الموضوع: به" الباحث عن الحقیقة" که درخواست مباهله و فتوای بیشتردرمورد اصحاب کهف را دارد

1

به" الباحث عن الحقیقة" که درخواست مباهله و فتوای بیشتردرمورد اصحاب کهف را دارد...

-1-

از امام مهدی به" الباحث عن الحقیقة"
و فتوای بیشتردرمورد اصحاب کهف ...



اقتباس: اضغط للقراءة
2

{ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ }..

- 3 -
الإمام ناصر محمد اليماني
21 - 01 - 1429 هـ
30 - 01 - 2008 مـ
۱۰ - بهمن - ۱۳۸۶ ه.ش.
06:23 مساءً
ـــــــــــــــــــ

{ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ }..

بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي النّبيّ الأُمي وآله الطيبين الطاهرين وعلى التابعين للحقّ في كُل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، ثم أما بعد..
" الباحث عن الحقيقة"(اسم یکی از اعضا ) اگر حق را می‌خواهی؛ بر خداوند(حق) است که تو را به راه خود هدایت کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی در آیات محکم قرآن عظیم:
{وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا} صدق الله العظيم [العنكبوت:۶۹].
" الباحث عن الحقيقة" من بیان حق را از کتب و نوشته‌های شما نمی‌آورم تا بگویی این را در اینترنت خوانده بودم. بلکه بیان حق فرموده خداوند تعالی را از خود فرموده‌های خداوند وبا آیات محکم و واضح و بینه کتابش می‌آورم؛ آیاتی که نیاز به تأویل ندارند چون بیان خود قرآن هستند. من از پیش خود نگفتم خداوند امت‌های اولیه را از نظر جثه (جسم و اندام ) بر امت‌های متأخر برتری داده است؛ از کتب ونوشته‌های بشری هم این را نیاورده‌ام؛ بلکه این فرموده خداوند در قرآن عظیم است و چه کسی از خدا راست‌گوتر؟پس اگر این را تکذیب کنید؛ فرموده خداوند تعالی در آیات محکم کتابش درباره حقیقت علمی و منطقی نشانه‌های خدا در عالم واقعیات را تکذیب کرده‌اید. پس بیا تا آن چه پروردگارم از قرآن عظیم به من یاد داده را برای تو و سایر حق‌جویان بگویم و بر دانش‌تان بیافزایم.
چند برهان از آیات محکم و واضح و بینه قرآن تقدیمت می‌کنم که نشان می‌دهند حقیقتا خداوند امت‌های نخستین را از نظر جسمی و خلقت برتری داده است. این تو و این هم برهان‌های آشکار از قرآن:
اولا برهان برای طول عمر آنها؛ خداوند در قرآن به صورت واضح و کاملا روشن بیان نموده که طول عمر آنها مانند عمر ما نبوده. خداوند در قرآن روشن می‌سازد که فرق زیادی در طول عمر آنها با ما هست و این فرق آن قدر زیاد است که مجال مقایسه را به ما نمی‌دهد. به مدت دعوت رسول الله نوح علیه الصلاة و السلام و درنگ او میان قومش در حالی که آنان را –به سوی خداوند –دعوت می‌کرد بنگر(مدت زندگی نوح در میان قومش بعد از این که به رسالت برگزیده شد) و ببین چقدر است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا} صدق الله العظيم [العنكبوت:14].

و اینجاست که اگر از خردمندان باشی؛ عقلت حیرت می‌کند که چگونه ممکن است مدت دعوت نوح نه صد و پنجاه سال باشد واین امت عمرشان به بیش از صد سال نمی‌رسد؟ و سپس می‌گویی:"از آنجا که خداوند عمرطولانی‌تری برای آن امت‌ها مقرر فرموده؛ باید از نظر جسمی هم به آنان برتری داده باشد" لذا به جستجوی خود در قرآن عظیم درباره این موضوع ادامه می‌دهی و خداوند درآیه‌ای دیگر به تو فتوا خواهد داد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً} صدق الله العظيم [الأعراف:۶۹]
الباحث عن الحقيقة! تو می‌دانی قوم عاد بودند که جانشین قوم نوح شدند و بعد از قوم نوح آمدند و این برهان واضح و بسیار روشن قرآن است که خداوند قوم عاد را از نظر آفرینش؛ بر اقوام و امت‌های بعد از آنان؛ برتری داده است.سپس ازطول قامت و هم چنین طول عمر امت‌ها کاسته می‌شود تا به مردم این عصر می‌رسد که هم قامت‌شان و هم عمرشان کوتاه است.
حال تشبیه کامل و دقیقی از قرآن عظیم می‌آوریم که نشان می‌دهد قامت قوم عاد چقدر بوده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
{كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿١٨﴾ إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِرٍّ ﴿١٩﴾ تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِرٍ ﴿٢٠﴾ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ﴿٢١﴾ وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ(۲۲)} صدق الله العظيم [القمر]

و فرموده‌ی خداوند تعالى:
{وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَةٍ ﴿٦﴾ سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ﴿٧﴾ فَهَلْ تَرَىٰ لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ(۸)} صدق الله العظيم [الحاقة]

و ای الباحث عن الحقيقة، بر توست که بدانی توصیفاتی که خداوند در قرآن آورده درنهایت دقت هستند و چه کسی راست‌گوتراز خداوند است:
{فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ} صدق الله العظيم.
یا مگر نمی‌دانی تنه نخل(اعجاز النخل) چیست؟ تنه نخل؛ بسیار بلند و غول پیکر و پابرجا است ؛ و وقتی از ریشه درآید بر زمین می‌افتد و این جاست که آن تشبیه آمده: {فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ} صدق الله العظيم.
واین بیان مهدی منتظر حق درمورد حدیث(فرموده‌) پروردگارعالمیان است؛ و بعد از حدیث خدا به چه چیزی می‌خواهید ایمان بیاورید؟
مهدی منتظر حق امام ناصر محمد یمانی؛ هم چنین همه را به تحدی می‌کشد که درعالم واقعیات و حقایق با علم و منطق صحت فزونی داشتن امت‌های نخستین - از نظر وضعیت جسمی و طول عمر- را درعالم واقعیات ثابت می‌کند. پس اگر دیدی بیان من برای قرآن حق است وشک و تردید در حقیقت و واقعیت داشتن آن نیست؛ برایتان روشن می‌شود بیان حق است و اگردر عالم واقعیات اثری از ان پیدا نکردید؛ من مهدی منتظر حق نیستم. این قرار میان من و شما است؛ باشد که یقین بیاورید. هم چنین یکی از شروط اساسی برای مهدی منتظر حق این است که جدال او با مردم همراه علم و منطق ومنطبق بر واقعیات و حقایق باشد تا برای‌شان روشن گردد حق است چون آن حق را به صورت مادی و ملموس در عالم واقعیات پیدا می‌کنند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [النمل:93].
وتصديق فرموده خداوند تعالى:{وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ} صدق الله العظيم [غافر:81].
این گونه نیست که بعضی از اسرار قرآن برای مردم بیان می کند و بعضی را نمی داند پس اگرخداوند علم کتاب را به مهدی منتظرداده باشد؛ بر اوست که تمام اسراری را که نتوانسته‌اند به حقیقت آن در عالم واقعیات و به صورت ملموس دست یابند؛ بیان کند.
ای "الباحث عن الحقیقه" اگرنتوان به صورت واقعی و ملموس به آثار نشانه‌ّای خداوند دست یافت پس چگونه خداوند آیاتش را به آنها نشان می‌دهد تا آنها را شناخته و تصدیق کنند؟پس باید آنها را به صورت واقعی و ملموس ببینند؛ به همان دقتی که بیش ازهزار و چهارصد سال قبل و پیش از این که آنها را –در عالم واقعیات نشانه‌ها را مشاهده کنند - در قرآن عظیم وصف شده تا برای‌شان روشن گردد این حق است و محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند حکیم و علیم آن را دریافت کرده است؛ محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از جثه قوم عاد خبر نداشت چون اثری از انها باقی نمانده بود تا ببیند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

{فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ﴿٧﴾ فَهَلْ تَرَىٰ لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ(۸)} صدق الله العظيم [الحاقة].
آیه واضح است و نشان می‌دهد محمد رسول الله اگر آنها را پیدا می‌کرد می‌دید مانند تنه‌های توخالی نخل هستند و سپس قرآن تاکید می‌کند محمد رسول الله اثری ازهیچ یک از آنان پیدا نکرده است. در همین آیه آمده است:{فَهَلْ تَرَىٰ لَهُم مِّن بَاقِيَةٍ} صدق الله العظيم.می‌دانید چرا؟ چون بعد از آن کفار می‌گفتند محمد رسول الله آثاری از قوم عاد پیدا کرده و شبیه آن چه را که یافته؛ تالیف کرده؛ مثل سخنان " الباحث عن الحقیقه" باهوش که می‌گوید من این بیان را شبیه چیزهایی نوشته‌ام که آثارشان کشف شده است و فراموش کرده که قرآن بر امام ناصر محمد الیمانی نازل نشده؛ بلکه بیش از هزارو چهارصد سال قبل از ظهور مهدی منتظر بر نّبيّ أُمي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نازل گردیده است و همانا که خداوند امام ناصر محمد یمانی را امامی قرار داده که یاور محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است چون حقایق آیات قرآن عظیم را با علم ومنطق برای آنان بیان می‌کند؛ حقایقی که در عالم واقعیات وجود دارند تا برای مردم روشن گردد این حق است و محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از خداوند حکیم و علیم آن را دریافت کرده است؛ و مردم قرآن و کسی را که خدا قرآن را بر او نازل کرده تصدیق کنند. هم چنین مهدی منتظر را تصدیق کنند؛ کسی خداوند بیان قرآن از خود قرآن را به او عطا نموده و او آن را به تفصیل و با علم ومنطق حقیقی و واقعی برای انسان‌ها بیان می‌کند تا برای‌شان روشن شود "حق" است چون تصدیق آیات قرآن را در عالم حقایق و واقعیات به صورت ملموس می‌بینند. حال آیا این سحر است یا شما نسبت به آن بصیرت نداشته و آن را نمی‌بینید؟ بعد از حدیث خداوند -که در عالم واقعیات حقیقت آن را می‌بینید- به چه حدیثی ایمان می‌آورید؟
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
حال به سراغ اصحاب کهف برویم؛ در می‌یابیم که محمد رسول الله آنها را ازنشانه‌های عجیب خداوند نمی دانست بلکه گمان می‌کرد آنها از نظر خلقت و اندازه هیکل‌شان مانند ما هستند برای همین اگرآنان را می‌یافت وجودش آکنده ازرعب می‌شد و به عقب برگشته و فرار می‌کرد{اشاره به آیه کریمه سوره کهف: ۚ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿١٨﴾ } و خداوند تعالی می‌فرماید:
{أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا} صدق الله العظيم [الكهف:9].
به این معنی که ای محمد رسول الله؛ آیا –هیج- گمان کرده‌ای که اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌ها و آیات عجیب ما بودند؛ خیر از این خبر نداشتی و خدا این خبر را به تو نداده تا معجزه تصدیق قرآن باشد و نشان دهد محمد رسول الله به حق آن را از خداوند حکیم و علیم دریافت نموده است. او نه اثری از قوم عاد یافته بود و نه باقی‌مانده‌ای از آنان را دیده بود؛ از اصحاب کهف هم نشانی نیافته بود. داستان آنها مطابق واقعیت نگاشته شد و برای همین خداوند از طول قامت و اندازه هیکل آنها به او چیزی نگفت بلکه این امررا از ایشان مخفی نگاه داشت تا این معجزه‌ای برای تصدیق قرآن باشد و این که او به خدا دروغ نبسته است و برای همین درمورد خلقت جسمانی آنها و تعدادشان به او فتوایی نداد و فرمود:
{وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الكهف:22].
یعنی ایشان از کسانی که قبلا به آنان کتاب داده شد است- اهل کتاب- درمورد اصحاب کهف فتوا نخواهد؛چون چیزی نمی‌دانند.هم چنین نشانی دال بر این که خداوند درمورد راز آفرینش آنها به محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فتوایی داده باشد؛ پیدا نمی‌کنیم و برای همین است که اگر محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنها را می‌یافت وجودش از رعب آکنده شده و عقب برگشته و می‌گریخت و علت آن غافل‌گیر شدن ایشان به علت عظیم الجثه بودن آنهاست.
شاید یکی از تشکیک کنندگان شما بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" آیا تو خود را از محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم عالم‌تر می‌دانی؟" در پاسخ او می‌گوییم: صبرکن صبر کن؛ موضوع و امر آنها مربوط به آن امت- مردم عهد رسول الله- نیست وبرای همین راز طویل القامه بودن آنها برای ایشان بیان نشد؛ آیا تو می‌خواهی از جد من دفاع کنی؟ من در این امربر تو اولویت دارم و ایمانم به ایشان و قرآن عظیم خیلی محکم‌تر از توست. اگر خداوند بزرگی جثه اصحاب کهف را برای ایشان روشن کرده بود؛ پس چرا می‌فرماید:
{لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا} صدق الله العظيم [الكهف:18]
وهم چنین اگر خداوند در مورد اسرار اصحاب کهف به نبی خود فتوا داده باشد؛پس چرا می‌فرماید:
{وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا}
صدق الله العظيم [الكهف:22].

پس روشن می‌شود خداوند در مورد اسرار اصحاب کهف به نبی خود فتوایی نداده و هم چنین او را از فتوا خواستن از کسانی که پیش از آن به ایشان کتاب عطا شده بود؛ نهی می‌کند. ای مردم دراین امر حکمتی نهفته است. تا مردم مانند "الباحث عن الحقیقه" نگویند من نشان و اثری از آنها یافته‌ام و سپس بیان خود را منطبق با آن یافته‌ها نوشته‌ام! اگر محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم مکان آنها را به مردم می‌گفت؛ مثل "الباحث عن الحقیقه" می‌گفتند محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم اصحاب کهف را پیدا کرده و سپس قصه آن را برایمان بافته و ادعا می کند که قرآن را از نزد خداوند حکیم و علیم دریافت کرده است!
و اما قوم اصحاب کهف؛ در قرآن می‌بینید آنها از امت‌های نخستین بودند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُودُ ﴿١٢﴾ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوطٍ﴿١٣﴾ وَأَصْحَابُ الْأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ ﴿١٤﴾ أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [ق].
بدان که جز خداوند کسی داستان اصحاب الرس را نمی‌داند و اوست که از قرآن عظیم آن را به من آموخته است و جز خداوند سبحان کسی از داستان آنها باخبر نیست و من از حدیث علام الغیوب در قرآن عظیم داستان آنها را برای شما استنباط می‌کنم. خداوند تعالی می‌فرماید:
{أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ ۛ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ ۛ لَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ ۚ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ} صدق الله العظيم [إبراهيم:9].
واینجا خداوند برای شما روشن می‌نماید به سوی قومی که بعد از ثمود زندگی می‌کردند؛ رسولانی فرستاده شدند. آنها سه نفر بودند که با دلایل روشن آمدند اما مردم آنها را تکذیب کردند. خداوند برای شما روشن می‌فرماید جز خودش کسی از آنها خبر ندارد و راز آنها را یکی از اسرار قرآن عظیم قرار داده که کسی از آن باخبر نیست مگر آن که خداوند علم کتاب را به او عنایت نموده و شاهد حق حقیقت بودن این قرآن عظیم است و با علوم منطقی قرآنی که در عالم واقعیات و حقایق قابل اثبات هستند؛ همه را به تحدی می‌کشد؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟
سپس خداوند برای شما روشن می‌کند بعد از قوم ثمود؛ اصحاب الرس آمده‌اند و بین شما و آنها نسل‌های زیادی فاصله هست. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَٰلِكَ كَثِيرًا} صدق الله العظيم [الفرقان:38].
همان طور که قبلا به شما خبر دادیم؛ اصحاب الرس یعنی اصحاب کوه چراکه الرسّ مفرد الرواسی است و هم چنین از شما برای تصدیق و تطبیق این امر با واقعیات دعوت می‌کنیم؛-اگر جستجو کنید- کوه کوچکی را پیدا می‌کنید که آبادی اصحاب الرس را در خود فرو برده است مکان آن در استان ذمار یمن و کنار قریه الأقمراست. مورخان این کوه را (حمة ذياب بن غانم) می‌نامند و روی آن آبادی که در دل کوه فرو رفت آبادی جدیدی روی کوه مرتفع الحمه ساخته شده و هم چنین مورخان نام این تپه را حمة ذیاب گذاشته‌اند و آبادی جدیدی که بالای این تپه ساخته شده را آبادی " حمة ذیاب" می‌نامند ولی گروهی از استهزاء کنندگان در اطراف‌شان، اسم آن را عوض کرده و برای شوخی به جای آن که بگویند حمة ذیاب( تپه گرگان) به آن حمة کلاب (تپه سگان) می‌گویند. اما در قرآن با نام آبادی خوانده می‌شود که در دل آن فرو رفته وتوسط کوه بلعیده شده یعنی آبادی اصحاب الرسّ . آیا یکی از یمنی‌ها یا سایر مردم عالم به استان ذمار می‌رود تا سراغ بازار قات الأقمر را که در آن قات الأقمر به فروش می‌رسد بگیرد؟ و سپس به صاحبان بازار بگوید تا راه آبادی حمة کلاب که درجوار آبادی الأقمر است به او نشان دهند و وقتی او را به آنجا بردند بگوید ای اهالی آبادی حمة ذیاب؛ آیا آن قریه‌ای را که زیر پایتان است وتوسط کوه بلعیده شده؛ پیدا کرده‌اید؟ جواب او بله خواهد بود. سپس اگر به سمت شرق حمه ذیاب نگاه کند؛ آبادی الأقمر را خواهد دید و همین طور کودکانی را می‌بیند که در آن بازی می‌کنند و آن در فاصله نزدیکی از آبادی حمة ذیاب است. اگر به سوی آنان رفته و بگوید مرا به غاری که در آبادی شماست ببرید که ورودی آن به سمت غرب و متمایل به شمال است و بنایی بسیار قدیمی درآن است. سپس به آنها خبر بدهد در یمن مردی هست که می گوید مهدی منتظر است و اصحاب کهف و رقیم در این قرار نزد شما و در جنب منزل "محمد سعد" هستند و می‌گوید مهدی منتظر قبلا کسی را پیش شما فرستاده اما درخواستش را نپذیرفتید؛ او آنها در همان هفته‌ای نزد شما فرستاد که سیاره زهره از جلوی خورشید عبور کرد و تمام اهالی جزیرة العرب آن را دیدند. ولی نزدیک بود میان شما درگیری رخ دهد؛ گروهی همراه فرستادگان مهدی بودند ولی به شما نگفتند فرستادگان مهدی منتظرند تا مسخره‌شان نکنید. بلکه گفتند اهالی آبادی الأقمر همانا که آیات و نشانه‌هایی از حقایق قرآن عظیم نزد شماست؛ گروهی از شما که اکثریت بودند؛ با فرستادگان همراهی می‌کردند و عده قلیل سرباز زده وگفتند شما به دنبال گنج‌ّهای ما هستید. آیا کسی از شما تابوت و آن چه که در آن است را پیدا کرده‌اید؛ اصحاب کهف چه؟ آیا آنها را پیدا کرده‌اید؟ شما اجازه ندارید این خبر را از مردم عالم پنهان کنید و اگر هنوز آنها را پیدا نکرده‌اید؛ بیایید تا با هم جستجو کرده واز صحت سخنان ناصر محمد یمانی اطمینان حاصل کنیم تا اگر گمراه است؛ باعث گمراهی امت نشود و اگرمهدی منتظرحق وعزت اسلام و مسلمین است؛ مسلمانان او را تکذیب نکنند.
وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
المهديّ المنتظَر إمام المسلمين وخليفة الله على العالمين؛ الإمام ناصر محمد اليماني.
اقتباس: اضغط للقراءة

اخرین به روز رسانی: 28-08-2022 05:34 PM
3

آیا بعد از حق چیزی جز گمراهی هست؟ فتوا درباره راز ترس و فرار شما از آنها (اصحاب کهف) که چیزی درباره شان نمی دانید..

-4-
الإمام ناصر محمد اليماني
25 - 11 - 1429 هـ
24 - 11 - 2008 مـ
۴ - آذر - ۱۳۸۷ ه.ش.
02:53 صباحاً
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا بعد از حق چیزی جز گمراهی هست؟
فتوا درباره راز ترس و فرار شما از آنها (اصحاب کهف) که چیزی درباره شان نمی دانید..

بسم الله الرحمن الرحيم
خداوند تعالی می فرماید:
{وَكَلْبُهُمْ بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوْ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا}
صدق الله العظيم [الكهف:۱۸]

از آنجا که من راز اینکه که چرا"هرکسی که ازماجرای آنها خبر نداشته باشد با دیدنشان ترسیده و می گریزد " را برایتان گفته ام ،حال اگر کسی از وجود آنها مطلع شود وضعیتشان برایش طبیعی خواهد بود چون ناصر محمد یمانی حکم حق را بیان نموده و راز این فرموده خداوند تعالی درباره ایشان را روشن کرده است:
{لَوْ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا}صدق الله العظيم
این بخاطر آن است که آنها ازمردمان اولیه بوده اند و بیش از دو هزار سال عمر می کردند برای مثال به زمان برانگیخته شدن نوح در میان قومش توجه کنید:
{أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا}[العنكبوت:۱۴]
آیا تصور می کنید کسانی که هزاران سال عمر می کردند بدنشان مانند جسم شما کوچک بوده است. خیرما پیش از این نیز از قرآن عظیم مطالب حقی را که نمی دانستید برایتان بیان کرده ایم و حال شما آن حقایق کتاب را با چشم خود در عالم واقعیت می بینید. به استخوان‌های جمجمه یکی از این انسان‌های اولیه نگاه کنید که با عرابه نیز نمی توان آن را حمل کرد و این تنها استخوان جمجمه اوست .آیا پروا نمی کنید!!!

به اندازه انسان‌هایی که خداوند آنها را هلاک کرده است هم نگاه کنید.آنها از نظر جسمی و قدرت بدنی بسیار از شما قوی تر بودند ؛ آیا پروا نمی کنید؛ آیا بعد از حق بجز گمراهی چیزی هست؟
این بیان چیست که شما قادر به دیدن( ودرک) آن نیستید؛ آیا آن را حق نمی دانید و یا
اینکه از حق بیزارید؟ موعد نشانه حق خداوند نزدیک می شود و من باز تکرار می کنم کشور عربستان سعودی روز جمعه را به عنوان آغاز ذی الحجه سال 1429 اعلام کرده و زمان وقوف در عرفه را شنبه و روز عید قربان را یکشنبه اعلام خواهد کرد. ایا این حادثه آیه کیهانی خداوند برایتان نیست تاعلمای نجوم با مشاهده آن در مورد آن فکر کرده و در برابر مردم اعتراف کنند که چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه هلال قبل از اقتران و در زمانی که خورشید در شرق آن است متولد شده باشد و سپس خورشید با هلال جمع شده و از آن بگذرد.علمای نجوم غافلند و از آن اطلاع ندارند و هنوزمحاسبات خود را بر اساس نظم اولیه – قبل از رسیدن خورشید به ماه و وقوع ادراک- انجام می دهند. آیا این خبر که آیه و نشانه ای برای تأیید مهدی منتظر است را درک می کنید؟
ای مردم من از وقوع عذاب شدید خداوند بر شما می ترسم ما بارها در زمینه های مختلف حق رابرایتان بیان کرده و مفصل روشن کرده ایم.آیا تصور می کنید ناصر محمد یمانی اینها را از خود درمی آورد و سخنانش هیچ پایه و اساسی نداشته است ، در آن صورت مهدی منتظر نیستم اگر که از جاعلان باشم پناه بر خدا که از جاهلان باشیم...
شاید یکی از شما بخواهد سخنان مرا قطع کرده و بگوید: تو اینها را (عکس انسان های اولیه ) را جعل نکردی بلکه اینها از از قبل به وسیله نرم افزار (فتوشاپ ) میکس (دستکاری ) شده است . در پاسخ می گوییم: بیان حق قرآن را با عالم واقعیات تطبیق بده و فکر کن راز فرار کردن و راز عجیب بودن نشانه هایی که خداوند در نفستان نهاده است چه می تواند باشد؟ حال، این نشانه و آیت خداوند را که می بینید باعث تعجبتان می شود؛ برای همین آیا فکر می کنید کسانی که بیش از دو هزار سال عمر می کردند بدنشان مانند بدن شما بوده است؟ آیا عقلتان این را می پذیرد؟ پس باید اجسادشان قوی تر و بزرگ تر از بدن شما باشد؛ همان طور که بین عمر آنها باشما تفاوت زیادی هست ؛ جسدشان نیز با شما تفاوت زیادی دارد. به این نشانه حق در عالم واقعیات( منظور اجساد انسان های عظیم الجثه است که درکاوش ها باستان شناسی پیدا شده اند) دقت کرده و سپس این توصیف قرآن را به یاد آورید که از آنها به عنوان"تنه های نخل فروافتاده" (اشاره به آیه کریمه: سَخَّرَ‌هَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَ‌ى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْ‌عَىٰ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ(7) سوره الحاویة) یاد شده است .از اینجا رازاین تشبیه و اینکه خداوند آنها را از نظر جسمی فزونی داده بوده است را درمی یابید ( آیه کریمه : وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَة ...(69) سوره الإعراف).پس قبل از آنکه به علت تردیدتان خداوند هلاکتان نماید؛به حقایقی که به حق در عالم واقعیات می بینید ایمان بیاورید باشد و تقوا پیشه کنید.انسان ها بیش از هر چیز اهل جدالند تا زمانی برسد که در حالی که بدون داشتن علم از جانب خداوند با یکدیگر مخاصمه کرده و چیزهای را به خداوند نسبت می دهند که از آنها بی اطلاعند؛ عذاب برآنها نازل شود .اما من بیان حق را برایتان می آورم اول بیان آن را از قرآن عظیم استنباط کرده و سپس واقعیت های عالم حقیقی را با آن تطبیق می دهم تا حق بودن آن را برایتان روشن نمایم.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
{سَنُرِ‌يهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يتبيّن لَهُمْ أنه الحقّ}
صدق الله العظيم [فصلت:۵۳]
به نشانه هایی که خداوند دروجود خودتان نهاده است نگاه کنید, اینها مردمان اولیه بوده اند ؛ اصحاب کهف نیز چنین اند اما در خوابند و بدنشان بصورت اسکلت نیست بلکه بزرگ تر است چون هنوز گوشت روی استخوان هایشان را می پوشاند. نشانه درستی این بیان حق را در عالم واقعیات می بینید.
أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.

اقتباس: اضغط للقراءة
اخرین به روز رسانی: 28-08-2022 05:37 PM