الموضوع: بله من دو غیبت داشتم که یکی از آنها طولانی‌تر از دیگری بود

1

بله من دو غیبت داشتم که یکی از آنها طولانی‌تر از دیگری بود

- 1 -
الإمام ناصر محمد اليماني
02 - 09 - 1430 هـ
23 - 08 - 2009 مـ

۱-شهریور-۱۳۸۸ه.ش
01:09 صباحاً
ــــــــــــــــــــــ


بله من دو غیبت داشتم که یکی از آنها طولانی‌تر از دیگری بود ..

السلام عليكم ورحمة الله وبركاته. می‌دانیم الائمة عليهم السلام دارای عصمت تکوینی هستند؛ نظر شما در این مورد چیست؟
و می‌دانیم امام علیه السلام از کودکی می‌داند امام است؛ آیا شما می‌دانستی امامی یا چه؟ می‌دانیم امام به دنیا آمده و غایب شده است؛ تو به دنیا آمده بودی –یا در این عصر- به دنیا آمده‌ای؟ امامت منحصربه فرزندان امام حسین است آیا تو از فرزندان امام حسین علیه السلامی؟ خواهش می‌کنم برادرمان ناصر محمد یمانی فقط پاسخ‌گوی این سؤالات باشد. نهایت تشکر و تقدیر را از شما می‌کنم. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاتة
بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسَلين والحمدُ للهِ ربِّ العالمين.. برادر گرامی! قبلاً به حق فتوا داده بودیم هیچ بشری وجود ندارد که در زمان حیاتش از خطا معصوم باشد و خداوند هرکس را که توبه و انابه کند؛ مورد مغفرت قرار می‌دهد. من د رکتاب احدی از مردم را پیدا نمی‌کنم که معصوم از خطا باشد وولو یک مرتبه خطا نکرده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّـهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ} صدق الله العظيم [النحل:61].
{ و اگر خداوند مردم را به خاطر ستمشان بازخواست و عذاب کند، هیچ جنبنده‌اى را روى آن [زمین] باقى نمى‌گذارد،}
از این آیه این فتوای حق را برای شما استنباط می‌کنیم: عصمت تنها از آن خداوند است ودر کتاب می‌بینیم که حتی تمام ملایکه مرتکب خطای بزرگی شدند و آن هم این سخن ایشان بود که گفتند:

{قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ} صدق الله العظيم [البقرة:30]،
{ گفتند: «آیا کسى را در زمین قرار مى‌دهى که در آن فساد کند و خون‌ها بریزد؟}
و خطایی که در حق پروردگارشان مرتکب شدند این بود که آنها که از خداوندشان داناتر و عالم‌تر نیستند که در حق پروردگارشان چنین سخن ناحقی را برزبان آورند؛ انگار که آنان از خداوند اعلم‌تر هستند! این خطای بزرگی در نزد خداوند است و ملایکه متوجه خطای خود نشدند مگر بعد از آن که خداوند فرمود:
{أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:31]،
{«اگر راست مى‌گویید؛ اسامى اینها-خلفای خداوند در زمین- را به من خبر دهید.»}
بنگرید خداوند تعالی به ملایکه چه می‌فرماید:
{إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم
{«اگر راست مى‌گویید}
این جا بود که ملایکه دریافتند در حق پروردگارشان مرتکب خطا شدند چون از خداوند اعلم‌تر نیستند و لذا گفتند:
{قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
{گفتند: «پروردگارا! تو پاک و منزهى! ما چیزى جز آنچه تو به ما آموخته‌اى نمى‌دانیم، همانا تو داناى حکیمى!»}
من در کتاب فقط یک نفر را معصوم می‌یابم که هیچ چیز مانند او نیست؛ خداوند و پروردگار عالمیان.

و اما سؤالت: " آیا ناصر محمد یمانی از زمان کودکی می‌دانست او مهدی منتظر است"؟ نزدیک بیست سال بیشتر یا کمتر این احساس قلبی من بود ولی به خدا پناه می‌بردم تا مبادا وسوسه شیطان رجیم باشد؛ چون شیاطین در نفس بسیاری از مردم این وسوسه را القا می‌کنند که آنان مهدی منتظرند؛ تا ندانسته به خدا نسبت دهند. من به مردم در مورد مهدی منتظر بودنم فتوا ندادم مگر بعد از آن که از نزد پروردگارم به بنده‌اش به حق فتوا داده شد. خداوند برهان درستی این ادعا را در این قرار داد که مرا از نظر علمی بر تمام علمای امت فزونی بخشیده است و هیچ کس نیست که از قرآن با من مجادله کند؛ مگر این که من با برهان علمی ملجم بر او مهیمن شوم و این برهان کسی است که به امر خدا برای امامت ورهبری مسلمانان برگزیده شده است.
و اما درمورد غیبت‌‌ها؛ به خدا قسم که جز حق را نمی‌گویم. بله به دلایل شخصی دو غیبت از خانواده و کشورم داشتم که یکی از دیگری بزرگ‌تر بود و دوست ندارم دوباره آنها را به یاد آورم. مهم این است که بعد از اولین غیبتم آنها فهمیدند من کجای این زمین هستم وبعد از این که در جریان حمله امریکا وجنگ علیه سفیانی مرا از راه شبکه‌های ماهواره‌ای در عراق دیدند؛ تعجب کردند. من تنها یک هفته قبل از آغاز جنگ وارد عراق شده بودم و برای دفاع از مسلمانان و زمین وشرف و حیثیت‌شان در کنار صدام حسین قرار گرفتم ولی نمی‌دانستم او سفیانی است ولی خائنان به مجاهدان خیانت کردند و از پشت سر با آنها جنگیده و آنان را می‌کشتند؛ که همین باعث شد مجبور شوند عقب نشینی کنند.
در هر صورت خانواده و تمام اصحابی که مرا می‌شناختند و دوستانم و تمام هم قبیله‌هایم و افراد قبایل دیگر که مرا می‌شناختند همگی گمان کردند درعراق کشته شده‌ام و بعد از غیبت دوم وقتی در یمن ظاهر شدم شگفت زده شدند و دو غیبت من تمام شد و بازگشت امور به خداوند است. به پروردگار عالمیان قسم؛ من نقشه این غیبت‌ها را نکشیده بودم و ولی این دو غیبت در زمان مقدر شده در کتاب مسطور رخ داد.
و اما در مورد نسّب من؛ من از ذریه امام حسین علی بن ابی طالب علیهم الصلاة و السلام هستم.

وسلامٌ على المرسَلين، والحمد لله ربِّ العالمين ..
أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني .

اقتباس: اضغط للقراءة

2

- 2 -
الإمام ناصر محمد اليماني
06 - 04 - 1430 هـ
02 - 04 - 2009 مـ

۱۳-فروردین-۱۳۸۸ه.ش.
10:34 مساءً
ــــــــــــــــــــ

مسافرت‌های امام به عراق و سوریه و ارتباط آنها با دو غیبت صغری و کبری...

بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسَلين، والحمد لله ربِّ العالمين، وبعد..
ای "علم الجهاد" که جرأت افترا زدن به پروردگار بندگان را داری! و فتوا می‌دهی ناصر محمد یمانی؛ سفیانی است و هیچ خیری برای بندگان و کشورها ندارد؟ آیا نمی‌ترسی خداوند همان طور که ثمود و عاد و فراعنه قدرت‌مند را هلاک کرد؛ تو را نیز هلاک کند؟ همانا که خداوند درکمین تو و امثال توست؛ من بر شما قاهر و پیروزم. تصدیق وعده‌ی حق خداوند:
{فَإِنَّ حِزْبَ اللَّـهِ هُمُ الْغَالِبُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:56].
{همانا که حزب و جمعیّت خدا پیروز است}
"علم الجهاد" و همانندش احمد الحسین الیمانی به جای خداوند؛ طاغوت را ولیّ خود گرفته‌اند و مثال آنها مانند عنکبوت است که خانه‌ای را گرفته که سست‌ترین خانه‌هاست اگر که بدانند. "علم الجهاد" یکی از ذریه های یهود؛ احمد الحسن الیمانی را به دوستی گرفته؛ چون مانند خودش به خدا افترا می‌زند. احمد الحسن الیمانی می‌گوید با امام مهدی ملاقات می‌کند کسی که خداوند برای انتخاب اوبرهانی نازل نفرموده و این منتخب شیعیان صدها سال قبل از نظرشان گم شده است. " علم الجهاد" تو به خوبی می‌دانی احمد الحسن الیمانی دروغگوست و افترا می‌زند وبرای همین او را به دوستی برگزیده‌ای. چقدر تلاش کردی ناصر محمد یمانی به سمت تو کشیده شده و به خداوند به ناحق افترا بزند. اگر من حتی کمی به سوی تو تمایل پیدا کرده بودم؛ مرا به دوستی می‌گرفتی ولی خداوند مرا در راهی ثابت قدم نگاه داشت که راه حق و استواراست.
اما شما جماعت افترا زنندگان ملعون؛ امثال شما هر کجا یافت شوند، باید دستگیر و به سختى کشته شوند. [ آشاره به آیه کریمه سوره الأحزاب: مَّلْعُونِينَ ۖ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا ﴿٦١﴾]. امام امام مهدی از افتراهای شما پیروی نمی‌کند و برای همین گرفتار غضب‌تان شده‌ام! لعنت بر شما، من نیازی به راضی کردن شما ندارم. سزاوارمن؛ راضی کردن خداست. من مانند شما جرأت و جسارت این که به خداوند ندانسته نسبت دهم ندارم و قسم به خداوند البرّ الرحيم؛ پروردگار آسمان‌ها و زمین و عرش عظیم؛ خداوندی که بهشت را آفرید و به نیکوکاران وعده آن را داد و جهنم را آفرید و وعده آن را به کفار داد؛ پروردگارم از طریق رؤیای حق به من فتوا داد صدام الحسین المجید سفیانی است وخداوند گواه و شاهد سخن من است و کسی که به ناحق به خداوند نسبت دروغ دهد؛ هیزم جهنم در روزی است که به جهنم می‌گوید آیا مملو و پر شدی و جهنم می‌گوید: آیا افزون بر این هم هست..[اشاره به آیه کریمه سوره ق: يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾].
من قبل از این که کار سفیانی تمام شود؛ بر اساس رؤیای حق خبر آن را به شما دادم و از راه اینترنت اعلان کردم کار صدام تمام است وبر اساس فتوای حقی که در رؤیای حق داده شده خیری در او نیست. اگر خداوند از طریق رؤیای حق و توسط کسی که از روی هوا و میل خود سخن نمی‌گوید به من فتوا نداده بود؛ جرأت نمی‌کردم به صدام افترای سفیانی بودن بزنم. شیطان رجیم نمی‌تواند به شکل محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم در آید. مهدی منتظر در کنار صدام حسین و ضدّ الأبقع والأصلع وبوش کوچک وشياطين بشرکه ظالم‌تر از صدام حسین سفیانی هستند ایستاده بود؛ ولی صدام حسین مجید، سفیانی نامیده شد چون از نسل معاویة بن ابو سفیان است.
بعد از ورود من به عراق یک هفته قبل از حمله امریکا؛ برایم روشن شد صدام ظالم است و دانستم خداوند کسانی را بر وی مسلط می‌گرداند که ظالمتر و تعدی‌گرتر از او هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿١٢٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
{ و بدین­گونه بعضى ستمگران را بر بعضى مسلّط مى‌کنیم، [تا کیفرى باشد] براى آنچه عمل مى‌کردند}
با وجود این به خودم گفتم: خدایا من به خاطر صدام به عراق نیامدم؛ بلکه برای برادران مسلمانم و جهاد در راه تو اینجا هستم! در هر صورت به سوریه رفتم تا از مجاهدانی که از کشورهای مختلف می‌آمدند استقبال کنم، پس از دمشق دیدن کردم اما بلافاصلخه بعد از خروجم از عراق و به فاصله دو روز با تعجب شاهد سقوط بغداد شدم. با این حال من و تعدادی از مجاهدان برای جهاد ضدّ یهود و اولیای‌شان به رهبری بوش کوچک و یاران‌شان قصد بازگشت به عراق را داشتیم اما متأسفانه در مرز سوریه جلوی ما گرفته شد و گفته شد تنها عراقی‌ها حق ورود به عراق را دارند. به آنها گفتیم: چرا؟ و گفتند: دستور امریکاست! و دانستم سوریه سرفرود آورده و ضعیف شده است. نامه‌ای برای اسد فرستادم ولی جوابی نداد تا ثابت کند آیا واقعاً شیر-أسدـ است و سپس به یمن بازگشتم.
بعد از غیبت کبری و بازگشتم به یمن؛ غیبت صغری آغاز شد و بعد ازگذشت زمان و تمام شدن غیبت صغری و دستگیر شدن صدام؛ بسیار غمگین شدم انگار که عراق در آن روز شکست خورده باشد و و حزن دوباره به قلبم بازگشت.. ولی خداوند بعد از آن از طریق محمد صلی الله علیه و آله و سلم به من فتوا داد که صدام حسین سفیانی است و کار او تمام است و خیری در صدام حسین نیست. چند ماه بعد از این رؤیا صدام اعدام شد وانا لله و انا الیه لراجعون... باشد که خداوند او را مورد رحمت و مغفرتش قرار داده و اگر با دل و جان توبه کرده باشد؛ توبه‌اش را بپذیرد که پروردگارم غفور و رحیم است.
ای "علم الجهاد"- از نسل یهود- می‌بینم تلاش می‌کنی بندگان خدا را گمراه کنی و من مهدی منتظربه اذن خداوندی که پروردگار بندگان است، در کمین تو هستم . ما هنوز در مورد تو به مردم فتوا نداده‌ایم؛ از تو افتراهای بزرگی خواهند شنید و برای همین هرکس را که به ناحق ادعای مهدویت کند؛ تشویق و تشجیع می‌کنی چون می‌دانی تنها کسانی- به دروغ- ادعا می‌کنند مهدی منتظرند که شیطان رجیم آنها را پریشان خاطر کرده باشد و خداوند از نظر دانش و علم به آنها فزونی نمی‌بخشد تا برهان خلافت و امامت‌شان باشد؛ بلکه پیرو فرمان شیطان شده و ندانسته به خدا نسبت می‌دهند.
درمورد ناصر محمد یمانی هم وضع به همین ترتیب است؛ اگر خداوند درعلم بیان قرآن به او برتری و دانش بیشتری عطا نکرده باشد؛ نمی‌تواند بر عالمانی که با او مجادله می‌کنند به حق غلبه کند. اما اگر علمای امت با علمی که از دانش من هدایت‌گر تر و استوارتر باشد بر من غلبه کنند و اگر علمای امت مسلمین و یهود و نصاری و امثال تو با دانشی که از حجت و برهان‌های مبین من هدایت‌گر تر باشد؛ بر امام ناصر محمد یمانی غالب شوند؛ برای تمامی شما انصار روشن می‌شود ناصر محمد یمانی مانند دیگر مهدیونی است که مسّ شیطان در آنان سرگردان و ایشان را پریشان روان کرده است که در این صورت نباید از من پیروی کرده و باید مرا ه شدت لعنت کنید. و اگر برای حق‌جویان روشن شد که خداوند با برهان قاطع علمی امام ناصر محمد یمانی را یاری و مؤید نموده و عالمی نیست که از محکمات قرآن عظیم با او مجادله کند مگر این که ناصر محمد یمانی به حق بر او غالب شده و با برهان علمی قاطع بر او چیره گردد؛ این باعث می‌شود خداوند به ایمان و ثبات شما بیفزاید و مطمئن شوید و به یقین بدانید امام مهدی که مردم را به سوی حق دعوت می‌کند و صراط مستقیم را نشان می‌دهد؛ به راستی مهدی منتظر ناصر محمد - کسی که برای یاری به رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم -آمده ؛ امام ناصر محمد یمانی است و برای هر ادعا ؛برهان و دلیل قاطع علمی در بیان حق قرآن دارد و برای‌تان حکمت حق از التواطوء-همراهی و همپوشانی- نام من با نام محمد در اسم پدرم"ناصرمحمد" روشن می‌شود، تا اسم حامل خبر و نشان امر باشد؛ چون بعد از خاتم الأنبیاء و المرسلین نبیّ امیّ امین - محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله الأطهار وأسلّمُ تسليماً -که خداوند وی را به عنوان رحمتی برای دو عالم انس و جنّ برانگیخت؛ نبیّ جدیدی درکار نیست.
ای "علم الجهاد" که پرچم شیطان رجیمی می‌بینم به ناحق به ما افترا می‌زنی و می‌گویی من از احادیث سنت نبوی پیروی نمی‌کنم مگر آن که موافق قرآن عظیم باشد! ابن دروغ و افتراست. من از تمام احادیث سنت نبوی که موافق قرآن عظیم است و هم چنین احادیثی که برخلاف قرآن نیست پیروی می‌کنم ولو این که برهانی برای آنها در قرآن نباشد؛ من نسبت به آنها کافر نیستم. پناه برخدا که از جاهلان باشم که میان خدا و رسولش جدایی افکنده و به قسمتی از کتاب ایمان دارند و به برخی از آن کافرند؛ به قرآن ایمان دارند و به سنت حق نبوی که از نزد خداوند آمده تا برخی از آیات قرآن را بیشتر برای مسلمانان بیان کرده و توضیح دهد؛ کافرند؛ ای "علم الجهاد" که پرچم شیطان رجیمی؛ چطور به ما افترا می‌زنی؟
اگر حق‌جویان به بیانات امام ناصر محمد یمانی که در پایگاهم "پایگاه امام ناصر محمد یمانی" آمده؛ رجوع کنند؛ خواهند دید من تنها نسبت به روایاتی کافرم که برخلاف آیات محکم قرآن عظیم هستند. چون می‌دانم احادیث حق سنت نبوی؛ همانند قرآن عظیم از نزد خداوند آمده‌اند. ولی خداوند به مسلمانان وعده نداده که سنت نبوی را از تحریف محفوظ نگاه دارد و برای همین خداوند قرآن عظیم محفوظ از تحریف را مرجع و حَکَم قرار داده تا زمانی که علمای حدیث در احادیث سنت دچار اختلاف می‌شوند به آن مراجعه کنند. برای همین خداوند به شما فرمان داده که قرآن را مرجع اختلاف علمای حدیث قرار دهید. خداوند فرمان نداده روایات را با آیات متشابه قرآن تطبیق دهید؛ آیاتی که تأویل آنها را تنها خدا می‌داند. بلکه فرمان می‌دهد به قرآن رجوع کرده و در آیات ام الکتاب و محکم و واضح و بینه قرآن تدبر کنید. خدا به شما یاد می‌دهد اگر حدیثی از احادیث سنت نبوی از جانب خدا نباشد و به دروغ به رسول خدا نسبت داده شده باشد؛بین آن حدیث و آن چه که در آیات محکم قرآن عظیم آمده اختلاف زیادی پیدا می‌کنید. چرا که حق و باطل ناقض یک‌دیگرند و سزاوار نیست سنت نبوی با آیات محکم قرآن عظیم تناقض داشته باشد. چون احادیث حق سنت نبوی از نزد خدا و برای بیان و توضیح بیشتر قرآن آمده نه برای در تناقض بودن با آیات محکم و واضح و بینه. محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به شما فتوا دادند که قرآن و مثل آن به من داده شده است. محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
[ألا إنّي أوتيتُ القرآن ومثله معه]
[ همانا که قرآن و همراه آن چیزی که مانند آن است به من داده شده است}
صدق محمدٌ رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم
به خداوند علی العظیم قسم یقین من به این حدیث مانند یقین من به قرآن عظیم است؛ می‌دانید چرا؟ چون من همین فتوا را از پروردگار عالمیان در آیات محکم قرآن عظیم پیدا کرده و دیدم احادیث سنت از نزد خدا هستند؛ ولی خداوند به شما فتوا داده است که احادیث سنت نبوی از تحریف محفوظ نیستند و به شما فرمان می‌دهد که آیات محکم قرآن عظیم را که از تحریف محفوظ است مرجع و حکم حق قرار دهید. خداوند به شما یاد داده است اگر برای کشف احادیث دروغی که در سنت نبوی جاسازی شده‌اند به قرآن رجوع کنید؛ وقتی حدیث نبوی دروغ باشد و از نزد خدا نیامده باشد؛ بین حدیث و آیات محکم قرآن عظیم اختلاف زیادی پیدا خواهید کرد. حق و باطل متناقض هستند و خداوند این فتوا را در آیات محکم قرآن آورده؛ آیاتی که عالم و جاهل امت آن را می‌فهمند و تنها کسانی از آن گمراه می‌شوند که قلب‌شان از حق دور است. این فتوا در این آیات محکم قرآن عظیم آمده است:
{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
[آنان در محضر تو] می گویند: ما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان بر خلاف آنچه تو می گویی، را در نزد خود مخفی می کنند. خدا آنچه را که مخفی می کنند می نویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است. (۸۱)آيا در قرآن اندیشه نمی‌کنند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) }
ای علمای امت اسلام که این قرآن را مهجور گذاشتید تا جایی که افترا زنندگان شما را از صراط مستقیم به گمراهی کشاندند؛ به خداوند علی العظیم از شما سؤال می‌کنم: آیا خداوند این آیه را از آیات محکم و ام الکتاب قرار نداده است که تنها کسانی از آن دور و گمراه می‌شوند که آشکارا به خود ظلم کرده‌اند؟ چرا که خداوند فتوا داده که وعده‌ای برای حفظ احادیث سنت نبوی از تحریف و دست‌کاری به شما نداده است و از آن جا که احادیث حق سنت نبوی برای بیان و توضیح بیشتر قرآن میآیند نه برای مخالفت با آیات محکم و بینه قرآن عظیم و از آن جا که خداوند قرآن عظیم را از تحریف محفوظ نگاه داشته است؛ برای همین به شما فرمان می‌دهد وقتی درمورد احادیث نبوی میان علمای امت اختلاف پیش می‌آید؛ خداوند را حکم و داور حق قرار دهند و به شما فرمان می‌دهد در آیات محکم قرآن عظیم تدبر کنید و به شما خبر داده است اگر حدیث سنت نبوی از نزد خدا نیامده باشد؛ بین حدیث مورد نظر و آیات محکم قرآن عظیم اختلاف زیادی پیدا خواهید کرد. اما کسانی که سنت حق محمد رسول الله را انکار کرده و تنها به قرآن ایمان دارند و نمی‌دانند احادیث حق سنت نبوی از نزد خدا آمده‌ است؛ گمان می‌کنند مقصود خداوند قرآن است که اگر از نزد غیر خدا آمده باشد در آن اختلافات زیادی پیدا می‌کنند! اما خداوند با قرآن عظیم کافران را مورد خطاب قرار نداده است؛ بلکه کسانی را که به قرآن عظیم ایمان دارند و در مورد سنت نبوی اختلاف پیدا کرده‌اند را مورد خطاب قرار می‌دهد و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید: {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ}،سپس به شما خبر می‌دهد در میان مؤمنانی که می‌گویند از خدا و رسولش اطاعت می‌کنیم؛ منافقانی هستند که وقتی ازجلسات بیان حق احادیث نبوی که مکتوب نیستند؛خارج می‌شوند؛ احادیثی غیر از آن چه که رسول الله علیه الصلاة و السلام فرموده‌اند را نوشته و پنهان می‌کنند تا امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را از آن چه که در آیات محکم و ام الکتاب قرآن آمده دور کنند- آیاتی که تنها هلاک شوندگان از آن گمراه می‌شوند -و تلاش می‌کنند شما را بعد از ایمان آوردن به کفر بازگردانند. چون این آیات ام الکتاب و اساس و بنیان عقاید دین حنیف اسلام هستند. برای همین است که خداوند به شما فرمان می‌دهد هرگاه در احادیث نبوی اختلاف داشتید؛ در آیات محکم و بینه و ام الکتاب قرآن تدبر کنید. تصدیق حدیث از محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
[ألا إني أوتيت القرآن ومثله معه].
[ همانا که قرآن و همراه آن چیزی که مانند آن است به من داده شده است]
اگر حدیث نبوی از نزد خدا نیامده باشد؛ بین حدیث مذکور و آیات محکم قرآن عظیم از آیات ام الکتاب؛ اختلاف زیادی پیدا خواهید کرد. ای امت اسلام! همانا که خداوند مرا برای دفاع از سنت محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده است؛ تا آن را از بدعت‌ها و مطالبی که در آن نبوده و اضافه شده کاملا پاک کنم و با کتاب خدا و سنت حق رسولش هدایت‌تان کرده و به مسیر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یعنی منهاج اولیه نبوت بازگردانم؛ به آن مسیر محمد رسول الله و پیروان واقعی که با جان و دل همراهش بودند؛ به منهاج کتاب خدا وسنت حق رسولش.... خداوند مرا رسول یا نبیّ جدید قرار نداده؛ بلکه من ناصر و یاری دهنده به آن چیزی هستم که محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برای‌تان آورده است و حکمت التواطوء-همراهی و هم پوشانی- اسم محمد صلی الله علیه و آله سلم درنام امام مهدی" ناصر محمد" در همین امر نهفته است. خداوند التواطوء –همراهی- اسم من با اسم محمد را در نام پدرم " ناصر محمد" نهاده است تا نام من نشانه و خبر از امرم باشد و مرا امام ناصر-یاری دهنده- به محمد صلی الله علیه وآله و سلم قرار داده و من شما را به سوی همان امری دعوت می‌کنم که محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دعوت می‌نمود، یعنی کتاب خدا و سنّت حق رسولش تا شما را به منهاج اولیه نبوت، کتاب خدا و سنّت حق رسولش-صلی الله علیه و آله و سلم- بازگردانم.
ای جماعت اهل سنّت و شیعیان! من امام مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم و سزاوار نیست از امیال و خواسته‌های شما پیروی کنم؛ نیازی به راضی کردن شما ندارم و اگر از پاسخ به دعوتی که شما را زنده و احیا می‌کند سرباز زنید؛ بدانید خداوند یک شبه مرا بر شما و تمام مردم چیره خواهد کرد در حالی که همگی خوار و ناتوان شده‌اید. این غلبه با عذاب بسیار شدید از نزد خدا و با دود آشکار-دخان المبین- از سیاره عذاب دردناک؛ سیاره سقر خواهد بود که روز عبورش-از کنار زمین- شب از روز پیشی گرفته و خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد.
و لعنت بزرگ خدا بر ناصر محمد یمانی باد لعنتی هم وزن عالم بزرگ وجود-کون- اگر خداوند او را از راه رؤیایی حق برنیانگیخته و فتوا نداده باشد او مهدی منتظر حق پروردگارتان است. خداوند یقین من به این رؤیای حق را مانند یقین نبی الله ابراهیم قرار داده که در رؤیا خداوند به او نشان داد پسرش را ذبح کند و نگفت این خواب پریشان است. چون او خواب‌های پریشانی که شیطان القا می‌کند را می‌شناخت و آنها را از رؤیای حقی که از جانب خداوند الرحمن بود تشخیص می‌داد. برای همین است که می‌بینید من یقین دارم امام مهدی منتظرحق پروردگارتان هستم؛ فقط به حق به شما فتوا می‌دهم که رؤیای من برای شما حجت نیست و سزاوار نیست احکام شرعیّ را بر اساس رؤیا بنیان کنید؛ در این صورت مانند ابراهیم که قرار بود فرزندش را ذبح کند و خداوند ذبحی عظیم را فدیه آن –خواب-کرد؛ فرزندان‌تان را ذبح می‌کردید. بی تردید رؤیا مختص صاحب آن است و برای امت براساس آن حکم شرعی داده نمی‌شود. اگر چنین بود با رؤیاهای دروغ و ساختگی؛ آسمان‌ها و زمین به فساد کشیده می‌شد. پس بیایید تا به شما بیاموزم حجت امام مهدی منتظری که در انتظارش هستید در برابر شما چیست؟ خداوند او را با بیان حق قرآن عظیم؛ از نظرعلمی بر شما و تمام علمای‌تان برتری داده است و آن چه را که نمی‌دانید به شما می‌آموزد و در موارد اختلاف میان شما حکم می‌کند و نسبت به تفرقه و تقسیم شدن شما به احزاب و گروه‌ها- احزابی که هریک از دانش خود خرسندند- کافر است. به جایی رسیده‌اید که شکوه و قدرت‌تان از بین رفته و روزگارتان چنین شده است که می‌بینید؛ او پراکندگی مسلمانان را به وحدت بدل کرده و کلمة الله را در میان عالمیان اعتلا داده و در بالاترین مکان قرار خواهد داد-کلمة الله العلیا-...
شما اکنون در زمان مقدر شده در کتاب مسطور در دوران گفتگو قبل از ظهور قرار دارید و بعد از تصدیق، در کنار بیت العتیق حاضر شده و مرا آشکار خواهید دید. سیاره عذاب نزدیک کره زمین‌تان شده است و هیئت علمای بزرگ در مکه مکرمه مرکز زمین و عالم وجود به شأن من اعتراف نکرده و یقین نیاورده‌اند! ای جماعت علمای مسلمین چرا در مورد حق آمده از پروردگارتان شک و تردید داشته و یقین نمی‌کنید؟ منتظر کدام مهدی هستید! آیا او باید منطبق با خواسته و امیال شما باشد؟ یا بگوید رسولی است که از جانب پروردگار عالمیان آمده و کتابی غیر از کتاب خدا و سنّت حق رسولش بیاورد؟ اگر چنین باشد که شما نسبت به کتاب خدا و سنت حق رسولش کافر شده‌اید و اگر از استجابت دعوت مهدی ناصر محمد یمانی سرباز زنید؛ خداوند به حق میان من و شما حکم خواهد کرد و او اسرع الحاسبین است. میان من و شما حجتی جز کتاب خدا و سنت حق رسولش صلی الله علیه و آله و سلم نیست؛ چون خداوند مرا رسول یا نبیّ جدیدی قرار نداده؛ بلکه مرا برای یاری به آن چه که خاتم الأنبیاء و مرسلین محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم براي‌تان آورده؛ برانگیخته است، آیا تعقل نمی‌کنید! خداوند حجت من بر شما را نه در سخن گفتن آشکار با شما در دوران گفتگو قبل از ظهور قرار داده و نه درخود ناصر محمد یمانی؛ بلکه حجت من این است که با کتاب خدا و سنت حق رسولش با شما محاجه کنم و با برهان آشکارو دلایل قاطع علمی خاموش‌تان سازم و وقتی حقّ را تصدیق کردید و بعد از اعلان آن از طرف کشورعربستان سعودی در کنار بیت العتیق آشکارا حاضر خواهم شد و اگر سرباز زدید و چنین نکردید و کسی را که دعوت حق پروردگارتان را آورده تکذیب نمودید؛ خداوند قارعة را یا بر سرتان و یا نزدیک دیارتان فرود خواهد آورد تا وعده خدا فرا رسد و با بنده‌اش نورش را بر عالمیان کامل گرداند ولو مجرمان از ظهور آن اکراه داشته باشند.
ما هنوزبه هیئت علمای بزرگ مسلمین در مکه مکرمه؛ مرکز عالم وجود امیدوارو خوش‌بین هستیم تا عمل خیر بزرگی انجام دهند و به حق آمده از پروردگارشان اعتراف کنند و مدیران و مشرفان پایگاه‌های اسلامی حق ندارند حق آمده از نزد پروردگارشان را پنهان کرده و بعد از ارسال بیان حق ذکر توسط مهدی منتظر؛ برای اطلاع رسانی به مسلمانان و علمای‌شان آن را مخفی کنند و نشان ندهند. هرکس بیان حق قرآن عظیم را بعد از صدور از مردم پنهان کند؛ تا سیاره عذاب برسد در حالی که غافلانه از آن رومی‌گردانند؛ مورد لعنت خدا و لعنت کنندگان قرار خواهد گرفت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
{کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹) مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، واصلاح نمودند، (و آنچه را کتمان کرده بودند؛ آشکار ساختند؛) من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم. (۱۶۰)}
وسلامٌ على المرسَلين، والحمدُ للهِ ربِّ العالمين ..
خليفة الله الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیح: غیبت کبری: از زمان پنهان شدن در یمن و سپس رفتن به خارج-عراق سوریه و..- تا بازگشت دوباره به یمن است. وغیبت صغری بعد از بازگشت دوباره به یمن است

اقتباس: اضغط للقراءة