوید که در عالم واقعیات به صورت حقیقی وجود دارند...

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمد رسول الله وجميع المُرسلين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين، ثم أمّا بعد..
عبد ربه من منکر این نیستم که برای تمام اجرام آسمانی نیروی جاذبه‌ای هست تا آن را تا زمان مقدر شده و محتوم در مکان خود نگاه دارد؛ باید بدانی من می‌دانم در حال حاضر جاذبه زمین محدود است؛ ولی روزی که زمین به زمینی غیر از این تبدیل شود و شکل آن از حالت کروی به یک صفحه گرد و بایر و هموار بدل می‌گردد که هیچ پستی و بلندی درآن نمی‌بینی{اشاره به آیات کریمه سوره طه: فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا ﴿١٠٦﴾ لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا ﴿١٠٧﴾}؛ آنجاست که تبدیل به یک گرداب فضایی می‌گردد که همه چیز را می‌بلعد؛ و این الساعة-قیامت- است؛ عبد ربه در این امر تردید نکن که از هلاک شوندگان خواهی بود.


بازهم تکرار می‌کنم؛ تو را چه می‌شود که موضوع سیاره دهم را مخفی می‌کنی؟ سیاره‌ای که خداوند با واسطه آن مرا یک شبه بر مردم عالم چیره خاوهد کرد در حالی که همگی زبون وخوار شده‌اند. به خدا به نظر می‌رسد که تو نمی‌خواهی حق آشکار شود؟ پس چرا تصاویر سیاره دهم را نمی‌آوری تا برای حق‌جویان روشن شود این سیاره واقعا هفتمین سیاره بعد از زمین ماست و آسمان از همه طرف به زمین ما احاطه دارد و اما زمین‌های هفت‌گانه بعد از زمین ما قرار گرفته و سیاره سجیل پایین‌ترین آنهاست؛ همان سیاره‌ای که سنگ‌های عذاب از آن بر سر کافران قوم لوط بارید؛ سنگ‌هایی که توان عبور از لایه جوی را داشتند( الحجارة المسومة). برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:


{فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ} صدق الله العظيم [هود: ٨٢]


یعنی سیاره‌ای را که پایین‌تر از زمین ما قرار داشت برفراز آن قرار می‌دهد و برای همین می‌فرماید و بر سر آنها باران سنگ متراکم را فرو فرستادیم و این دلیل نابودی دایناسورها دریک سال قبل- براساس تقویم سال در سیاره عذاب- بوده است. عبد ربه؛ طول یک روز بر اساس تقویم سیاره عذاب برابر بیست و پنج سال ماست­ ولی ­بر اساس تقویم سیاره عذاب این بیست و پنج سال تنها یک شب است و قرآن عظیم در یک شب از شب‌هایش- از اول تا آخر آن شب- نازل شده؛ نزول تمام قرآن درطول یک شب بر اساس تقویم ما نبوده است؛ بلکه خداوند آن را به تدریج در مدت بیست و پنج سال نازل کرده است؛و این تنها یک شب بر اساس تقویم سیاره عذاب است. لذا خداوند تعالی می‌فرماید:


{وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ} [القدر:٢].


دانستید معنى {وَمَا أَدْرَاكَ} چیست؛ مانند این فرموده خداوند تعالى:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ {الْقَارِعَةُ ﴿١﴾ مَا الْقَارِعَةُ ﴿٢﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ ﴿٣﴾ يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ ﴿٤﴾ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ﴿٥﴾ فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ ﴿٦﴾ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَاضِيَةٍ ﴿٧﴾ وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ ﴿٨﴾ فَأُمُّهُ هَاوِيَةٌ ﴿٩﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَهْ ﴿١٠﴾ نَارٌ حَامِيَةٌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [القارعة].
و اما در مورد تاریخ بر اساس تقویم روز و ماه ما؛ بیست و پنج سال است که بعد از یک شب از شب‌های ماه معظم رمضان آغاز می‌شود؛ یعنی یک سال بر اساس تقویم سیاره عذاب برابر ۹۰۰۰ سال ایام ۲۴ ساعته ماست.


تو را چه می‌شود که ىرباره‌ی سیاره نیبیرو که سیاره دهم مجموعه شمسی و هفتمین زمین بعد از زمین ماست اظهار نظرنمی‌کنی . چرا که قرآن میان آنها در زمین مادری بر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل می شده و لذا باید بعد از زمین ما هفت زمین دیگر باشد که بر بالای هم قرار دارند و آسمان تمام زمین ما را از هر طرف احاطه کرده است. خداوند تعالی می‌فرماید:


{اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا} صدق الله العظيم [الطلاق:١٢].
و عبد ربه برای این که بدانی {اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً} در گوگل به دنبال (Planet X) بگرد و با علم و منطق از حقایق قرآن که به صورت حقیقی درعالم واقعیات وجود دارند باخبر شو. تا برایت روشن شود آنها حقیقی هستند و واقعا وجود دارند؛ خداوند من و تو و تمام مسلمانان را به راه راست هدایت فرماید...


قرآن عظیم روشن کرده است زمین مرکز عالم وجود است و سپس خداوند نبی خود ابراهیم را از نقطه مرکزی یعنی مرکز مرکز باخبر می‌کند و این همان مکان بیت الله- کعبه- است که خداوند آن را مرکز مرکز قرار داده و می‌فرماید:


{وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ} صدق الله العظيم [الحج:٢٦].
وخداوند آن را مرکز زمین قرار داده و زمین را مرکز عالم وجود و تمام اجرام آسمانی و ستاره‌ها از راست به چپ دور آن در گردشند و برای این که برایت روشن گردد قرآن میان آنها نازل شده؛ به تو یادآوری می‌کنیم در گوگل به دنبال (Planet X) بگردی و پایگاه‌های زیادی خارجی را پیدا می‌کنی تا به یقین ازحقیقت این جرم آسمانی با خبر شوی؛ کوکبی که خداوند با آن مرا یک شبه بر مردم عالم چیره خواهد کرد در حالی که همگی خوار و ناتوانند {أليس الصُبح بقريب}؟


من تنها از قرآن برایت دلیل و برهان می‌آورم که بعد از زمین مادری که ما ساکن آن هستیم، هفت زمین دیگر وجود دارد و برای این که حقیقی بودن آن را در عالم واقعیات به تو نشان دهیم از تو و سایر جستجوگران می‌خواهیم در گوگل (Planet X) را جستجو کنید.
أخو المُسلمين الإمام الناصر لمحمد رسول الله والقرآن العظيم؛ ناصر محمد اليماني.


اقتباس المشاركة: : https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=52081

Admin
22-12-2017, 05:25 PM
-3-
الإمام ناصر محمد اليماني
19 - 07 - 1428 هـ
03 - 08 - 2007 م
09:50 مساء
ــــــــــــــــــ

حقیقت جنس يأجوج ومأجوج [وهم من كُل حدب ينسلون]

بسم الله الرحمن الرحيم
والصلاة والسلام على جميع الانبياء والمُرسلين ولا أُفرق بين أحدا من رُسل الله رب العالمين وأنا من المُسلمين ثم الصلاة والسلام على ملائكة الرحمان المُقربين ثم الصلاة والسلام على جميع عباد الله الصالحين من جميع الأجناس والأمم على مختلف الخلائق الموحدين لرب العالمين ولا يشركون به شيئا، ثم أما بعد..


ای مردم؛ سزاوار است که تنها با تأویل حق به خداوند نسبت دهیم؛ از من پیروی کنید تا شما را به راه راست -صراط مستقیم- هدایت کنم؛ من شما را از فتنه مسیح کذاب برحذر می‌دارم؛ او می‌خواهد با دروغ و افترا بگوید که من عیسی بن مریم هستم و شخصیت آن رسول گرامی را به سرقت ببرد و سپس دروغ و افترایی بسیاربزرگ‌تر زده و بگوید خداوند و پروردگار عالمیان است و یأجوج و مأجوج از فرشتگان مقرب هستند و از رستاخیز اول برای کسانی که هم‌کیش او هستند- تا شاید به راه راست هدایت شوند - سوء استفاده می‌کند او می‌خواهد زنده و مرده را گرفتار فتنه کند و اکثر شما از حق روگردانید و ایمان نمی‌آورید تا عذاب دردناک را به چشم ببینید. خداوند قرآن عظیم را حجت من بر شما یا حجت شما بر من قرار داده است. یعنی یا من شما را با حدیث حق خداوند ساکت می‌کنم یا شما مرا را خاموش می‌کنید که اگر چنین شود من مهدی منتظر نیستم. اگر هم من با سخنی که در حکم کلام آخر است و شوخی نیست و از قرآن عظیم آورده شده شما را ساکت کردم؛ برای گروهی که تعقل کنند، برهان ارائه کرده‌ام و حقیقتاً خداوند از نظر علم و دانش مرا بر شما فزونی بخشیده و مرا امام تمامی امت‌ها قرار داده است ولی اکثریت شما نمی‌دانند و شأن مهدی منتظر را پایین می‌آورند؛ در حالی که می‌دانند خداوند او را امام بنده‌ و رسولش مسیح عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام قرار داده است ولی آنها شأن کسی را که هدایت آنان به راه راست را بر عهده دارد؛ پایین می‌آورند.
آیا خداوند بهترین حکم کننده‌ای نیست که در اختلاف بین بندگان میانشان حکم می‌کند؟ و یاجوج و مأجوج از هر پشتی تولید مثل می‌کنند و حقیقت چیزی را که می‌گویم؛ انسان‌هایی که به صورت جمعی یا پراکنده با شیاطین انس همبستر شده‌اند می‌دانند. برخی از آنها پیشگو و شعبده‌باز هستند؛ و نمی‌دانند و برخی از شیاطین بشر از قوم یهودند و می‌دانند مسیح دجال همان شیطان رجیم است و هم‌چنین می‌دانند او در زمین مفروشه در زیر زمین و بعد از آتش‌فشان‌ها ( مستقر )است. مسیح دجال به آنها وعده‌ی اسراییل بزرگ را داده وایشان را امیدوار کرده در حالی که وعده شیطان چیزی جز دروغ نیست. آنها همانند مسلمانان که به ایشان بشارت آمدن مهدی منتظر داده شده؛ بشارت آمدن مسیح دجال را دارند و اگر توبه و انابه کنند؛ خواهند دید رحمت خداوند همه چیز را دربر می‌گیرد.


ای جماعت مسلمانان مؤمن به قرآن عظیم؛ شیاطین جن با استفاده از انسان خود را تکثیر کرده‌اند و انسان‌هایی که با شیاطین مؤنث انس رابطه برقرار کرده‌اند می‌دانند فرزندان حاصل از ارتباط آنها با شیاطین بسیار بیش از فرزندان حاصل از ارتباط با زنانی است که خداوند از جنس خود آنها برای‌شان مقرر داشته است. آنان خلقت خدا را تغییر داده و از کشتزار حرام(شیاطین مؤنث) به صورت حرام بهره گرفته‌اند. و اما اولین فعل حرام؛ تغییر در خلقت خداست که نسل خود را با شیاطین مؤنث ادامه داده‌اند تا خلقت خداوند را تغییر دهند به اضافه اینکه این ارتباط نیز حرام و زنا بوده است و اکثر یأجوج و مأجوج از نسل یهود هستند که آگاهانه طاغوت را عبادت می‌کنند وخانه‌ای مانند عنکبوت انتخاب کرده‌اند و همانا که خانه عنکبوت سست‌ترین خانه است و شیطان نصیب مفروض شده خود را به تعداد زیاد از آنان گرفته است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ }صدق الله العظيم [الأنعام:١٢٨]

و درمورد زمین مفروشه؛ سد ذوالقرنین این زمین را به دو بخش تقسیم می‌کند و هر یک از این دو از سمت قطب به خارج راه دارند و اگر یکی از شما سفری همانند سفر ذوالقرنین در پیش گرفته و به اطراف زمین(قطب‌ها) برود؛ دو دروازه زمین مفروشه را پیدا خواهد کرد. ای مردم؛ شما درباره حقایقی با من بحث می‌کنید که اگر به دنبال آنها بگردید، در عالم واقعیات؛ حقیقی بودن آنها را پیدا خواهید کرد که دیوار دروغ کوتاه است؛ ولی کاش به دنبال چیزی بهتر از این یعنی تابوت سکینه و آنچه که در مجاورت آن قرار دارد می‌گشتید چون یأجوج و مأجوج از شیاطین بوده و خیری در آنها نیست؛ کما اینکه در پدران‌شان هم که با شما در سطح زمین زندگی می‌کردند خیری نبود؛ آیا آنها برای شما خیری داشتند؟ بلکه آنها نیزهمان طور که می‌دانید؛ مانند فرزندان‌شان مفسد فی الأرض بودند. مقصود من " رجل من أقصی المدینة یسعی" نیست؛ بلکه او تنها می‌خواهد مطالب بیشتری به شما یاد دهم.


محض اطلاع باید بگویم که من مدت کوتاهی در پایگاه نخواهم بود؛ علت نیز رفتن من به محلی است که متاسفانه اینترنت ندارد و به اذن خداوند بعد از بازگشتمان؛ پاسخ سؤال‌تان را خواهیم داد و این پاسخ به خاطر کمی وقت کوتاه بود ولی اگر" عبد ربه " بخواهد باز هم بر سر نسب و خاندان با علوم نسبی با من بحث کند؛ به شدت نادم خواهد شد؛ "عبد ربه" تو را چه می‌شود؟ چرا مانند قوم یهود رفتار می‌کنی؟ اول روز ایمان آورده و آخر روز کافر می‌شوند و این هم از مکرهای آنان برای باز داشتن مردم از راه خداست. می‌بینم آیات زیادی می‌آوری که به مطالبی که می‌گویی هیچ ربطی ندارند و این برایت مهم است که در بیانیه خود ایات را بیاوری و تصور می‌کنی از قرآن با من مجادله می‌کنی. انکار نمی‌کنم که برخی از آیات در جای خود آمده‌اند؛ ازجمله آیه‌ای که درمورد دوران زمین است ولی بعضی از تأویل‌ّهایت درست نیست؛ اما تا خود تو در این باره مجادله نکنی، من صحبتی از آن به میان نمی‌آورم. من تنها از منظومه شمسی صحبت نمی‌کنم ، بلکه از مرکز تمام عالم وجود می‌گویم. "عبد ربه" زمین نقطه مرکزی تمام عالم کون است و مرکز مرکز آن هم مکانی است که خداوند به خلیل خود ابراهیم نشان داد تا بیت الله را درمرکز مرکز کون بنا نماید. ای مرد تو را چه می‌شود؛ چرا راه حق را منحرف می‌کنی و می‌خواهی آن را کج نشان دهی؟ یا مگر بعد از کره زمین ما هفت زمین دیگر که یکی بعد از دیگری طبقه طبقه قرار گرفته‌اند را قبول نداری؟ "عبد ربه" از پروردگارت بترس؛آیا علوم نسبی(بشری) را از قرآن درست‌تر می‌دانی. من تو را به مبارزه دعوت می‌کنم تا تأویل ما از این آیه را رد کرده و تأویلی بهتر و تفسیری درست‌تر برای آن بیاوری. سزاوار همین است که عالمی بیاید و بگوید ناصر یمانی تفسیر تو از فلان آیه خطاست و تفسیری بیاورد که به حق از تفسیر من بهتر باشد. تو تعداد اصحاب کهف را نیز رد کرده و قبول نداری که سه نفر بوده و چهارمی سگ آنهاست. در جوابت می‌گویم: "عبد ربه" همانا که حرف "واو" جمع به دو یا بیشتر اطلاق می‌شود؛ یا اینکه می‌گویی در لغت عربی جایز نیست دو نفر با "واو" جمع مورد خطاب قرارگیرند و باید به صورت "مثنی" یا جمع ذکر شوند: { كَمْ لَبِثْتُمْ }[المؤمنون:١١٢].

آیا از نظر تو جایز نیست که این گونه به دو نفر خطاب شود و از نظر تو به دو نفر باید خطاب "مثنی" شود؟ اما ما می‌گوییم در زبان عربی می‌توان دو نفر را به صورت "مثنی" یا جمع مورد خطاب قرار داد و این برخلاف قاعده نحوی لغت عربی نیست. اگر بگویی نمی‌شود از دو نفر به صورت جمع یاد کرد و باید حتماً به صورت "مثنی" با آنها برخورد شود؛علمای علم لغت عربی با تو مجادله خواهند کرد. ما می‌گوییم برای دو نفرهم می‌توان از ضمایر "مثنی" استفاده کرد و هم از جمع؛ اما برای بیش از دونفر حتماً باید از ضمایرجمع استفاده کرد. جدل تو غیر حرفه‌ای است و می‌خواهی به مردم نشان دهی که سرت مملو از علومی است که در کتاب‌های بشری آمده‌اند؛ ولی این فایده ندارد و نمی‌توانی با علم خود قرآن را رد کنی؛ به تو نصیحت می‌کنم نماز بخوانی عبد ربه؛ می بینم که نور پروردگار در تو نیست.والسلام على من اتبع الهُدى من العالمين.
أخو المسلمون في الله الإمام ناصر محمد اليماني
اقتباس المشاركة: : https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=52082

Admin
22-12-2017, 05:38 PM
- 4 -
الإمام ناصر محمد اليماني
02 - رمضان - 1428 هـ
14 - 09 - 2007 مـ
۲۳ - شهریور - ۱۳۸۶ه.ش.
02:26 مساء
________

عبد ربه با «حلمی» مدارا کن تا دانش مرا درک کند...


بسم الله الرحمن الرحيم
یاران گرامی؛ چرا رفتار تهاجمی دارید؟ من شما را ناسزا گفتن منع کرده‌ام. بلکه اگر می‌خواهید از بندگان خداوند الرحمن باشید باید بگویید: خدا تو را ببخشاید؛ با خدا صادق باشید تا شما را تصدیق کند. همین طور ایمیل هیچ یک از اعضاء را نبندید؛ آنها را ببخشید چون آگاه نیستند و اگر " حلمی" می‌دانست من حقا مهدی منتظر هستم؛تأخیر نمی‌کرد؛ بلکه شتاب می‌کرد تا از پیشگامان برگزیده باشد. به خدا قسم می‌بینم پاسخش به شما بسیار مؤدبانه و با بردباری است؛ با این که شما گاهی به او ناسزا گفتید. مهدی منتظر هم در برخی موارد برای محک زدنش، با او سخت‌گیری کرد که روشن شود آیا غرورو تعصب او را به گناه می‌کشاند؟ که اگر این طور شود؛ هیچ گاه هدایت نخواهد شد؛ ولی او را انسان صبوری یافتم و اگر تاکنون قانع نشده باشد؛ بازهم نظر خوبی به او دارم؛ هیچ کس را از پایگاه ما مرانید و اگر به ما بد گفت؛ از شما خواهش می‌کنم با او به روشی نیکو مجادله نمایید؛ و فراموش نکنید مجادله کردن با بهترین روش؛ فرما ن و لطف خداوند است نه من؛ به یاد داشته باشید زمانی که خداوند موسی و برادرش را برانگیخت تا به سوی فرعونی بروند که ادعای خدایی کرده بود؛ چه نصیحتی به آنان کرد؛ خداوند تعالی فرمود:


{فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى} صدق الله العظيم [طه:۴۴]


پس چه رسد به "حلمی" که به دنبال حق می‌گردد و ادعای خدایی نکرده؛ پس با او به خوبی رفتار کرده و مدارا کنید باشد که هدایت شده و مورد رحمت قرار گیرید.


أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.
اقتباس المشاركة: : https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=52083