الموضوع: پس هر کس هدایت را در چیزی غیر از بیانِ حقّ قرآن با خودِ قرآن بجوید خدا او را گمراه می‌سازد آیا پس از حق چیزی جز گمراهی هست بعد از خدا و آیات او به کدام سخن ایمان می‌آورند! و روزِ فتح فرا رسید پس وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان

1

پس هر کس هدایت را در چیزی غیر از بیانِ حقّ قرآن با خودِ قرآن بجوید، خدا او را گمراه می‌سازد؛ آیا پس از حق، چیزی جز گمراهی هست؟ بعد از خدا و آیات او، به کدام سخن ایمان می‌آورند؟! و روزِ فتح فرا رسید؛ پس وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان

-1-
الإمام المهديّ ناصِر مُحَمَّد اليمانيّ

01 - رجب - 1447 هـ
21 - 12 - 2025 مـ
۳۰ – دی – ۱۴۰۴ ه.ش.
12:34 بعد از ظهر
(بحسب التَّقويم الرّسميّ لأم القُرى)

[لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان]
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=489961

_________

پس هر کس هدایت را در چیزی غیر از بیانِ حقّ قرآن با خودِ قرآن بجوید، خدا او را گمراه می‌سازد؛ آیا پس از حق، چیزی جز گمراهی هست؟ بعد از خدا و آیات او، به کدام سخن ایمان می‌آورند؟! و روزِ فتح فرا رسید؛ پس وای در آن روز بر تکذیب‌کنندگان...

بارالها، آیا همراه با نخستین خلیفه‌ات، آدم، کتابی مشتمل بر احکام و شرایع فقهیِ دین نازل فرمودی، تا مسائل مربوط به تداوم نسلِ آدم و سایر آنچه در دین تو ـ اسلام ـ در حوزهٔ احکام شرعی تشریع شده است، بیان گردد؟
و جواب: خداوند تعالی می‌فرماید:
{قَالَ ٱهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعَۢا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾‏ وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُۥ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُۥ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾‏ قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِىٓ أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾ ‏قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ ءَايَٰتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ ٱلْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾‏ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنۢ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ۚ وَلَعَذَابُ ٱلْـَٔاخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰٓ ﴿١٢٧﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ طه].
آدم و حوّا و فرزندانشان، همگی در پشتِ آدم ـ یعنی همان ذریّه‌ای که به صورت نطفه آفریده شده بود ـ توسط خدا بر مبنای فطرت ایمان به پروردگار عالمیان آفریده شدند و چیزی را شریک او نمی‌دانستند؛ آن هم بدون آن‌که پیامبری از سوی پروردگارشان برایشان فرستاده شده باشد. این، همان فطرت الهی است که خدا انسان‌ها را بر آن سرشته است: «لا إلهَ إلاّ الله، وحده لا شریک له». آنان بر خود گواه بودند که از همان روزی که از خاک آفریده شدند، خداوند تنها پروردگارشان است. تمام ذریه‌های نطفه‌ای همراه با پدرشان، آدم، از خاک آفریده شده‌اند و هر موجود نطفه‌ای نیز ذریه‌ای دارد. ذریهٔ هر موجود نطفه‌ای، که خود ذریه‌ای دارد، منحصر به همان موجود است، و علم هنوز به طور کامل این موضوع را کشف نکرده است. تا امروز، علم تنها توانسته وجود موجودات نطفه‌ای را شناسایی کند، اما به دلیل کوچکی ذریه و ذریهٔ ذریهٔ آن، هنوز ذریهٔ واقعی کشف نشده است. هر موجود نطفه‌ای در پشت خود ذریه دارد و هر ذریه نسبت به ذریهٔ پیشین خود، چه از نظر اندازه و چه از نظر طول عمر فرضی موجود، کوچک‌تر است، نخستین امت‌هایی که از نظر زمانی نزدیک به آدم زندگی می‌کردند، از نظر جثه و قامت، درشت‌ترین و بلندقدترین امت‌ها و از نظر طول عمر دارای طولانی‌ترین برای کسانی بودند که تا پیری زندگی کردند. دلیل روشن این مطلب را می‌توان در عمر پیامبر خدا، نوح، و قوم او مشاهده کرد؛ زیرا مدت دعوت او به سوی آنان تا فرا رسیدن طوفان، هزار سال، پنجاه سال کم [نهصد و پنجاه سال] بود. از این‌جا می‌توان به قد و جثه نخستین امت‌ها، از نظر بزرگی شگفت‌انگیز آفرینش و عمر طولانی‌شان پی برد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَآ ۛ أَن تَقُولُوا۟ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَٰفِلِينَ ﴿١٧٢﴾‏ أَوْ تَقُولُوٓا۟ إِنَّمَآ أَشْرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّنۢ بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾‏} صدق الله العظيم. [سُورَةُ الأَعۡرَافِ]
و می‌گوییم: خدایا! آیا به آن‌ها شرایع فقهی دینشان را تعلیم دادی یا تنها به آنان الهام نمودی که تو ایشان را آفریده‌ای تا تنها تو را بپرستند و هیچ شریکی برایت نگیرند و هنوز کتاب احکام حلال و حرام را به آن‌ها عطا نکرده‌ بودی؟
و پاسخ این پرسش را در آیات محکم کتاب، قرآن عظیم، می‌یابیم؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
{قَالَ ٱهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعَۢا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ﴿١٢٣﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ طه].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{قُلْنَا ٱهْبِطُوا۟ مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾‏ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٣٩﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ البَقَرَةِ].
پس پرسشی که از خداوند، پروردگار عالمیان، مطرح می‌کنیم چنین است: خدایا! نخستین پیامبری که فرستادی چه کسی بود و با چه کتابی آمد که در آن احکام فقهی دین ما درباره حلال و حرام بیان شده باشد؟
و پاسخ این پرسش را در محکم کتاب، قرآن عظیم، می‌یابیم؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
{۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿١٣﴾‏ وَمَا تَفَرَّقُوٓا۟ إِلَّا مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلْعِلْمُ بَغْيَۢا بَيْنَهُمْ ۚ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِىَ بَيْنَهُمْ ۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِنۢ بَعْدِهِمْ لَفِى شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ﴿١٤﴾‏ فَلِذَٰلِكَ فَٱدْعُ ۖ وَٱسْتَقِمْ كَمَآ أُمِرْتَ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ ۖ وَقُلْ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٍ ۖ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ ۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ ۖ لَنَآ أَعْمَٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَٰلُكُمْ ۖ لَا حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ ۖ ٱللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا ۖ وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ ﴿١٥﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ الشُّورَىٰ].
سپس می‌گوییم: خداوندا! آیا پس از تکثّر ذریهٔ آدم، احکام فقهی دربارهٔ تحریم ازدواج با محارم در نخستین رسالت تشریعی که اولین رسولان کتاب آوردند، نازل شد؟ یعنی از زمان نخستین رسول با شرایع دین در مسائل حلال و حرام فقهی؟
و پاسخ چنین است: خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَا تَنكِحُوا۟ مَا نَكَحَ ءَابَآؤُكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُۥ كَانَ فَٰحِشَةً وَمَقْتًا وَسَآءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾‏ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَٰتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَٰتُكُمْ وَعَمَّٰتُكُمْ وَخَٰلَٰتُكُمْ وَبَنَاتُ ٱلْأَخِ وَبَنَاتُ ٱلْأُخْتِ وَأُمَّهَٰتُكُمُ ٱلَّٰتِىٓ أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَٰتُكُم مِّنَ ٱلرَّضَٰعَةِ وَأُمَّهَٰتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَٰٓئِبُكُمُ ٱلَّٰتِى فِى حُجُورِكُم مِّن نِّسَآئِكُمُ ٱلَّٰتِى دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا۟ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَٰٓئِلُ أَبْنَآئِكُمُ ٱلَّذِينَ مِنْ أَصْلَٰبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا۟ بَيْنَ ٱلْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
پس خدایا، آیا این تشریع دینی که در قرآن عظیم آمده است، همانی است که بر رسول الله نوح نازل فرمودی، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{۞ إِنَّآ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ كَمَآ أَوْحَيْنَآ إِلَىٰ نُوحٍ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ مِنۢ بَعْدِهِۦ ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَٰرُونَ وَسُلَيْمَٰنَ ۚ وَءَاتَيْنَا دَاوُۥدَ زَبُورًا ﴿١٦٣﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ]،
و تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{۞ شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحًا وَٱلَّذِىٓ أَوْحَيْنَآ إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِۦٓ إِبْرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓ ۖ أَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا۟ فِيهِ ۚ كَبُرَ عَلَى ٱلْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ ٱللَّهُ يَجْتَبِىٓ إِلَيْهِ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِىٓ إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿١٣﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الشُّورَىٰ].
پس این بدان معناست که ذریهٔ آدم از دو والد هستند؛ پدرمان آدم و مادرمان حوّا، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{يَٰبَنِىٓ ءَادَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ كَمَآ أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ ٱلْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَٰتِهِمَآ ۗ إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا ٱلشَّيَٰطِينَ أَوْلِيَآءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ الأَعۡرَافِ].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَآءً ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿١﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
و ای جدل‌گر! به خداوند یکتا و قهار قسم می‌خورم که تو هرگز و هیچ‌گاه نخواهی توانست حتی یک برهان از قرآن عظیم، نه از محکمات آن و نه از متشابهاتش، بیاوری؛ پس هرگز نمی‌توانی برهانی از خدا در قرآن عظیم ارائه دهی که ثابت کند خدا برای فرزندان آدم همسرانی آفریده که از نسل آدم و همسر او نباشند. تو نخواهی توانست، حتی اگر زمین را شکافته یا بلندی کوه‌ها را پیموده باشی. آنچه بیش از ده سال پیش به تو گفته‌ام، امروز نیز به تو می‌گویم. آیا به دنبال شهرت هستی؟ وای بر شهرتی که در آن تعمّد به جدل در دین خدا بدون علم، هدایت و کتاب منیر باشد. من اساساً ذریهٔ آدم را جز از آدم (از یک نفس) نمی‌یابم، و از آن نفس همسرش آفریده شد و از آن‌ها مردان و زنان بسیاری پراکنده شدند، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَآءً ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿١﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
پس آیا همسرت از ذریهٔ آدم نیست؟! و تو را به چالش می‌کشم که انکار کنی و بگویی که او از ذریهٔ آدم و حوّا نیست، در حالی که همسران ما زنانی از جنس بشر و از خود ما هستند و نه از نسل نوعی دیگر، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ ۚ أَفَبِٱلْبَٰطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ ٱللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ﴿٧٢﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ النَّحۡلِ].
پس چگونه می‌خواهی خدا تو را بر صراط مستقیم ثابت کند، در حالی که می‌خواهی از امام مهدی، ناصر محمد یمانی، عالم‌تر باشی؟ اگر در چیزی از خلیفهٔ خدا، خاتم، برتر شوی، چالش خداوند برای برانگیختن امام مهدی، ناصر محمد - که خدا علم کتابی را به او عطا کرده که بر خاتم انبیاء و مرسلین نازل شده- مختل می‌شود. پس بدان ای جدل‌گر که بعثت خلیفهٔ خدا (امام مهدی ناصر محمد) وعده‌ای از جانب خداوند است و هیچ‌کس از قرآن نمی‌تواند با او مجادله کند، مگر اینکه خلیفهٔ خدا، انسانی که معلمش خداوند رحمان است و به او بیان جامع قرآن عظیم آموخته شده، او را شکست دهد. بنابراین هیچ‌کس از قرآن با من مجادله نخواهد کرد مگر اینکه او را شکست دهم، بلکه با قدرت علمی محکم قرآن عظیم، هم مؤمنان و هم تکذیب‌کنندگان و ملحدان را وادار به سکوت می‌کنم. حتی اگر کسی که با من جدل می‌کند کافر باشد یعنی وجود خداوند رحمان و قرآن را انکار کند، باز هم او را با قرآن عظیم مغلوب می‌کنم؛ هرچقدر هم که خداوند بزرگ را انکار کرده و قرآن کریم را تکذیب نماید باز هم او را با آیاتی که برای اقامه حجت قاطع در برابر ملحدان و منکران وجود خداوند، ربّ العالمین هستند، وادار به سکوت می‌کنم. سپس میان من و آن‌ها یک قاعدهٔ فیزیکی پذیرفته می‌شود: برای هر فعلی، فاعلی وجود دارد. این قاعده‌ای است که هیچ‌کس، چه عالم باشد و چه بی‌سواد، در آن اختلاف ندارد؛ هیچ‌کس نمی‌تواند منکر آن شود که هر فعل، فاعلی دارد، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{أَمْ خُلِقُوا۟ مِنْ غَيْرِ شَىْءٍ أَمْ هُمُ ٱلْخَٰلِقُونَ ﴿٣٥﴾‏ أَمْ خَلَقُوا۟ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾‏ أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ ٱلْمُصَۣيْطِرُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ الطُّورِ].
سپس عقل‌های آنان ناگزیر می‌شوند که در کنار حق و با من همراه باشند، زیرا خداوند وجود انسان را نسبت به خود بصیر قرار داده است، حتی اگر بهانه‌ها و توجیهات خود را بیاورند. وجود انسان خود دلیلی روشن بر وجود خداوند رحمان است و عقل‌هایشان به طور حتم انکار خواهند کرد که آن‌ها از هیچ آفریده شده‌اند؛ بلکه عقل‌هایشان اقرار خواهند کرد که چیزی باید وجود داشته باشد که آن‌ها را آفریده است. همچنین عقل‌هایشان انکار خواهند کرد که خودشان خالق خود باشند، یا خالق آسمان‌ها و زمین، یا حاکم بر حرکت خورشید و ماه و زمین باشند، تصديق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{أَمْ خُلِقُوا۟ مِنْ غَيْرِ شَىْءٍ أَمْ هُمُ ٱلْخَٰلِقُونَ ﴿٣٥﴾‏ أَمْ خَلَقُوا۟ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ ۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾‏ أَمْ عِندَهُمْ خَزَآئِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ ٱلْمُصَۣيْطِرُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ الطُّورِ].
و تصديق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ۖ وَأَلْقَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ رَوَٰسِىَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍ ۚ وَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءً فَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿١٠﴾‏ هَٰذَا خَلْقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِى مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦ ۚ بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِى ضَلَٰلٍ مُّبِينٍ ﴿١١﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ لُقۡمَانَ].
سپس به ایشان روند و ترتیب آفرینش را می‌آموزیم: اینکه زمینی که بر آن زندگی می‌کنید، پیش از آسمان‌ها پدید آمد و آسمان‌ها پیش از آفریدن زینت‌های خود، یعنی ستارگان تابان، خلق شدند، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{وَلَقَدْ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِمَصَٰبِيحَ وَجَعَلْنَٰهَا رُجُومًا لِّلشَّيَٰطِينِ ۖ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ ﴿٥﴾‏ وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ المُلۡكِ].
آیا می‌توان پذیرفت که زینت آسمان‌ها، یعنی ستارگان، پیش از خود آسمان‌ها آفریده شوند؟! و پاسخ این پرسش را در محکم کتاب می‌یابیم، خداوند تعالی می‌فرماید:

{إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنْيَا بِزِينَةٍ ٱلْكَوَاكِبِ ﴿٦﴾‏ وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَٰنٍ مَّارِدٍ ﴿٧﴾‏ لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلْمَلَإِ ٱلْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ﴿٨﴾‏ دُحُورًا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿٩﴾‏ إِلَّا مَنْ خَطِفَ ٱلْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿١٠﴾‏ فَٱسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَآ ۚ إِنَّا خَلَقْنَٰهُم مِّن طِينٍ لَّازِبِۭ ﴿١١﴾‏ بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿١٢﴾‏ وَإِذَا ذُكِّرُوا۟ لَا يَذْكُرُونَ ﴿١٣﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ الصَّافَّاتِ].
بلکه با آیات خداوند در جهان هستی، ملحدان را از اموری آگاه می‌کنیم که نمی‌دانستند. به خدا سوگند، آن‌ها را در برابر انتخابی واحد قرار می‌دهیم که هیچ راه دیگری جز آن ندارند: این قرآن عظیم، حق است و از سوی خداوند حکیم و دانا نازل شده است. ما به آن‌ها پاسخ تمام پرسش‌های جهان‌ هستی را می‌آموزیم که تاکنون پاسخی برای آن نیافته بودند، و همهٔ حلقه‌های گمشده در علوم کیهان و آفرینش را برایشان روشن می‌کنیم و می‌گوییم: «پس کدام آیات خدا را انکار می‌کنید؟» و این کار را با برهان روشن و مبین علم فیزیک از علوم کتاب، قرآن عظیم، انجام می‌دهیم، زیرا بعثت خلیفهٔ خدا، امام مهدی ناصر محمد، وعده‌ای همراه با چالش و برای اثبات حقانیت رسولش محمد است که خلیفهٔ خدا، امام مهدی، با علوم فیزیک قرآنی مبعوث خواهد شد، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُۥ عِلْمُ ٱلْكِتَٰبِ ﴿٤٣﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الرَّعۡدِ].
و چنین نیست که من قرآن را همانند شما بر اساس گمان‌های شخصی خود تفسیر کنم، چرا که گمان هرگز نمی‌تواند جای حقیقت را بگیرد. بلکه ما قرآن را به خود قرآن روشن می‌سازیم و بیان آن را همچون بنایی مستحکم و استوار می‌آراییم، که هر بخشش دیگری را محکم نگه می‌دارد. و من با این بیان به عقل هر انسان عاقلی که از نیروی عقل خود بهره‌گیرد، به چالش می‌کشم؛ زیرا ناگزیر خواهد دید که عقلش به علم امام مهدی ناصر محمد یمانی گرایش یافته است و درخواهد یافت که عقلش – حتی برخلاف میل صاحبش – قانع گردیده و تسلیم و مطیع حق گردیده است زیرا خداوند، عقل را بصیر آفریده است، اگر که درست به‌کار گرفته شود. عقل بسیار استوار و غیرقابل شکست است، حتی اگر نور بصیرت هنوز به دل نرسیده باشد؛ اما پس از دریافت نور هدایت برای پیروی [از حق]، عقل بصیر می‌شود و نمی‌تواند در تشخیص حق و باطل کور بماند و جز آنچه منطقی و قانع‌کننده است را نمی‌پذیرد، تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{أَفَلَمْ يَسِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَآ أَوْ ءَاذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا ۖ فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى ٱلْأَبْصَٰرُ وَلَٰكِن تَعْمَى ٱلْقُلُوبُ ٱلَّتِى فِى ٱلصُّدُورِ ﴿٤٦﴾‏}صدق الله العظيم [سُورَةُ الحَجِّ].
یعنی: وقتی مسأله‌ای بر عقل عرضه شود، عقل کور نمی‌ماند، اما عقل سلطه‌ای بر صاحبش ندارد؛ بلکه مشاوری امین است که اگر از او مشورت بخواهی، فرضیات منطقی برایت ارائه می‌دهد، زیرا عقل چیزی جز منطقیات را نمی‌پذیرد. و برای روشن شدن موضوع، مثالی برایت می‌زنم:
روند تفکرعقل داماد عزیز مصر، وقتی همسرش به او گفت تا رسوایی را [که بر اثر رفتار خواهرش رخ داده بود] جبران کند، چنین بود: خواهرش، همسر عزیز مصر (رئیس مجلس وزرا)، یوسف، جوان خدمتکارشان را در زندان مخصوص جوانان کاخ حبس کرده بود و ادعا می‌کرد که یوسف از او درخواستی نامشروع کرده است. زن گفت: «اگر خواهرت خدمتکارشان، یوسف را از کاخ بیرون می‌کرد و می‌گفت که برای او در کاخ جایی نیست و باید برود، مشکل حل می‌شد و خود را از رسوایی تبرئه می‌کرد، زیرا بر اساس گفته او که یوسف از او درخواستی نامشروع کرده بود، یوسف غیرقابل اعتماد بود.» و این کار پایان می‌یافت، به جای اینکه بر حبس او اصرار شود. اما یوسف با پیراهنش زندانی شد تا مدرکی باشد بر اینکه یوسف از او درخواست نامشروع داشته و زن ـ برحسب شنیده‌ها- در برابر تجاوز از خود دفاع کرده است. سپس همسر داماد عزیز مصر گفت: «فکری برای رفتار خواهرت کن» .سپس به شوهرش گفت: «خواهرت را قانع کن تا یوسف را آزاد کند و بگذارد برود، به جای اینکه باعث رسوایی شود. ماندن یوسف در زندان کاخ عزیز مصر چه فایده‌ای دارد؟». شوهرش که از عقل خود استفاده می‌کرد، پاسخ داد: «آیا پیراهن یوسف از جلو پاره شده بود یا از پشت؟». او گفت: «نمی‌دانم، فقط شنیده‌ام که یوسف را حبس کرده و او را با همان پیراهن نگه داشته تا مدرکی بر علیه او باشد و اجازه نداده که پیراهنش را با پیراهن دیگری عوض کند». سپس شوهر کمی در فکر فرو رفت تا مسأله را بر عقل خود عرضه کند. عقلش پاسخ داد و به او گفت: «آیا منطق می‌پذیرد که پیراهن یوسف از پشت پاره شده باشد، اگر یوسف قصد داشت خواهر تو، همسر عزیز مصر، را به خود کشاند؟ عقل قطعاً این اتهام را نمی‌پذیرد، زیرا منطقی نیست. اگر او قصد تجاوز داشت، پیراهنش از جلو پاره می‌شد، چرا که زن از خودش دفاع می‌کرد. اما اینکه پیراهن یوسف از پشت پاره شده است، نشان می‌دهد که یوسف در حال فرار از زن عزیز مصر بود که او را به خویش خوانده و درها را بسته بود و گفت: «هیچ راهی برایت نیست». یوسف که نزدیک بود تحت تأثیر وسوسه و زیبایی او تسلیم شود، تصمیم گرفت فرار کند تا در را باز کند؛ زن او را دنبال کرده و گرفت و پیراهنش را از پشت کشید تا پیش از باز شدن در او را نگه دارد. عقل حکم می‌کند که پیراهن تنها در نتیجهٔ مبارزهٔ دفاعی یا فرار سریع و تعقیب پاره شده باشد. پس چنین بود که عقل مرد پاسخ داد و برای صاحبش دو فرضیه قرار داد و راه سومی باقی نگذاشت. بنابراین مرد با استدلال عقلانی و منطقی، در حالی‌که در محل حاضر نبود توانست حکم دهد. شاهد واقعی از اهل خانه هنگام حادثه حاضر نبود؛ او نزد خواهرش نبود و تنها با شهادت عقل و منطق قضاوت کرد. سپس مرد بدون هیچ ظلمی و با تکیه بر همین دو فرضیه حکم خود را بیان کرد و گفت:
{إِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ ﴿٢٦﴾‏ وَإِن كَانَ قَمِيصُهُۥ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ﴿٢٧﴾‏}. صدق الله العظيم [سورة يوسف].
اما نیاز بود آن فرضیه‌های منطقی که عقل استنباط کرده بود، در واقعیت محک بخورند تا آنچه عقل بصیر دربارهٔ حق حکم کرده بود، تصدیق شود و شاهدی علمی و منطقی به دست آید. بنابراین او راهی شد تا ببیند چه کسی دیگری را به سوی خویش دعوت کرده است. به کاخ دامادش عزیز مصر رسید و به سمت زندان مخصوص کاخ رفت تا یوسف و پیراهنش را ببیند. دید که پیراهن یوسف از پشت پاره شده است و آنگاه با یقین کامل دانست که یوسف بی‌گناه است؛ بلکه خواهرش، همسر عزیز مصر، بود که یوسف را به خویش خوانده بود. او یوسف را آرام و بی‌سر و صدا برداشت و به بخش سلطنتی نزد خواهرش بازگرداند، زیرا به یوسف اعتماد مطلق داشت. سپس به خواهرش گفت: «من را با دیگران یکی ندان؛ برادرت مانند شوهرت نیست که از عقلش بهره‌ای نبرده باشد. اگر یوسف قصد وسوسه تو را داشت، پیراهنش از پشت پاره نمی‌شد؛ پس اگر راستگو بودی، پیراهنش از جلو پاره می‌شد. اکنون برای گناهت استغفار کن، زیرا در خطا بودی.». زن از شرم نسبت به برادرش سکوت کرد و سرش را پايین انداخت. سپس به یوسف گفت: «به اتاق خود بازگرد، همان جایی که پیش‌تر در آن اقامت داشتی، و از یادآوری آنچه رخ داده است خودداری کن؛ دربارهٔ خودت با کسی جدل نکن. اگر کسی از تو پرسید، پاسخ مده؛ زیرا تو را به اتاقت نزد خواهرم بازگرداندم و این خود نشانهٔ بی‌گناهی توست. پس از این ماجرا چشم بپوش و درگیر آن نشو.» سپس به خواهرش گفت: «برای گناهت استغفار کن، زیرا در خطا بودی» . آنگاه نزد دامادش، عزیز مصر، رفت و به او اطلاع داد که یوسف بی‌گناه است و شهادت عقل و منطق، مطابق با واقعیت، بی‌گناهی او را تأیید کرد. آن مدرکی که گمان می‌شد علیه یوسف باشد، اکنون به نشانهٔ پاکی و بی‌گناهی او تبدیل شد. وزیر نیز در برابر تهمت همسرش صبر پیشه کرد و او را بخشید.
پس به عقل بنگرید، که وقتی مسئله‌ای بر آن عرضه شود، هرگز در تشخیص حق نابینا نیست و به تفکر می‌پردازد. عقل ابتدا فرضیه‌های منطقی ارائه می‌دهد و سپس صحت آن‌ها را بررسی می‌کند؛ یعنی این فرضیه‌ها با واقعیت مطابقت داشته و حقیقت را نشان می‌دهند.
هیچ کس نمی‌تواند بیان حق قرآن را همانند کسی که خداوند خود، بیان حق قرآن عظیم را به او آموخته است، شرح و تفسیر کند. هر که هدایت را جز از طریق بیان قرآن با خود قرآن جستجو کند، در مسیر خرافات و افسانه‌هایی قرار می‌گیرد که خداوند هیچ سلطه‌ای بر آن‌ها نازل نکرده و او را گمراه خواهد ساخت. پس به کدام سخن پس از آن ایمان خواهند آورد؟! داوری و حکم از آنِ خداست، که بهترین داور میان حق و باطل است.
و سلام
على المُرسَلين والحَمدُ لله ربِّ العالَمين..


خليفة الله على العالَمين الإمام المهديّ

ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ.

======== اقتباس =========

اقتباس: اضغط للقراءة

اخرین به روز رسانی: 24-12-2025 07:23 AM
2

خداوند معجزاتِ فراتر از قوانین عادی طبیعت را جز در موردِ آفرینشِ پدر و مادرِ نخستین (آدم و حوّا) به‌کار نگرفت؛ امّا دربارهٔ فرزندان و نسلِ آنان، قانونِ طبیعیِ فیزیک در زایش و تکثیرِ ارحام و تداوم نسل جاری است و آفرینشِ ایشان بدونِ معجزاتِ فراتر از قو

-2-
الإمام المهديّ ناصِر مُحَمَّد اليمانيّ
03 - رجب - 1447 هـ
23 - 12 - 2025 مـ
۲ – دی -۱۴۰۴ ه.ش.
08:03 صبح
(بحسب التَّقويم الرّسميّ لأم القُرى)

[لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان]
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=490293
________

خداوند معجزاتِ فراتر از قوانین عادی طبیعت را جز در موردِ آفرینشِ پدر و مادرِ نخستین (آدم و حوّا) به‌کار نگرفت؛ امّا دربارهٔ فرزندان و نسلِ آنان، قانونِ طبیعیِ فیزیک در زایش و تکثیرِ ارحام و تداوم نسل جاری است و آفرینشِ ایشان بدونِ معجزاتِ فراتر از قوانین عادی طبیعت فیزیکی صورت می‌گیرد.

به نام خدای یگانهٔ قهّار؛ همان که شیطان‌های رانده‌شده و موردِ خشم را ـ از جنّ و انس و از هر گروهی از موجودات که در این وصف می‌گنجندـ لعنت کرد، و خداوند پلیدان را برخی بر برخی دیگر نهاد و همگی را برهم انباشت و(همه‌شان یکسره)؛ در آتشِ دوزخ افکند. آنان دشمنانِ خدایِ پروردگارِ جهانیان‌اند که می‌کوشند مردم را از راهِ راست ـ بیانِ حقِّ قرآنِ عظیم ـ بازدارند همانا پروردگارِ من بر راه راست است، و خداوند کمرشان را درهم بشکند، عمرهایشان را کوتاه سازد و نسلشان را نابود کند، به‌گونه‌ای که در هر زمان و مکانی در بدترین و پلیدترین وضعیت باشند. آنان دشمنانِ خدایِ رحمان در هر زمان و مکان‌اند. آگاهانه و از روی عمد، با حق می‌جنگند، چراکه از حق بیزارند، و می‌خواهند نورِ خدا را با دهان‌هایشان خاموش کنند؛ حال آنکه خدا جز این نمی‌خواهد که نورِ خویش را به کمال رساند، هرچند مجرمان ناخشنود باشند.
« بارالها، من بندهٔ توأم؛ دستِ خویش را در دعا بر ضدّ آنان گشوده‌ام، که همانا تو شنوندهٔ دعا هستی. بارالها، من بندهٔ تو، امام مهدی، ناصرِ محمد الیمانی‌، شیاطینِ جنّ و انس را که دشمنانِ تو هستند، دشمنانِ خود قرار داده‌ام و هر که دشمنِ تو باشد، من که خلیفهٔ توأم، دشمنِ سرسخت و کینه‌توزِ اویم، با خشمی سخت که از شدّت آن، میخ‌ها و ستون‌های سختِ آهنین نیز گداخته می‌شوند. خدا رحمت نکند آن‌کس را که از خدا بخواهد دشمنانش را بیامرزد. تصدیقِ فرموده‌ی خداوند تعالی:
{قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُۥ نَزَّلَهُۥ عَلَىٰ قَلْبِكَ بِإِذْنِ ٱللَّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿٩٧﴾‏ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّلَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَىٰلَ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَٰفِرِينَ ﴿٩٨﴾‏ وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ءَايَٰتِۭ بَيِّنَٰتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَآ إِلَّا ٱلْفَٰسِقُونَ ﴿٩٩﴾‏}صدق الله العظيم [سورة البقرة]".
و اما بعد...
خداوندا، سؤال از بندهٔ توست و پاسخ از سوی تو:
سؤال: پس چگونه بشر پس از معجزات غیرطبیعی فیزیکی در آفرینش پدر ما آدم و مادر ما حوّا، تکثیر پیدا کرد، با این شرط که مراحل آفرینش از ابتدا تا انتها را با آیات روشن و محکمِ اُمّ‌الکتاب بیان کنی، آیات واضح و صریحی که جز فاسقان کسی نسبتب آن‌ها کفر نورزد؟
خداوندا، پس به این سؤال من پاسخی جامع و کامل برای همه مردم فرما و چه کسی راستگوتر از خدا در گفتار است؟! پس انتظار دارم پاسخ مفصل و روشنگر تو به همهٔ مردم برسد

و پاسخ را مستقیماً به تو می‌سپاریم. خداوند تعالی می‌فرماید:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى رَيْبٍ مِّنَ ٱلْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ ۚ وَنُقِرُّ فِى ٱلْأَرْحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوٓا۟ أَشُدَّكُمْ ۖ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرْذَلِ ٱلْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنۢ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْـًٔا ۚ وَتَرَى ٱلْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنۢبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجِۭ بَهِيجٍ ﴿٥﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الحَجِّ].
سؤال: خداوندا، آیا مراحل آفرینش (نطفه، علقه و مضغه) بر حوّا نیز صدق کرد، یا اینکه آفرینش پدر ما آدم و مادر ما حوّا خارج از قوانین فیزیک طبیعی بود و در رحم پرورش نیافتند؟ و اما نسل ایشان، آیا قانونِ نسل انسانی از همان ابتدا تا امروز بر آن‌ها جاری شد، یعنی قانون فیزیک طبیعی بر تمامی فرزندانشان اعمال گردید؟
پاسخ، خداوند تعالی می‌فرماید:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَآءً ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿١﴾‏} صدق الله العظيم [سورة النساء].
سؤال: خدایا، پاک و منزهی تو، دو جنس، نر و ماده را چگونه آفریدی؟
پاسخ، خداوند تعالی می‌فرماید:
{أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿٣٦﴾‏ أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِىٍّ يُمْنَىٰ ﴿٣٧﴾‏ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ ﴿٣٨﴾‏ فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ ﴿٣٩﴾‏ أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحْـِۧىَ ٱلْمَوْتَىٰ ﴿٤٠﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ القِيَامَةِ].
سؤال: خداوندا، آیا شکل‌گیری دو جنس (نر و ماده) در قوانین طبیعی، یعنی از طریق نطفه، فقط پس از معجزهٔ آفرینش پدر ما آدم و مادر ما حوّا شروع شد، زیرا آن‌ها از طریق نطفه و رویش در رحم آفریده نشدند؟
و پاسخ مستقیم خداوند چنین است، خداوند تعالی می‌فرماید:
{خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَٰتٍ ثَلَٰثٍ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظیم [سورة الزمر].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا لِّتَسْكُنُوٓا۟ إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿٢١﴾‏} صدق الله العظیم [سورة الروم].
پس چهارپایان، انسان و هر موجود زنده‌ای، پدر و مادر نخستینشان مراحل طبیعی آفرینش را طی نکردند بلکه تو آنان را به قدرت خارق‌العاده‌ات آفریدی. سپس فرایند طبیعی و فیزیکی تولید نسل آن‌ها آغاز شد- چه ماده باشند یا نر- و چه به صورت جفت (نر و ماده) از اولین نسلشان؛ آفرینش پس از آفرینش، از نطفه وقتی بیرون ریخته می‌شود؛ آفرینش پس از آفرینش، به صورت جفت، دوقلو، یا تک‌تک؟
و پاسخ این است، خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا وَمِنَ ٱلْأَنْعَٰمِ أَزْوَٰجًا ۖ يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ ۚ لَيْسَ كَمِثْلِهِۦ شَىْءٌ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْبَصِيرُ ﴿١١﴾} صدق الله العظیم [سورة الشورى].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَٰتٍ ثَلَٰثٍ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظیم [سورة الزمر].
پس نظامِ نسل‌ها و تولیدمثل از طریق رحم‌ها و نطفه‌ها در کتاب الهی، چنین است و معجزهٔ خارق‌العاده تنها در آفرینش دو والد نخستین رخ می‌دهد، چه در میان امت‌های انسانی (پستانداران انسانی) و چه در میان چهارپایان؛ این همان قانونِ آفرینش در کتاب خداست، تصدیقِ فرموده‌ی خداوند تعالی:
{خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَٰتٍ ثَلَٰثٍ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٦﴾‏ إِن تَكْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنكُمْ ۖ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْكُفْرَ ۖ وَإِن تَشْكُرُوا۟ يَرْضَهُ لَكُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ﴿٧﴾‏} صدق الله العظیم [سُورَةُ الزُّمَرِ].
اما «سید سلیم» می‌گوید معجزه‌ خارق‌العاده در آفرینش، در تکثیر نسل‌های بعدی نیز استمرار دارد، درحالی‌که این به خدا نسبت دادن دروغ است؛ همانا کسانی که به خدا دروغ می‌بندند رستگار نمی‌شوند. در حقیقت، قانونِ تکثیر نسل‌ها به‌طور مفصل و محکم در کتاب خدا، قرآن عظیم، بیان شده است. اما سید سلیم به ما وعده داده بود که برهانی روشن می‌آورد که نشان می‌دهد معجزهٔ خارق‌العاده در نسل آدم و حوّا (با معجزه‌ای خارج از نظام طبیعی تولیدمثل) ادامه یافته است؛ و او دروغ‌گو است. حتی اگر پنجاه هزار سال هم زندگی کند، نمی‌تواند این را از قرآن عظیم اثبات کند. تنها رسول خدا، مسیح عیسی بن مریم (علیه‌السلام)، توسط خدا با معجزه‌ای فراتر از قوانین فیزیکی آفریده شد؛ زیرا خداوند او را بدون پدر خلق کرد. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
{ذَٰلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ ٱلْـَٔايَٰتِ وَٱلذِّكْرِ ٱلْحَكِيمِ ﴿٥٨﴾‏ إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ ۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ آلِ عِمۡرَانَ].
اما پدر ما آدم و مادر ما حوّا، خداوند آن‌ها را با معجزه‌ای فراتر از قوانین فیزیک طبیعی آفرید؛ و اما نسل ایشان، مراحل (نطفه، علقه، مضغه، سپس استخوان‌ها، سپس گوشت) بر آن‌ها جاری شد. تصدیقِ فرموده‌ی خداوند تعالی:
{وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةٍ مِّن طِينٍ ﴿١٢﴾‏ ثُمَّ جَعَلْنَٰهُ نُطْفَةً فِى قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿١٣﴾‏ ثُمَّ خَلَقْنَا ٱلنُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا ٱلْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا ٱلْمُضْغَةَ عِظَٰمًا فَكَسَوْنَا ٱلْعِظَٰمَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَٰهُ خَلْقًا ءَاخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحْسَنُ ٱلْخَٰلِقِينَ ﴿١٤﴾‏ ثُمَّ إِنَّكُم بَعْدَ ذَٰلِكَ لَمَيِّتُونَ ﴿١٥﴾‏ ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ تُبْعَثُونَ ﴿١٦﴾‏} صدق الله العظیم [سورة المؤمنون].
و تصدیقِ فرموده‌ی خداوند تعالی:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى رَيْبٍ مِّنَ ٱلْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَٰكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ ۚ وَنُقِرُّ فِى ٱلْأَرْحَامِ مَا نَشَآءُ إِلَىٰٓ أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوٓا۟ أَشُدَّكُمْ ۖ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَىٰٓ أَرْذَلِ ٱلْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِنۢ بَعْدِ عِلْمٍ شَيْـًٔا ۚ وَتَرَى ٱلْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَآ أَنزَلْنَا عَلَيْهَا ٱلْمَآءَ ٱهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنۢبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجِۭ بَهِيجٍ ﴿٥﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الحَجِّ].
این است برهانِ تولید نسل فرزندان آدم؛ معجزهٔ خارج از قوانین فیزیک تنها در آفرینش پدر و مادرشان رخ داد، زیرا آن‌ها مراحل طبیعی آفرینش را طی نکردند و در رحم رویش نیافتند. اما نسل آن‌ها، تا امروز، تابع قانون طبیعی بوده است، تصدیقِ فرموده‌ خداوند تعالی:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَآءً ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿١﴾‏} صدق الله العظيم [سورة النساء].
اما اکنون، از سید سلیم عالم می‌خواهیم، اگر راستگو است، برهانی روشن بیاورد که نشان دهد آدم و حوّا تنها فرزندان مذکر به دنیا می‌آوردند و فرزندان مؤنث با معجزاتی خارج از قوانین فیزیکی مراحل آفرینش، خلق می‌شوند.
هیهات هیهات! به پروردگار زمین و آسمان‌ها قسم، حتی اگر پنجاه هزار سال در قرآن عظیم بگردد، هرگز و هرگز نمی‌تواند دلیلی روشن بیاورد، مگر آنکه سخن خدا را از جایگاه اصلی‌اش تحریف کند. اما خلیفهٔ خدا، امام مهدی ناصر محمد الیمانی، در کمین توست. هرگز مثلی برایمان نمی‌توانی بیاوری مگر آن‌که پاسخ به حقّ و بهترین تفسیر و بیان را برای تو می‌آوریم. تفاوت من و تو این است که تو قرآن را بر اساس هوای نفس خودت تفسیر می‌کنی، اما خلیفه خدا، امام مهدی ناصر محمد الیمانی، قرآن را با قرآن توضیح می‌دهد و بهترین شرح را بدون هیچ تناقضی ارائه می‌کند. اما بیان سید کاملاً متناقض است و آیات را از جایگاه اصلی‌شان تحریف می‌کند. هر کسی که به عقل خود به عنوان یک انسان احترام بگذارد، تفاوت حق و باطل را به وضوح می‌بیند؛ درست مثل تفاوت میان تاریکی و نور. آیا تاریکی و نور با هم برابرند؟!

سُبحان رَبِّك ربِّ العِزَّة عَمَّا يَصِفون وسلامٌ على المُرسَلين والحَمدُ لله ربِّ العالَمين.
خليفةُ الله على العالَمين الإمام المَهديّ
ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ.
======== اقتباس =========
اقتباس: اضغط للقراءة
اخرین به روز رسانی: 24-12-2025 07:31 AM
3

بیان کلمه «انفسهم» در قرآن عظیم...

-3-
الإمام المهديّ ناصِر مُحَمَّد اليمانيّ
04 - رجب - 1447 هـ
24 - 12 - 2025 مـ
۳ – دی – ۱۴۰۴ ه.ش.
12:08 بعد از ظهر
(بحسب التَّقويم الرّسميّ لأم القُرى)

[ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=490469
_______

بیان کلمه «انفسهم» در قرآن عظیم...

بِسم الله الرَّحمن الرَّحيم و صلوات و سلام بر آخرین نبی و رسول خداوند، محمد که با قرآن عظیم به‌سوی مردم فرستاده شد، پیام خدا به همه مردم، دانشنامه‌ای از کتاب‌های پیشینیان و آیندگان که بر پیامبر امّی، خاتم پیامبران و فرستادگان، نازل شد.ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلامی شایسته نثارش کنید. و ما میان هیچ‌یک از پیامبران خدا فرق نمی‌گذاریم و در برابر او تسلیم هستیم.»
و اما بعد...
خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ ٱقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ أَوِ ٱخْرُجُوا۟ مِن دِيَٰرِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِّنْهُمْ ۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا۟ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ﴿٦٦﴾‏ وَإِذًا لَّـَٔاتَيْنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿٦٧﴾‏ وَلَهَدَيْنَٰهُمْ صِرَٰطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿٦٨﴾‏ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُو۟لَٰٓئِكَ رَفِيقًا ﴿٦٩﴾‏ ذَٰلِكَ ٱلْفَضْلُ مِنَ ٱللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمًا ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
پس این آیه‌ای است محکم که به جهاد در راه خدا فتوا می‌دهد؛ برای آن‌که برخی با برخی دیگر بجنگند تا از خود، سرزمین و خانه‌هایشان دفاع کنند، در تأیید و تصدیقِ سخن خداوند تعالی که می‌فرماید:
{وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ ٱقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ أَوِ ٱخْرُجُوا۟ مِن دِيَٰرِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلَّا قَلِيلٌ مِّنْهُمْ ۖ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا۟ مَا يُوعَظُونَ بِهِۦ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا ﴿٦٦﴾‏ وَإِذًا لَّـَٔاتَيْنَٰهُم مِّن لَّدُنَّآ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿٦٧﴾‏ وَلَهَدَيْنَٰهُمْ صِرَٰطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿٦٨﴾‏ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مَعَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ ٱلنَّبِيِّـۧنَ وَٱلصِّدِّيقِينَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَٱلصَّٰلِحِينَ ۚ وَحَسُنَ أُو۟لَٰٓئِكَ رَفِيقًا ﴿٦٩﴾‏ ذَٰلِكَ ٱلْفَضْلُ مِنَ ٱللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ عَلِيمًا ﴿٧٠﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
و در مواردی نیز مقصود این است که تجاوز به یکدیگر حرام شده است؛ یعنی این‌که افراد به نا حق یکدیگر را بکشند. و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَٰقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَآءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾‏ ثُمَّ أَنتُمْ هَٰٓؤُلَآءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَٰرِهِمْ تَظَٰهَرُونَ عَلَيْهِم بِٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَٰرَىٰ تُفَٰدُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ ٱلْكِتَٰبِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَآءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْىٌ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰٓ أَشَدِّ ٱلْعَذَابِ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾‏ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا بِٱلْـَٔاخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ٱلْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ البَقَرَةِ].
و همچنین، به یکدیگر طعنه نزنید، از هم عیب‌جویی نکنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُوا۟ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَآءٌ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ ۖ وَلَا تَلْمِزُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا۟ بِٱلْأَلْقَٰبِ ۖ بِئْسَ ٱلِٱسْمُ ٱلْفُسُوقُ بَعْدَ ٱلْإِيمَٰنِ ۚ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿١١﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ الحُجُرَاتِ].
و همچنین مقصود از «أنفسهم» انسانی از جنس خودشان است، و خداوند تعالی فرموده است:
{لَقَدْ جَآءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِٱلْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿١٢٨﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ التَّوۡبَةِ].
از این‌رو مقصود روشن می‌شود؛ یعنی در سخن خداوند متعال، منظور از «بعضهم بعضًا» [برخی از آنان با برخی دیگر] است که می‌فرماید:
{وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ ۚ أَفَبِٱلْبَٰطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ ٱللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ النَّحۡلِ].
و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا لِّتَسْكُنُوٓا۟ إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَـَٔايَٰتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿٢١﴾‏} صدق الله العظیم [سُورَةُ الرُّومِ].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا وَمِنَ ٱلْأَنْعَٰمِ أَزْوَٰجًا ۖ يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ ۚ لَيْسَ كَمِثْلِهِۦ شَىْءٌ ۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْبَصِيرُ ﴿١١﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الشُّورَىٰ].
لازم است مقصود از «حَفید» در این سخن خداوند متعال ، توضیح داده شود:
{وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَٰجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَٰجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ ۚ أَفَبِٱلْبَٰطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ ٱللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ النَّحۡلِ].
اما مراد خداوند از «بنین» همان فرزندان مذکر یعنی پسران است؛ زیرا آن‌ها نسل پدرشان را حمل می‌کنند و به او نسبت داده می‌شوند، یعنی: «پدر فرزندانش، فرزندان فرزندانش و فرزندان فرزندان فرزندانش». چه شگفت‌آور است که پسرِ پسر، به پدر پدرش می‌گوید: «جدّم فلان»، در حالی که به آدم می‌گوید: «پدر ما آدم» !پس چگونه ممکن است که پسرِ پسر، به پدر پدرش بگوید: « جدّم فلان»؟! در حقیقت درست این است که به پدر مستقیم خود بگوید: «ای پدرم»، و به پدر پدرش بگوید: «ای پدرم فلان»، و همین‌طور ادامه دهد تا به پدرشان آدم برسد و بگوید: «ای پدر ما آدم»؛ زیرا همه کسانی که از نسل [ذریه] آن‌ها هستند، پدرانشان -همه به طور کامل- به پدرشان آدم برمی‌گردد، و جدّ، آن‌طور که ادعا می‌کنند، پدر پسر نیست، بلکه جدّ، همان جدّ «حفید»، یعنی نوه‌های دختری است و آن‌ها فرزندان دختر او هستند. این اشاره به فرزندان زن است، زیرا او نسل مرد دیگری را حمل خواهد کرد، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ مِنَ ٱلْمَآءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُۥ نَسَبًا وَصِهْرًا ۗ وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا ﴿٥٤﴾‏} صدق الله العظيم [سورة الفرقان].
پس او جدّ فرزندان دخترش است، و اما «بنین» یعنی پسران، نسل او و نسل نسل او را حمل می‌کنند و به او نسبت داده می‌شوند، زیرا مقصود از «نسل» همان پسران مذکر هستند، چون آن‌ها نسل او را حمل خواهند کرد. اما دختر، «حفید» او را حمل می‌کند، که از نسل داماد او هستند (فرزندان دخترش) و پدرِ دختر، جدّ آنان است، نه پدرشان، زیرا فرزندان دخترش، نسل او نیستند بلکه نسل داماد او هستند. پس پدرِ مادرشان جدّ خوانده می‌شود، زیرا فرزندان دخترش از نسل او نیستند بلکه نسل داماد او هستند -فرزندان دخترش- اما «بنین» یعنی پسرانش، نسل او را حمل می‌کنند (چه این فرزندان پسر باشند و چه دختر) ، همه در نطفه مرد هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ ﴿٤٥﴾‏ مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ النَّجۡمِ].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{أَيَحْسَبُ ٱلْإِنسَٰنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى ﴿٣٦﴾‏ أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِىٍّ يُمْنَىٰ ﴿٣٧﴾‏ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ ﴿٣٨﴾‏ فَجَعَلَ مِنْهُ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰٓ ﴿٣٩﴾‏ أَلَيْسَ ذَٰلِكَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحْـِۧىَ ٱلْمَوْتَىٰ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ القِيَامَةِ].
در این آیه منظور از «انسان» خود آدم نیست، بلکه هر انسانی است که از نسل آدم باشد، چه مرد باشد و چه زن، و این از ابتدای نسل پدر ما آدم تا امروز صادق است، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوْجَيْنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلْأُنثَىٰ ﴿٤٥﴾‏ مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَىٰ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ النَّجۡمِ].
و پدر و مادر اصلی ما، هر دو تنها کسانی هستند که با فرمان قدرت خدا (کن) پدید آمدند؛ این از نشانه‌های معجزه‌آسا و خارق‌العاده است، نه از نشانه‌های عادی. نشانه‌های عادی همان نسل آدم است، اما آدم و حوا از نشانه‌های خارق‌العاده و غیرعادی خداوند هستند، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَآءً ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِى تَسَآءَلُونَ بِهِۦ وَٱلْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا ﴿١﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
و من برای پدرمان آدم و مادرمان حوا هیچ چیزی به نام «أحفاد» یا «حفیدات» نیافتم، بلکه همه آنها (پسران و دختران) ، فرزندان پدر ما آدم هستند، زیرا همگی از نسل او می‌باشند، جز پیامبر خدا عیسی مسیح، پسر مریم (سلام الله علیهما)، که از نسل آدم نیست؛ بلکه او «حفید» [نوه دختری] آدم است، یعنی آدم، جدِّ مادرش مریم (عليها الصَّلاة والسَّلام) است، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ ۖ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ﴿٥٩﴾‏ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْمُمْتَرِينَ ﴿٦٠﴾‏ فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا۟ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَكُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَٰذِبِينَ ﴿٦١﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ آلِ عِمۡرَانَ ].
و ای سید سلیم، تو نه مرد دانایی هستی و نه بر صراط مستقیم، و بر خدا آن‌چه را نمی‌دانی نسبت می‌دهی، و غرور تو را به گناه می‌کشاند و حق را با باطل می‌آمیزی، و سخن خدا را از جایگاه مقصودش تحریف می‌کنی، و خلیفه خدا، امام مهدی ناصر محمد الیمانی را به ناحق متهم می‌سازی، گویی امام ناصر محمد الیمانی بدون علم، هدایت و کتاب منیر در آیات خدا جدل می‌کند، در حالی که عکس این قضیه کاملاً صحیح است. بلکه (سید سلیم) کسی است که در آیات خدا بدون علم، هدایت و کتاب مبین جدل می‌کند، و هر انسان عاقلی که گفت‌وگوی ما را دنبال کند، حتماً می‌گوید: «بلکه سید سلیم کسی است که بدون علم، هدایت و کتاب منیر جدل می‌کند؛ بلکه سخن خدا را از جایگاه حقیقی‌اش تحریف می‌کند و قرآن را مطابق ظن و هوا و نظر خود تفسیر می‌نماید». تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِىٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَٰنٍ أَتَىٰهُمْ ۖ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ ٱللَّهِ وَعِندَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿٣٥﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ غَافِرٍ].
به پروردگارم سوگند که این [رفتار] باعث خشم شدید خدا و کسانی می‌شود که به حق آمده از سوی پروردگارشان ایمان آورده‌اند. بنابراین جدال با امثال تو سودی ندارد. پس به سوی پروردگارت بازگرد تا قلبت هدایت شود، و حجت کامل به حق بر تو اقامه شده است، و تو علم یقینی داری که حق با خلیفه خدا، امام مهدی ناصر محمد الیمانی است. پس از کسانی مباش که حق را با باطل می‌آمیزند، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{قُلْنَا ٱهْبِطُوا۟ مِنْهَا جَمِيعًا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾‏ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٣٩﴾‏ يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتِىَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا۟ بِعَهْدِىٓ أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّٰىَ فَٱرْهَبُونِ ﴿٤٠﴾‏ وَءَامِنُوا۟ بِمَآ أَنزَلْتُ مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوٓا۟ أَوَّلَ كَافِرِۭ بِهِۦ ۖ وَلَا تَشْتَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِى ثَمَنًا قَلِيلًا وَإِيَّٰىَ فَٱتَّقُونِ ﴿٤١﴾‏ وَلَا تَلْبِسُوا۟ ٱلْحَقَّ بِٱلْبَٰطِلِ وَتَكْتُمُوا۟ ٱلْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٤٢﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ البَقَرَةِ].
والسلام نامه تمام. داوری با خداوندی است که بهترین جداکننده حق از باطل است.
وسلامٌ على المُرسَلين والحَمدُ لله ربِّ العالمين..
خليفة الله على العالمين
الإمام المهديّ ناصر محمد اليمانيّ.
======== اقتباس =========
اقتباس: اضغط للقراءة




4

ا بیش از هفده سال پیش به این موضوع پاسخ داده‌ایم، در بیانی که در آن با شخصی سخن گفتم که در او مسّ ایقاض دیده می‌شد و از قرآن عظیم روی گردان بود. آنان دیگران را نیز با تفسیرهای ساخته و پرداختهٔ خود از پیروی قرآن عظیم بازمی‌دارند، در حالی که خود گمان

- 4 -
الإمام المهديّ ناصِر مُحمَّد اليمانيّ
08 - رجب - 1447 هـ
28 - 12 - 2025 مـ
۷ - دی - ۱۴۰۴ ه.ش.
05:22 بعد از ظهر
(بحسب التقويم الرسميّ لأُم القُرى)

[ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=490860

__________


ما بیش از هفده سال پیش به این موضوع پاسخ داده‌ایم، در بیانی که در آن با شخصی سخن گفتم که در او مسّ ایقاض* دیده می‌شد و از قرآن عظیم روی گردان بود. آنان دیگران را نیز با تفسیرهای ساخته و پرداختهٔ خود از پیروی قرآن عظیم بازمی‌دارند، در حالی که خود گمان می‌کنند هدایت یافته‌اند...


بیان قدیمی که هفده سال پیش صادر شده است، در لینک زیر موجود است و لطفاً به دلیل اهمیتش، آن را باز کنید:
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=282199
و اما اکنون، دست انصار را باز می‌گذاریم تا بر اساس آنچه از بیانات حق می‌دانند، به بحث و استدلال بپردازند. و به اذن خداوند عزیز و حمید، ما جزئیات بیشتری نیز داریم. حتی اگر همهٔ علما از جن، انسان و فرشتگان گرد آیند، نمی‌توانند برای شما آنچه را که نمی‌دانستید، به تفصیل بیان کنند. ما جزئیات بیشتری داریم، با سخن فیصله‌دهنده‌ای که جدی است و نه شوخی و هزل. و هرگز عهد ازلی در آغاز آفرینش را از یاد مبرید؛ همان فطرت الهی که خداوند مردم را بر آن آفریده است.
ـــــــــــــــــــــــ
* اشاره به آیه کریمه سوره الزخرف: {وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ‎﴿٣٦﴾}

======== اقتباس =========
اقتباس: اضغط للقراءة

اخرین به روز رسانی: 02-01-2026 09:00 AM
5

در برابر «سید سلیم» حجت اقامه کردم، باشد که به یاد آرد و پند گیرد یا بیمناک شود، و این یادآوری، چراغ راهی است برای آنان که اهل یاد خدا هستند ...

- 5 -
الإمام المهديّ ناصِر مُحَمَّد اليمانيّ
11 - رجب - 1447 هـ
31 - 12 - 2025 مـ
۱۱ – دی – ۱۴۰۴ ه.ش.
12:21 بعد از ظهر
(بحسب التَّقويم الرّسميّ لأم القُرى)

[لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان]
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=491202
_____


در برابر «سید سلیم» حجت اقامه کردم، باشد که به یاد آرد و پند گیرد یا بیمناک شود، و این یادآوری، چراغ راهی است برای آنان که اهل یاد خدا هستند ...

أعوذ بالله السَّميع العَليم من الشَّيطان الرَّجيم بِسم الله الرَّحمن الرَّحيم..
چه زیباست بهره‌گیری از عقل و منطق! خداوند متعال آدم را از گل خشکیده برگرفته از گل تیره‌ای نظم یافته [صَلصَالٍ مِن طِينٍ مِن حَمإٍ مَسنونٍ] همچون تمثالی منظم و سفالی عظیم آفرید، و همسر او را نیز از همان جوهر ساخت یعنی تمثال دیگری از همان جنس و مادهٔ آدم از گل خشك‌شده‌اى چون سفال تا در نهایت دو موجود – مرد و زن – از یک جوهر و یک جنس پدید آیند. سپس مرحلهٔ دوم فرا می‌رسد که همان مرحلهٔ دمیدن روح است « كُن فيكون». در این هنگام، گل سفالین [صلصال فخّاری] به مردی کامل و سالم تبدیل می‌گردد. این است پدر ما، آدم. و همان‌گونه، نوبت دمیدن روح «کن» به گِل عظیم جفت دیگر از همان جنس آدم رسید، «کن فیکون» و او را همسرش «حوای عذرا» ساخت و شکل داد، گویی آنان تنه‌های نخل ایستاده و عظیم‌الجثه‌ای هستند که آماده ازدواج هستند؛ این بدان معناست که زوج دوم، یعنی «حوا»، از همان جنس آدم، یعنی از همان جوهر و مادهٔ اوست. پس اهل زبان و ادب کجا هستند؟ (آفرینش) شامل هر دو زوج یعنی مرد و زن است، اما لازم است که خداوند هر دو زوج نخستین را از همان جنس ماده‌ای بیافریند که مرد و زن از آن ساخته شده‌اند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:

{وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا}[سورة الأعراف:١٨٩]،
و سپس مرحله نسل‌آفرینی فرا می‌رسد، که همان تناسُل و تولید نسل است. تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلْأَنْعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِى بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمْ خَلْقًا مِّنۢ بَعْدِ خَلْقٍ فِى ظُلُمَٰتٍ ثَلَٰثٍ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ ٱلْمُلْكُ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ‎﴿٦﴾}‏صدق الله العظيم [سُورَةُ الزُّمَرِ].
و این بدان معناست که حوا، دوشیزه عظیم‌الجثه، همسر آدم، هنگامی که خداوند به فرشتگان فرمان سجده بر آدم را داد، نیز آنجا ایستاده بود. تصدیق فرموده‌ی خداوند تعالی:
{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ ‎﴿١١٦﴾‏ فَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰٓ ‎﴿١١٧﴾‏ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ‎﴿١١٨﴾‏ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا۟ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ‎﴿١١٩﴾‏ فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ ٱلشَّيْطَٰنُ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ ٱلْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا يَبْلَىٰ ‎﴿١٢٠﴾‏ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰٓ ءَادَمُ رَبَّهُۥ فَغَوَىٰ ‎﴿١٢١﴾‏ ثُمَّ ٱجْتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَىٰ ‎﴿١٢٢﴾‏ قَالَ ٱهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعَۢا ۖ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًى فَمَنِ ٱتَّبَعَ هُدَاىَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَىٰ ‎﴿١٢٣﴾} صدق الله العظيم [سورة طه].
شگفتا! من در کتاب نیافتم که پدر ما آدم، عادت شود و در وجودش رحمی داشت تا بذر خود را در آن بکارد و حوا از رحم آدم رویش یابد! پس چه شده است که «سید سلیم» در تشابه واژه‌ها گرفتار می‌شود و آنها را به هرگونه که بخواهد تحریف می‌کند؟! پس چگونه ممکن است آدم در وجود خود بذری بکارد؟! بلکه خداوند همسر آدم را از همان جنس و جوهر آدم آفرید
{ جعل منها زوجها} سپس مرحلهٔ تولید مثل فرا می‌رسد تا آب زندگی‌بخش از «صلب» و «ترائب» بیرون آید، سپس نطفه تبدیل به علقه می‌شود، سپس به مضغه‌ای مخلَّق، سپس به استخوان، و سپس خداوند بر استخوان‌ها گوشت می‌پوشاند؛ پس ستایش و تقدیر مخصوص خداست، بهترین آفرینندگا [فتبارك اللهُ أحسنُ الخالِقين]. من، خلیفهٔ خدا (آدم) و همسرش را در شمارِ سُلاله‌های ذریه‌شان نیافتم؛ بلکه سُلاله‌های طین، همان فرزندان آنان‌اند؛ آفریدگانی با ذریه‌ای کوچک. اما آن دو عروس و ‌داماد، «آدم و حوا»، خود آماده و کامل بودند؛ از صلصال همچون سفال، یعنی همچون تمثال‌هایی عظیم‌الجثه.
پس ای سید سلیم، از خدا تقوا کن؛ مبادا غرورِ تو را به گناه بکشاند و مبادا همسرِ یکی از ماده‌شیطان‌ها باشی. سخن خداوند متعال را به تو یادآوری می‌کنم که فرمود:
{إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِۦٓ إِلَّآ إِنَٰثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَٰنًا مَّرِيدًا ‎﴿١١٧﴾‏ لَّعَنَهُ ٱللَّهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا ‎﴿١١٨﴾‏} صدق الله العظيم [سورة النساء].
و من «سید سلیم» را شیطانی رانده‌شده نمی‌بینم، بلکه او بر اثر رو‌گردانی دچار « مَسُّ إيقاض»* شده است و بی‌گمان آنان مردم را از راه بازمی‌دارند و می‌پندارند که خود هدایت‌یافته‌اند. از این‌رو، او در زمرهٔ گمراهان قرار می‌گیرد؛ اما پس از آن‌که حجت بر (سید سلیم) اقامه شد، اینجاست که خطر واقعی پدیدار می‌شود.
و فتنه، تنها فتنهٔ ماده‌شیطان‌ها نیست که در بهشتِ فتنه وجود دارد؛ بلکه پس از آن‌که آدم از آن بیرون رانده شد، آن‌جا آباد گردید. شیاطین آن را آباد کردند؛ هر شیاطین غواص و بنّا ، و آن هم‌کیش و همانند شیطان، قصرهایش را از نقره برافراشتند و برای آن معارجی (آسانسورها) قرار دادند که بر آن‌ها بالا می‌روند و پدیدار می‌شوند و این افزون بر فتنهٔ زیباییِ ماده‌شیطان‌ها در بهشتِ فتنه است.
آیا به شما نگفتم که اگر فضل خدا و رحمت او بر شما ـ ای گروه مسلمانان ـ نبود، همگی جز اندکی، از شیطان پیروی می‌کردید؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلَوْلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةً وَٰحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِٱلرَّحْمَٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ‎﴿٣٣﴾ وَ‏لِبُيُوتِهِمْ أَبْوَٰبًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِـُٔونَ ‎﴿٣٤﴾‏ وَزُخْرُفًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَٰعُ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۚ وَٱلْـَٔاخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ‎﴿٣٥﴾‏ وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ ٱلرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُۥ شَيْطَٰنًا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٌ ‎﴿٣٦﴾‏ وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ‎﴿٣٧﴾‏ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَٰلَيْتَ بَيْنِى وَبَيْنَكَ بُعْدَ ٱلْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ ٱلْقَرِينُ ‎﴿٣٨﴾} صدق الله العظيم [سورة الزخرف].
وسلامٌ على المُرسَلين والحَمدُ لله رَبّ العالَمين..
برادرِ و نجات‌دهنده شما از فتنهٔ مسیحِ دروغین، ابلیس، و همانندِ او ـ آن‌که به ناروا خود را عیسیِ مسیح می‌خواند ـ و آن سرکش سوم [همسر شیطان]، کِشتزار و رحم پلید ناپاکان از مرد و زن. پس از خدا تقوا کنید و مرا فرمان برید، باشد که هدایت گردید. پس بعد از خدا و آیات او، به کدام سخن ایمان می‌آورند؟!

خليفةُ الله على العالَمين الإمام المَهديّ
ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ.
ـــــــــــــــــــــــــ
* اشاره به آیه کریمه سوره الزخرف: {وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ‎﴿٣٦﴾}


======== اقتباس =========

اقتباس: اضغط للقراءة


اخرین به روز رسانی: 02-01-2026 08:59 AM
6

- 6 -
الإمام المَهديّ ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ
12 - رجب - 1447 هـ
01 - 01 – 2026
۱۲ – دی – ۱۴۰۴ ه.ش.
12:43 صبح
(بحسب التقويم الرسميّ لأم القرى)

[لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان]
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=491400
_________
نقلِ مطلب: العبد المجهول
داده‌ها و توضیحات تفصیلیِ قرآن عظیم دربارهٔ حقیقت «ارض الراحة و الأنام» و «زمینِ مفروشه»، دارای دو مشرق و دو مغرب از دو سویِ متقابل و این‌که کجا قرار دارد، چه کسانی در آن بوده‌اند، خداوند چه کسی را در آن به عنوان خلیفه قرار داد، و ساکنان کنونیِ آن چه کسانی هستند.
بیانِ امام مهدی دربارهٔ باغی که پدرمان آدم علیه‌الصلاة‌والسلام از آن خارج شد.
… نقل‌قول خلاصه شده است.
پیوند نقل‌قول برای خواندنِ کاملِ نوشته:
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=491301
پایان نقل قول از العبد المجهول
آفرین بر تو ای «العبد المجهول» خدا خیرت دهد! چه بسیاری از انصار بزرگوارند که هم‌مسیر و هم‌روشِ تو هستند و مانند تو به بیانِ حقِّ قرآنِ کریم تمسّک جسته‌اند؛ قرآنی که با آیات روشن و روشنگر، خودْ مفسّرِ خویش است. و ما تأویلِ آیاتِ متشابه را با دانش و برهان الهی به شما می‌آموزیم؛ دانشی که خداوند آن را به بنده و خلیفهٔ خود بر جهانیان، امام مهدی ناصر محمد، تعلیم داده است؛ همان وعدهٔ تحدّی در ارائهٔ تفسیرِ حقِّ قرآن به وسیلهٔ خودِ قرآن. خداوند تو و تمام انصار گرامی و مشابه تو را استوار بدارد، چرا که آنان در همان مسیر تو هستند. اگرچه من تو را نمی‌شناسم، اما می‌بینم که از بیانات صاحب علم کتاب، امام مهدی ناصر محمد الیمانی، فراتر نرفته‌ای و آرزو نکرده‌ای که از خلیفهٔ خدا، یعنی امام مهدی، عالم‌تر باشی؛ زیرا این کار گناه بزرگی در پیشگاه خداست، بلکه وسوسه‌ای شیطانی و خطرناک است برای شکستن تحدّی خدا در مبعوث کردن عالم‌ترین فرد به کتاب بعد از خدا، یعنی خلیفهٔ او، امام مهدی ناصر محمد. بر اساس فتوا و حکم خدا، خلیفهٔ خدا، امام مهدی ناصر محمد، عالم‌ترین شخص در بیان جامع قرآن عظیم است، و جایگاه علمی او ه مستقیم بعد از خدا، عالم‌ترین فرد است یک تحدّی از سوی خداوند است؛ زیرا امام مهدی ناصر محمد همان انسانی است که خداوند رحمان، بیان جامع و فراگیر قرآن عظیم را به او آموخته است و هیچ مشرک به خدا، یا انکارکنندهٔ نعمت‌های خدا، یا ملحد نسبت به خدا، با او بحث نکرد مگر این‌که خلیفهٔ خدا، امام مهدی ناصر محمد، بر او غلبه کرد. او همان خلیفهٔ خدا بر جهانیان، امام مهدی ناصر محمد الیمانی، است. برای هر ادعایی، برهان وجود دارد، و آموزگار او خداوند سبحان است، کسی که بیان حق را برای کتاب خود، قرآن عظیم، به او آموخته است. این تنها در مسائل فقهی دین نیست؛ زیرا مسائل فقهی در دین خدا قطعی و ضروری‌اند و خدا آن‌ها را به هر پیامبر، رسول و امام برگزیده‌ای آموخته است تا مردم را با برهان محکم و علمی روشن از تاریکی‌ها به سوی نور هدایت کنند. اما خداوند به خلیفهٔ خود، امام مهدی ناصر محمد الیمانی، افزون بر آن، علم کتاب را آموخت و او را وعدهٔ چالشی از سوی پروردگار جهانیان قرار داد تا حقیقت این قرآن عظیم را به اثبات رساند و این حقیقت را به مشرک و ملحد ثابت کند. و هیچ مشرک یا ملحدی با قرآن عظیم با او جدل نکرد مگر آن‌که خلیفهٔ خدا، امام مهدی ناصر محمد، با اقتدار و تسلط علمی بر قرآن، بر او غلبه کرد؛ همان قرآنی که بر خاتم پیامبران و فرستادگان، پیامبر امی محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم نازل شد. این کتاب پیامی از سوی خداوند برای همه جهانیان است، اما آنان به قرآن عظیم، که خدا بر محمد رسول الله نازل کرده، کافر شدند. سپس پاسخ از سوی خداوند آمد، خداوند وعده داد خلیفهٔ خدا، امام مهدی ناصر محمد، را با بیان حق قرآن با خود قرآن برخواهد انگیخت تا بر هر انکارکننده و ملحد حجّت را تمام کند. این وعده چالشی از سوی خداوند بزرگ است و ناصر محمد با هیچ انسانی- چه مشرک باشد، چه انکارکنندهٔ آیات خدا، یا ملحد نسبت به وجود خدا – جدل نمی‌کند مگر آن‌که با بیان حق قرآن عظیم بر او غلبه یابد، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدَۢا بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُۥ عِلْمُ ٱلْكِتَٰبِ ﴿٤٣﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الرَّعۡدِ].

أخوكم خليفةُ الله الإمام المَهديّ ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ.

======== اقتباس =========
اقتباس: اضغط للقراءة



اخرین به روز رسانی: 01-01-2026 11:14 AM
7

سید سلیم، به تو نوید می‌دهیم که دلایل علمی قوی‌تری از قرآن عظیم برایت بیاوریم.پس یا در برابر حکم خدا تسلیم می‌شوی و در درون خود هیچ تنگنایی برای اعتراف به حق و پیروی از آن نمی‌یابی و کاملاً سرِ تسلیم فرود می‌آوری؛ و یا برایت آشکار می‌شود که من حقیقتا

-7-
الإمام المهديّ ناصِر مُحَمَّد اليمانيّ
15 - رجب - 1447 هـ
04 - 01 - 2026 مـ
۱۴ – دی – ۱۴۰۴ ه.ش.
03:54 بعد از ظهر
(بحسب التَّقويم الرّسميّ لأم القُرى)

[لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان]
https://mahdialumma.xyz/showthread.php?p=491849
________

سید سلیم، به تو نوید می‌دهیم که دلایل علمی قوی‌تری از قرآن عظیم برایت بیاوریم.پس یا در برابر حکم خدا تسلیم می‌شوی و در درون خود هیچ تنگنایی برای اعتراف به حق و پیروی از آن نمی‌یابی و کاملاً سرِ تسلیم فرود می‌آوری؛ و یا برایت آشکار می‌شود که من حقیقتاً خلیفهٔ خدا بر جهانیانم؛ همان امام مهدی، ناصر محمد الیمانی، که به‌راستی صاحب علم کتاب و گفتار درست و داوریِ قاطع با سخنِ جداکننده حق از باطل است؛ سخنی که شوخی و بیهوده نیست. و هر انسانِ خردمندی ـ چه بخواهد و چه نخواهد ـ در برابر بیان امام مهدی، ناصر محمد یمانی، سر فرود خواهد آورد؛ چراکه عقل او خواهد دید و درک خواهد کرد که حق و صواب در کنار خلیفهٔ خدا، امام مهدی ناصر محمد الیمانی است، و در نهایت تسلیمِ کامل خواهد شد.

بِسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر خاتم پیامبران و فرستادگان، محمد، رسول خدا، پیامبر عربِ امّی، و بر همهٔ پیامبران و رسولان. ما میان هیچ‌یک از فرستادگان او فرق نمی‌گذاریم و در برابر خدا تسلیم هستیم؛ یکتاپرستانی که برای خدا شریک نمی‌گیریم و جز او را ـ نه در دنیا و نه در آخرت ـ نمی‌خوانیم. پاک و منزّه است خدا از آنچه شریک او می‌گیرند، و برتر است با برتری‌ای بس بزرگ. و اما بعد…

و می‌گوییم: یا حیّ و قیوم؛ آیا تو همه ما را، در نخستین مرحلهٔ آفرینش انسان، از خاک نیافریدی؟ (همهٔ ما را) از یک نفس واحد، میان ما نه نسبی است و نه خویشاوندی‌ای، جز آنکه همگی از یک ماده آفریده شده‌ایم؛ و آن همان خاکِ زمین است که از آن پدیدمان آوردی ـ همان خاکی که امروز بر آن زندگی می‌کنیم. آیا چنین نیست، ای ارحم الراحمین؟ یا آن‌که خلیفه تو سخنی دروغ به تو نسبت می‌دهد، سخنی که تو نگفته‌ای؟ و چه کسی ستمکارتر است از آن‌که به خدا دروغ ببندد؟
و پاسخ از سوی خداوندِ آفریننده و دانا، خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَٰحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَٰتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ﴿٩٨﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ الأَنۡعَامِ].
پس، ای ارحم الراحمین ، از تو درخواست می‌کنیم تا به ما با جزئیات بیشتری توضیح بدهی: منظور تو از «یک نفس واحد» چیست؟ آیا منظور نفسِ همان ماده‌ای است که آدم از آن آفریده شد؟
و پاسخ خداوند تعالی چنین است:
{۞ وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَٰلِحًا ۚ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَٱسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَٱسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّى قَرِيبٌ مُّجِيبٌ ﴿٦١﴾‏ قَالُوا۟ يَٰصَٰلِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَٰذَآ ۖ أَتَنْهَىٰنَآ أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِى شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَآ إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿٦٢﴾‏} صدق الله العظیم [سُورَةُ هُودٍ]،
به قسمتی از آیه که در پرانتز آورده شده، توجه بیشتری گردد:
((قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ وَٱسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَٱسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوٓا۟ إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّى قَرِيبٌ مُّجِيبٌ)) [سُورَةُ هُودٍ:٦١].
سبحان الله، خالق حکیم! ای ارحم الراحمین، این یعنی تو ما را پیش از این نیافریده بودی و ما چیزی جز ذراتی از خاک نبودیم. حالا ما انسان‌هایی ذره‌ای هستیم که از خاک ساخته شده‌ایم؛ موجودات زنده‌ای که در پیش‌روی فرشتگان حرکت می‌کنیم. تو به فطرت ما آموختی که تو خدای ما هستی و ما را آفریدی تا تنها تو را عبادت کنیم و هیچ‌چیزی را شریک تو قرار ندهیم. سپس در حضور فرشتگان از ما پرسشی کردی. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَآ ۛ أَن تَقُولُوا۟ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَٰفِلِينَ ﴿١٧٢﴾‏ أَوْ تَقُولُوٓا۟ إِنَّمَآ أَشْرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّنۢ بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾‏ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَٰتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾‏} صدق الله العظیم [سُورَةُ الأَعۡرَافِ].
سپس به آدم نام‌های همهٔ خلیفه‌های برگزیده را آموختی، همهٔ آن‌ها یک‌جا. سپس از فرشتگان سؤآل کردی تا خلیفه‌های تو را در میان این انسان‌ها پیدا کنند -از میان این ذرات کوچک پراکنده که در مقابلشان بودند - پیش از آنکه ما به مکان امنی در حفره‌ای در ستون فقرات آدم منتقل شویم (بین صلب و الترائب)، همهٔ ما، مرد و زن. سپس ما به حوض آب آدم در پشت او منتقل شدیم، اما به صورت موجودات زندهٔ بسیار کوچک؛ نسل‌هایی از گل؛ موجوداتی زنده؛ این است انسان در شکل ذرّی خود، یا همان چیزی که آن را «منی» می‌نامند، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِن سُلَٰلَةٍ مِّن طِينٍ ﴿١٢﴾‏ ثُمَّ جَعَلْنَٰهُ نُطْفَةً فِى قَرَارٍ مَّكِينٍ ﴿١٣﴾‏ ثُمَّ خَلَقْنَا ٱلنُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا ٱلْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا ٱلْمُضْغَةَ عِظَٰمًا فَكَسَوْنَا ٱلْعِظَٰمَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَٰهُ خَلْقًا ءَاخَرَ ۚ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ أَحْسَنُ ٱلْخَٰلِقِينَ ﴿١٤﴾‏ ثُمَّ إِنَّكُم بَعْدَ ذَٰلِكَ لَمَيِّتُونَ ﴿١٥﴾‏ ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ تُبْعَثُونَ ﴿١٦﴾‏} صدق الله العظیم [سُورَةُ المُؤۡمِنُونَ].
اما بزرگ آنان که از گل سخت سفالگون و همسرش که او هم که موجودی عظیم دیگری از گل بود، در شمار این نسل‌های بسیار ریز و کوچک به‌عنوان ذرات انسانی نبودند. در واقع، پس از آنکه فرشتگان نتوانستند نام خلیفه‌های خدا را از میان این ذرات انسانی پراکنده پیش روی خود که آن‌ها را به صورت انسان‌های متحرک (یعنی موجودات زندهٔ انسانی) می‌دیدند، به خدا اطلاع دهند؛ آنگاه خداوند همهٔ ذرات انسانی (نسل‌های ذرّی) را گرد هم آورد و با یک فرمان آن‌ها را به آب پدرشان منتقل کرد، جایی که در پشت آدم، میان ستون مهره‌ها [صلب] و الترائب، به صورت یک جایگاه امن و مستحکم قرار دارد. همهٔ ذرات با هم منتقل شدند و این‌گونه آغاز نسبت‌ها و اخوت انسانی شکل گرفت و از اینجا، قرابت و نسب آغاز شد؛ بنابراین همهٔ ما تنها از سوی پدرمان آدم برادر شدیم، همهٔ ما، هم مرد و هم زن، برادرانی از یک پدر. اما حوا به شکل یک نخل عظیم و کامل بود، بدون هیچ نقصی؛ نه باردار بود و هیچ نطفه یا موجود زندهٔ انسانی دو وجودش نبود. او (حوّا) نیز از همان گل آدم آفریده شده است، مانند یک نخل بلند و راست، با شاخه‌های گسترده؛ موهایش تا پایین لگنش آویخته بود، دارای شادابی و زیبایی، پوستی سفید، چشمانی سیاه و مژه‌های مشکی و آرایش شده. زیبایی او با تیرگی پوست همسرش (آدم) که در کنار همسر عظیم‌الجثهٔ خود (حوّا) ایستاده بود، افزون شده بود. حوّا باکره و پوستش سفید، و رنگ پوست آدم گندمی مایل به زرد بود؛ زیبا و خوش‌چهره.
و برای آنکه از موضوع خارج نشویم، باید دوباره به برهان خلقت آدم بازگردیم؛ خداوند همراه آدم، هم‌زمان همسر انسانی او، حوّأ باکره، را آفرید. اما به خدا قسم، حقیقت را می‌گویم — چیزی جز حقیقت دربارهٔ خدا نمی‌گویم — که خداوند همهٔ ما انسان‌ها را (همهٔ انسان‌ها) با فرمان «باش، پس بود» (كن فَيَكون) آفرید، در همان لحظه‌ای که خداوند آدم را به صورت بدنی عظیم خلق کرد و سپس از روح قدرت خود در او دمید (كن) و او را به صورت مردی کامل شکل داد. و نیز در همان لحظه، خداوند از همان گلِ آدم، پیکر همسرش را نیز آفرید؛ او نیز پیکری عظیم داشت، از گل سخت همچون سفال، و او را جفتی دیگر قرار داد و به صورت زن سامان داد. و در همان لحظه، خداوند امت‌های ذرّی را نیز آفرید؛ ذراتی با اندازه‌هایی در نهایت کوچکی، امت‌های ذرّی از خاک؛ که در میان آن‌ها هم انسان مرد بود و هم انسان زن. پس همهٔ ما در همان عرصه‌ای حضور داشتیم که خداوند در آن آدم و همسرش (حوّای باکره) را آفرید، و در میان انسان‌ها هیچ‌گونه خویشاوندی‌ای وجود نداشت، جز این‌که همگی انسان‌هایی از خاک بودند.و خداوند به آدم همهٔ نام‌ها را آموخت؛ یعنی نام خلیفه‌ها از میان امت‌های ذرّیِ انسانی. سپس آنان را بر فرشتگان عرضه کرد، در حالی که فرشتگان آن‌ها را پیش روی خود به صورت موجوداتی زنده و کوچکِ انسانی از خاک می‌دیدند. آنگاه خداوند به فرشتگان فرمود: اگر راست می‌گویید، مرا از نام‌های اینان خبر دهید. اما فرشتگان از اینکه خلیفه‌های برگزیدهٔ خدا را از میان امت‌های ذرّیِ انسانی انتخاب کنند، ناتوان ماندند و از این‌رو خداوند به فرشتگان فرمود:
{وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلْأَسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِى بِأَسْمَآءِ هَٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿٣١﴾‏ قَالُوا۟ سُبْحَٰنَكَ لَا عِلْمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾‏ قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ أَنۢبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ ۖ فَلَمَّآ أَنۢبَأَهُم بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾‏ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٣٤﴾‏ وَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ ٱسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ٱلْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٣٥﴾}صدق الله العظیم [سُورَةُ البَقَرَةِ]
سپس آدم آنان را از نام‌ها آگاه ساخت. آنگاه خداوند همهٔ امت‌ها را در صُلبِ پشتِ آدم گرد آورد؛ و از همین‌جا، برادری انسانی میان ما شروع شد، در ابتدای امر تنها از سوی پدرمان؛ همهٔ ما، چه مرد و چه زن. فقط ذریهٔ آدم، زیرا رحم که محل پرورش انسان است (حوّا) هنوز باکره بود و در کنار همسرش ایستاده بود و آدم هنوز به حوا دست نزده بود. سپس خداوند به فرشتگان فرمان داد که بر آدم سجده کنند؛ پس همگی سجده کردند، جز ابلیس که سر باز زد. آنگاه خداوند آدم و همسرش حوّا را خطاب قرار داد و فرمود: همانا این (ابلیس) دشمن تو و همسرت است، مبادا شما را از بهشت بیرون کند که دچار رنج و سختی شوی. و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾‏ فَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰٓ ﴿١١٧﴾‏ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾‏ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا۟ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾‏} صدق الله العظيم [سورة طه].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ خَلَقْنَٰكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَٰكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ ﴿١١﴾‏ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍ ﴿١٢﴾‏ قَالَ فَٱهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ ﴿١٣﴾‏ قَالَ أَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤﴾‏ قَالَ إِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ﴿١٥﴾‏ قَالَ فَبِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَٰطَكَ ٱلْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾‏ ثُمَّ لَـَٔاتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَٰنِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَٰكِرِينَ ﴿١٧﴾‏ قَالَ ٱخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾‏ وَيَٰٓـَٔادَمُ ٱسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ٱلْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٩﴾‏ فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَٰلِدِينَ ﴿٢٠﴾‏ وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ ﴿٢١﴾‏ فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [سورة الأعراف].
و شاید سید سلیم بگوید: «پس خطاب خداوند به آدم و حوّا با صیغهٔ تثنیه، که هر دوی آن‌ها را از ابلیس برحذر می‌دارد، کجاست؟»
پس در پاسخ می‌گوییم: ما برای کمک، با دوستی تماس نمی‌گیریم، بلکه پاسخ را مستقیماً به خداوندِ خالق و دوست وامی‌گذاریم؛ آری، پاسخ را از آیات محکم کتاب الهی می‌آوریم. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الأَعۡرَافِ:٢٢].
زیرا خداوند پیش‌تر خطاب به آن دو فرموده بود؛ آنجا که خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾‏ فَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰٓ ﴿١١٧﴾‏ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾‏ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَؤُا۟ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾‏} صدق الله العظيم،
زیرا حوّای باکره در زمانی که ابلیس از سجده کردن بر آدم سر باز زد، حضور داشت؛ تا آن‌گاه که شیطان با فریب، نفاق و حیله‌گریِ آمیخته به مکر و تظاهر، آن دو را لغزاند و سرانجام از درخت خوردند. پس خداوند بر آنان حجّت را تمام کرد و بیان داشت که در روزی که آنان را آفرید، به آدم و همسرش حوّا هشدار داده بود. خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾‏ فَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ ٱلْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰٓ ﴿١١٧﴾} صدق الله العظيم.
و در حقیقت، مراحل آفرینش نخستین که در کتاب آمده است، مربوط به امت‌های ذرّیِ برخاسته از گل است؛ یعنی سلاله‌هایی از ذراتی که در نهایت کوچکی‌اند. پس فرشتگان ما را دیدند که به صورت انسان‌هایی پراکنده در پیشگاه فرشتگان خداوند رحمان حضور داشتیم؛ همهٔ ما، امت‌هایی ذرّی. اما بزرگ‌ترینِ ما از نظر اندازه، جزو این ذرّیه‌های ناتوان (سلاله‌های ذرّی از گل) نبود، بلکه این وصف بر انسانِ مَنَویّ صدق می‌کند؛ چه مرد و چه زن. اما آن دو زوجِ عظیم‌الجثه، همچون سفال، از سلاله‌های ذرّی به شمار نمی‌آیند؛ و در آغاز، میان ما و آدم و همسرش حوّای باکره هیچ نسب و خویشاوندی‌ای وجود نداشت، جز همان ماده‌ای که از آن آفریده شده‌ایم؛ یعنی از یک گلِ واحد. ما سلاله‌هایی ذرّی و کوچک بودیم، بی‌پدر و بی‌مادر؛ و هیچ‌گونه قرابت و نسبی، نه از سوی پدر و نه از سوی مادر، میان ما وجود نداشت؛ تصدیق فرمودهٔ خداوند تعالی:
{وَمِنْ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ ﴿٢٠﴾} صدق الله العظیم[سُورَةُ الرُّومِ].
اما این‌ها سلاله‌هایی ذرّی و در نهایت کوچک بودند که در پیشگاه فرشتگان قرار داشتند. سپس خداوند اراده کرد تا فرشتگانش را از فطرتی که مردم را بر آن آفریده است، یعنی فطرت بندگی و عبادت او، آگاه سازد؛ پس خداوند این امت‌های ذرّیِ متحرک را مورد خطاب قرار داد و به آنان فرمود:
{وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَآ ۛ أَن تَقُولُوا۟ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَٰفِلِينَ ﴿١٧٢﴾‏ أَوْ تَقُولُوٓا۟ إِنَّمَآ أَشْرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّنۢ بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾‏ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْـَٔايَٰتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾‏}صدق الله العظیم [سُورَةُ الأَعۡرَافِ].
ما پیش‌تر داستان را برای شما نقل کرده و با جزئیات شرح داده‌ایم، و تنها شرط ما برایتان این است که از عقل خود استفاده کنید. منطقی نیست که ابلیس، آدم و همسرش را به سادگی‌ای که شما ادعا می‌کنید در دام درخت انداخته باشد، و شما نخواهید دانست چگونه آن‌ها گرفتار شدند تا اینکه فرمایش خداوند را بفهمید: {فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍ}. پس بیایید تا به شما بیاموزیم چگونه «آن‌ها را با فریب رهنمون ساخت» تا مراحل حیلهٔ شیطانِ زیرک بر کسانی که با نمایش، فریب می‌خورند، آشکار شود، و نخستین آن‌ها (آدم و حوّا) بودند.
حقیقت را برای شما بازگو خواهم کرد تا دریابید چگونه آن‌ها را فریب داد:
ابلیس مدتی سکوت کرد - تنها چند روز- سپس نزد آدم و همسرش آمد و بر زانوهایش نشست و به شدت گریه می‌کرد، گریه‌ای تلخ و آمیخته با نالهٔ دروغین، به‌گونه‌ای که حال ابلیس دل آن‌ها را به رحم آورد و قلب‌هایشان نرم شد.
آنگاه آدم به او گفت: «چه شده ابلیس؟».
ابلیس گفت: «ای خلیفهٔ خدا، آدم! من به سوی خدا توبه کرده‌ام، اما مرا راهنمایی کن: آیا خداوند آمرزنده و مهربان است؟»
آنگاه خلیفهٔ خدا، آدم، پاسخ داد: «منزه است خداوند بزرگ؛ آری، خداوند آمرزنده و مهربان است.»
ابلیس گفت: «شما را گواه می‌گیرم که من به سوی خدا بازگشته و توبه کرده‌ام و از فرشتگان خداوند رحمان در سجده بر خلیفهٔ خدا، آدم، پیروی کرده‌ام. تنها چیزی که مرا فریب داد این بود که خداوند مرا از آتشی بسیار شعله‌ور آفرید – مارج، آتشی که شعله‌اش بالا می‌رود- و شما را از گلی مانند سفال آفرید که با پاشنه بر آن پا می‌گذاریم. خلق من از شعله بالارونده آتش مرا فریب داد و فراموش کردم که به پروردگارم که تو را با فرمان خود آفرید «کن، فیکون» احترام بگذارم، منزه و بلندمرتبه است او. و من از خدا آمرزش می‌طلبم و توبه می‌کنم، زیرا او آمرزنده و مهربان است.از آنجا که خداوند آمرزنده و مهربان است - مطابق فتوا و نظر خلیفهٔ خدا، آدم - پس من از خدا آمرزش می‌طلبم، خدا را تصدیق می‌کنم و خلیفهٔ او را تصدیق می‌کنم که خداوند آمرزنده و مهربان است. و شما را گواه می‌گیرم که از امروز به بعد، در هر کاری که ای خلیفهٔ خدا به من امر کنی، صادق، خیرخواه و امین خواهم بود. پس هرگز مرا نخواهی یافت که فرمانت را نافرمانی کنم، از روی اطاعت از خدایی که تو را خلیفه خود قرار داده و بر فرشتگان مقرّبش برتری داده است، و شما را بر بسیاری از آفریده‌ها برتری بخشیده است. پس ابلیس از فرشتگان مقرّب خداوند رحمان بهتر نیست و شایسته نبود که خود را بهتر از فرشتگان مقرّب خداوند رحمان که برای آدم سجده کردند ببینم، اما من فتوای خلیفه خدا را پذیرفتم که خداوند را غفور ورحیم توصیف می‌کند. پس ای خلیفه خدا، مرا ببخش تا خداوند نیز مرا به خاطر نافرمانی من در سجده نکردن بر خلیفه او ببخشد، و اینکه خداوند مرا به سبب تکبر در درونم گمراه کرد، زیرا تو را بر من برتی داده است. اما خداوند سبحان هر آنچه را بخواهد می‌آفریند و برمی‌گزیند؛ پس اختیار و برتری میان بندگانش نیست، بلکه تنها خداوند است که می‌آفریند و برمی‌گزیند. سپس او دوباره با ناله و گریه‌ای شدید شروع به زاری کرد، تا دیگران را با اشک‌ها و ناله‌هایش فریب دهد و توبه‌اش را باور کنند.
آدم گفت: «ترس و اندوه خود را فرو بنشان، زیرا من تو را از جانب خودم بخشیدم و یقیناً خداوند نیز تو را از جانب خودش می‌بخشد و او بهترین بخشندگان است؛ همانا او بخشنده و مهربان است.».
سپس ابلیس بر پای آدم افتاد تا آنها را ببوسد،
اما آدم او را بلند کرد و گفت: «خداوند تو را عزیز بدارد، ای مرد! و فرمان خداوند تنها اطاعت از من بود.»
ابلیس گفت: «خواهی دید چه نصیحت‌هایی برایت دارم و دربارهٔ هر راز این باغ مبارک [زمینی] به تو پند می‌دهم، جز راز درخت سدرهٔ المنتهی، که میلیون‌ها سال است آن را پنهان نگاه داشته‌ام و سلطنتی است پایدار که هرگز نابود نمی‌شود. من یک‌بار طعم آن را چشیدم؛ که همواره در رگ‌ها و خونم جاری است. هر کس از آن بخورد، عمر طولانی خواهد داشت و در اوج جوانی جاودانه می‌ماند، و هرگز تا روز رستاخیز پیر نمی‌شود. این رازی نهان است و حتی نمی‌توانم آن را به جانشین خدا، آدم، فاش کنم. ابلیس گفت: «جز این، از من هرچه می‌خواهی بپرس تا تو را آگاه کنم، زیرا من در این باغ مبارک پیش از آنکه خداوند شما را بیافریند، حضور داشتم، ای خلیفه گرامی خداوند. من برای تو ناصحی امینم، مگر آنکه بخواهم دربارهٔ راز درخت سدرهٔ المنتهی و سلطنتی که هرگز نابود نمی‌شود [مُلك لا يَبلَى]، چیزی بگویم. اگر در این باره از من بپرسی، نافرمانی‌ات می‌کنم، اما دربارهٔ دیگر امور هرگز فرمان تو را نادیده نخواهم گرفت.» سپس ابلیس از آدم، جانشین خدا، اجازه گرفت و خواست تا بازگردد.
آدم گفت: «آیا با توبه‌ به درگاه خدا و استغفارکننده به نزد من نیامدی و ادعا نکردی که از ناصحان ما هستی؟ پس چرا این درخت مبارک، راز جاودانگی و جوانی، را برای خودت محفوظ داشته‌ای؟!»
ابلیس در پاسخ اخم کرد و روبرگرداند و گفت: «با اجازه‌ات، ای جانشین خدا.»
ابلیس از آن‌ها کناره گرفت تا وسوسه را به دیگر شیاطین بسپارد، یعنی همان نفس‌ آدم و حوا. او آن‌ها را رها کرد تا خودشان هدف را دنبال کنند و در دلشان وسوسه‌ای شکل گرفت: «شاید راز متعلق به درختی همان باشد که خداوند از آن نهی کرده است. و چرا خداوند آن‌ها را از آن نهی می‌کرد مگر اینکه در آن راز جاودانگی و جوانی نهفته باشد، و قدرت تغییر در آفرینش که فرشتگان و جن‌ها بدان ممتازند در آن نهفته باشد.» از آنجا که آدم هرگز ندیده بود فرشتگان از آن بخورند، یقین داشتند که تنها یک بار می‌توان از آن بهره برد. اما فرشتگان و جنّ‌ها پیش از آدم آفریده شده بودند، و با اینکه آدم مشاهده می‌کرد در میان جن‌ها پیرمردانی و جوانانی وجود دارند، ابلیس همچنان در سن جوانی بود. با اینکه او شنیده بود ابلیس می‌گوید این راز را میلیون‌ها سال پنهان نگه داشته است، نکتهٔ مهم این بود که آدم و حوا «شیطان وسواس» را رها کردند تا آن‌ها را وسوسه کند، و هیچ‌یک جرات نکرد دیگری را از آنچه در دلش وسوسه می‌شود آگاه سازد، وسوسه‌ای که طالب چیزی بود که خداوند آن را حرام کرده بود. با این حال، هر یک در دل خود می‌گفت: «این تنها گمان است، و گمان جای حقیقت را نمی‌گیرد.» اما با همهٔ این‌ها، مشتاق بودند بدانند راز درختی که ابلیس از آن‌ها پنهان می‌کند، چیست. ابلیس گهگاه به آن‌ها سر می‌زد، و هر بار از او می‌خواستند تا دربارهٔ درخت مبارک سخن بگوید، پیش از آنکه آدم اجازه دهد، اخم‌آلود از نزدشان برمی‌خاست و می‌رفت. این رفتار، کنجکاوی و اشتیاق آن‌ها را برای دانستن راز درخت مبارک دوچندان می‌کرد؛ درختی که هر که یک بار از آن بخورد، در اوج جوانی جاودانه می‌ماند تا روز جزا. آن‌ها گمان می‌کردند در آن درخت راز مشترکی میان جنّ و فرشتگان نهفته است که قدرت تبدیل شدن به فرشتگان را به آدم و حوا می‌بخشد.
تا اینکه روزی آدم به او گفت: «ای ابلیس، تو می‌دانی که من خلیفه خدا هستم و به فرض اینکه از راستگویان باشی، نباید فرمان من را نافرمانی کنی. برای هر ادعایی دلیل و برهانی هست، و برهان راستگویی تو در توبه‌ات به خدا، میزان اطاعت تو از خلیفه خداست.»
ابلیس پاسخ داد: «لبیک و خوش آمد، ای خلیفه خدا، آدم! فرمانت را اجرا می‌کنم.»
آدم گفت: «پس به تو فرمان می‌دهم که درخت مبارک را به من نشان دهی.»
سپس ابلیس نفس عمیقی کشید و آن را با آهی طولانی دنبال کرد و گفت: «هرگز گمان نمی‌کردم که این راز را به کسی بگویم، اما حق با توست، ای خلیفه خدا؛ خداوند ما را به ما فرمان داده است در برابر تو سرپیچی نکنیم، پس از امروز هرگز از فرمان تو سرپیچی نخواهم کرد، و این شایسته است، زیرا تو خلیفه خدا هستی.» .سپس گفت: «ای خلیفه خدا، راست و حقیقت را می‌گویم: خداوند شما را از آن درخت نهی نکرد مگر اینکه در آن راز تبدیل شدن و سلطنت جاودانهٔ جوانی نهفته است.» و چنان‌که گویی تردید آن‌ها در خوردن درخت را دیده باشد، برای آنان قسم خورد و گفت: «من ناصح شما هستم، و شما اکنون نصایح و اطاعت مرا دیده‌اید.»
این همان نیرنگی [غُرُورٍ] است که آن‌ها را گمراه کرد تا به آن باور کنند، و این داستان بیانگر گفتهٔ خداوند تعالی است:
{فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾‏} صدق الله العظيم.[سورة الأعراف]
به محض آنکه از آن درخت بسیار سمی خوردند، شکم‌هایشان چنان تحت فشار قرار گرفت که نتوانستند خود را کنترل کنند. اسهالشان مانند آبی روان از بدنشان خارج شد و هر یک مجبور شد تا از دیگری بگریزد و خود را در خلوتی پنهان کند.اسهال مستقیم ریخته شد و هریک فضولات بد دیگری را دید، زیرا مدفوعشان بر پایشان ریخته و از زیر لباس‌هایشان به زمین رسیده بود. پس آن‌ها شروع کردند با برگ‌های بهشت خود را بپوشانند تا فضولات بدشان را[سَوءاتهم] پنهان کنند؛ یعنی همان اسهالشان.
سپس ابلیس با صدایی بلند قهقهه زد و خندید، زیرا آن‌ها را با نیرنگ گمراه کرده بود. از آنجا که قانع کردنشان دشوار بود، او با اعمال حیله‌گرانه، تظاهر و فریب و با استفاده از هوش و زیرکی موفق شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
{فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَٰلِدِينَ ﴿٢٠﴾‏ وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ ﴿٢١﴾‏ فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾‏} صدق الله العظيم. [سورة الأعراف]
و ای سید سلیم! خداوند هم‌اکنون دل تو را منحرف کرده و نزدیک است راه کسانی را در پیش گیری که مورد خشم خداوند قرار گرفته‌اند. پس بیندیش و خودبزرگ‌بینی مکن. مبادا مانند کسانی شوی که هرگاه راه هدایت از سوی پروردگارشان برایشان آشکار شود، آن را به سبب غرور و خودخواهی نمی‌پذیرند. اکنون برایت آشکار شده است مکر و حیلهٔ دشمنان، کسانی که رضوان و خشنودی خداوند را نمی‌خواهند و از آن روی برمی‌گر‌دانند. ای سید سلیم، من نمی‌خواهم تو را نفرین کنم، بلکه به درگاه خداوند تضرع می‌کنم که اگر امام مهدی ناصر محمد الیمانی بر خدا دروغ بسته باشد و خداوند او را به عنوان خلیفهٔ خود برنگزیده و امام مهدی ناصر محمد را خلیفهٔ خدا بر جهانیان قرار نداده باشد، خدا او را لعنت کند. پس اگر من دروغ‌گو باشم، وبال دروغ بر گردن خودم باد و لعنت خدا بر دروغ‌گویان؛ و اگر راست‌گو باشم، خدا را گواه می‌گیرم ـ و خدا برای گواهی کافی است ـ که من مکر شیاطین جن و انس را به چالش می‌کشم، و مکر همهٔ کسانی را که مورد غضب قرار گرفته‌اند از جن و انس و از هر نوع و هر گروه ، و نیز مکر گمراهان را به چالش می‌طلبم. و خداوند به من فرمان داده است که بگویم: «پس چه گمان می‌برید دربارهٔ کسی که خدا با اوست؟ سبحان‌الله‌العظیم! سبحان‌الله‌العظیم! سبحان‌الله‌العظیم! آیا خداوند بنده‌اش را کافی نیست؟!» اگر کسانی که مورد غضب الهی هستند با من مکر کنند، ببینیم چه کسی در مکر سریع‌تر است؛ خداوند میان آن‌ها و خواسته‌هایشان حایل می‌شود و خواست آن‌ها را محقق نمی‌کند. سپس به آن‌ها گفته می‌شود: «شما خوک‌های خوار و خفت‌زده باشید!» و لعنت بزرگی بر آن‌ها نازل می‌شود. اگرچه گذشتگان به صورت میمون مسخ شدند، اما در علم غیب و در کتاب، آن‌ها معرض مسخ شدن به خوک هستند. خداوند تعالی می‌فرماید:
{قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّآ إِلَّآ أَنْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَٰسِقُونَ ﴿٥٩﴾‏ قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ ٱللَّهِ ۚ مَن لَّعَنَهُ ٱللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ ٱلْقِرَدَةَ وَٱلْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ ٱلطَّٰغُوتَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ ﴿٦٠﴾‏ وَإِذَا جَآءُوكُمْ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا وَقَد دَّخَلُوا۟ بِٱلْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا۟ بِهِۦ ۚ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا۟ يَكْتُمُونَ ﴿٦١﴾‏ وَتَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَأَكْلِهِمُ ٱلسُّحْتَ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿٦٢﴾‏ لَوْلَا يَنْهَىٰهُمُ ٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ ٱلْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ ٱلسُّحْتَ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا۟ يَصْنَعُونَ ﴿٦٣﴾‏ وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ ۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَٰنًا وَكُفْرًا ۚ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۚ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ ۚ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًا ۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ المَائـِدَةِ].
و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلَّذِينَ ٱعْتَدَوْا۟ مِنكُمْ فِى ٱلسَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا۟ قِرَدَةً خَٰسِـِٔينَ ﴿٦٥﴾‏ فَجَعَلْنَٰهَا نَكَٰلًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٦٦﴾} صدق الله العظیم [سُورَةُ البَقَرَةِ].
به اهل کتاب (تورات و انجیل) این فرموده خداوند تعالی را یادآوری می‌کنم:
{يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ ءَامِنُوا۟ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰٓ أَدْبَارِهَآ أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّآ أَصْحَٰبَ ٱلسَّبْتِ ۚ وَكَانَ أَمْرُ ٱللَّهِ مَفْعُولًا ﴿٤٧﴾‏ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِۦ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَآءُ ۚ وَمَن يُشْرِكْ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفْتَرَىٰٓ إِثْمًا عَظِيمًا ﴿٤٨﴾‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم ۚ بَلِ ٱللَّهُ يُزَكِّى مَن يَشَآءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا ﴿٤٩﴾‏ ٱنظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ ۖ وَكَفَىٰ بِهِۦٓ إِثْمًا مُّبِينًا ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [سُورَةُ النِّسَاءِ].
و شاید نصاری (پیروان تثلیث) از مسیحیان صهیونیست و برخی دیگر از یهودیان بخواهند بگویند: «ما در انتظار بازگشت مسیح و مادرش مریم باکره نیستیم، بلکه در انتظار بازگشت خدا (مسیح عیسی) و پسرش (یسوع مسیح) و مادرش (مریم) هستیم.». آن‌ها چنین هستند: پیروان تثلیث از مسیحیان صهیونیست و برخی دیگر از یهودیان. اما پیروان انجیل، بیشتر آن‌ها منتظر بازگشت پیامبر خدا عیسی و مادرش مریم باکره نیستند، زیرا انها را مرده‌ می‌دانند. حتی مسلمانانی که منتظر بازگشت پیامبر خدا، مسیح عیسی بن مریم هستند، هیچ آیهٔ قطعی و محکم از قرآن عظیم ندارند که دال بر بازگشت آن‌ها باشد. پس ما می‌گوییم: ای رهبران نصاری و راهبانشان و احبار یهود! شما می‌دانید که هلاکتبه معنای مرگ است؛ چه خداوند بندگانش را به هلاکت و عذابی از سوی خود نابود کند و چه به قتل برسند. با وجود تفاوت در علت‌ها، هلاکت در کتاب به معنای «مرگ» است. کسانی که خداوند آن‌ها را با عذاب هلاک کرده است، در حقیقت مرده‌اند، و تنها به سبب عذاب این مرگ تحقق یافته است، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ ٱلْقُرُونِ مِنۢ بَعْدِ نُوحٍ ۗ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِۦ خَبِيرَۢا بَصِيرًا ﴿١٧﴾‏} صدق الله العظيم [سُورَةُ الإِسۡرَاءِ].
و اما مرگ عادی، همانند مرگ هر انسانی است که وقتی می‌میرد می‌گویند: «هلاک شد» یعنی «مرد و زندگی را ترک گفت». فرقی ندارد که کافر باشد و به سبب مرگ هلاک شود، یا صالح باشد و به سبب مرگ هلاک شود، یا پیامبر باشد و به سبب مرگ هلاک شود. و خداوند تعالی می‌فرماید:
{وَلَقَدْ جَآءَكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَمَا زِلْتُمْ فِى شَكٍّ مِّمَّا جَآءَكُم بِهِۦ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ ٱللَّهُ مِنۢ بَعْدِهِۦ رَسُولًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [سورة غافر]،
یعنی: وقتی (یوسف) از دنیا رفت، گفتید خداوند پس از او پیامبری نفرستاده است، زیرا گمان می‌کردند او همان پیامبر خاتم است. اما خداوند پس از او پیامبران دیگری با کتاب فرستاد، مانند موسی و هارون و داوود و سلیمان و پیامبران آل عمران، و پیامبر خدا مسیح عیسی بن مریم، و محمد، پیامبر آخر، پیامبر عربی امی، بر همهٔ ایشان درود باد. من میان هیچ‌یک از پیامبران فرق نمی‌گذارم و من از مسلمانان هستم .مهم این است که بدانید منظور خداوند از «هلاکت» همان «مرگ» است، بدون توجه به علت‌های مرگ. اما برهان روشن در قرآن بزرگ و محکم وجود دارد که خداوند با آن به شما خبر داده که پیامبر خود، مسیح عیسی، و مادرش را هلاک نکرد، بلکه جان آن‌ها را همانند کسانی که در خواب عمیق (سُبات) فرو رفته‌اند، محفوظ داشت، مانند اصحاب کهف که گویی بیدارند اما در حال خوابند: « تحسبهم أيقاظًا وهم رقود». بنابراین، خداوند جان بنده و پیامبر خود، مسیح عیسی و مادرش، مریم باکره، را همانند خواب‌دیدگان نگاه داشت. بلکه آن‌ها همراه شما در این زمین حضور دارند، در تابوت سکینه در مکانی در یمن. مسیح عیسی در طبقهٔ بالایی تابوت سکینه قرار دارد، و مادر قدیسه و صدیقه او مریم باکره، در طبقهٔ پایینی تابوت سکینه خوابیده است. آن‌ها در تابوت سکینه که فرشتگان در مسجد قُبّه قرار داده‌اند خوابیده‌اند (این مسجد درون شکافی ساخته شده که در غار اصحاب کهف است)، در زمانی که خداوند مکر قوم مجرمی از بنی‌اسرائیل را که قصد داشتند پیامبر خدا، مسیح عیسی، و مادرش مریم را بکشند، از میان برداشت و آن‌ها را با روح القدس (جبرئیل) همراه با هزار و پانصد فرشته مجهز و صف‌شکن یاری کرد. پس، پیش از آن که قوم مجرم به آن‌ها برسند تابوت را آماده کردند. پیامبر خدا، مسیح عیسی، را در طبقهٔ بالایی تابوت قرار دادند و مریم را با بستر و پوشش خودش برداشته و در طبقهٔ پایینی تابوت گذاشتند. سپس آن‌ها را از سرزمین شام به مکانی بلند در یمن منتقل کردند و در مسجد قُبّهٔ اصحاب کهف در یمن جای دادند، زیرا مسیح عیسی و مادرش، همان رقیم‌هایی هستند که به اصحاب کهف افزوده شده‌اند و از نشانه‌های شگفت‌انگیز خداوند هستند: {من آيات الله عجبًا}.
به کسانی که گفتند خداوند فرزندی گرفته است (مسیح عیسی بن مریم) هشدار بده! آن‌ها در دین خود زیاده‌روی کردند و سخن ناحق گفتند که خداوند فرزند گرفته است، نه انها و نه پدرانشان از حال انان بی‌خبر هستند زیرا گمان می‌کردند که متجاوزان از بنی‌اسرائیل او را کشته‌اند. اما او را نکشتند و سرش را از بدن جدا نکردند، بلکه جسمی شبیه او بدون روح به آن‌ها نمایانده شد. پس آن‌ها یقیناً او را نکشتند. و من، خلیفهٔ خدا بر جهانیان، امام مهدی ناصر محمد الیمانی، مأمورم که حقیقت قرآن بزرگ را به کسانی که گفتند «خداوند فرزندی گرفته است» بیان کنم؛ نه آن‌ها و نه پدرانشان خبری از آن ندارند. و من به یهودیان، نصاری، مسلمانان و همهٔ مردم هشدار عذاب شدیدی را می‌دهم که از جانب خداوند، پروردگار جهانیان، نازل می‌شود. این عذاب از سیارهٔ سقر می‌آید که از جنوب کرهٔ زمین خواهد بود، تا خداوند با آن خلیفهٔ منتظر، امام مهدی ناصر محمد الیمانی، را بر جهان غالب گرداند. و به مسلمانان، نصاری و صلح‌جویان یهود بشارت می‌دهم که زمان بعثت پیامبران خدا، اصحاب کهف کهف (الیاس، ادریس، الیسع) و رقیم، یعنی مسیح عیسی و مادرش مریم، که از نشانه‌های شگفت‌انگیز خداوند هستند، نزدیک شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
{ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ ٱلْكِتَٰبَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُۥ عِوَجَا ۜ ﴿١﴾‏ قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِّن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ٱلَّذِينَ يَعْمَلُونَ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا ﴿٢﴾‏ مَّٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا ﴿٣﴾‏ وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًا ﴿٤﴾‏ مَّا لَهُم بِهِۦ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِـَٔابَآئِهِمْ ۚ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَٰهِهِمْ ۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا ﴿٥﴾‏ فَلَعَلَّكَ بَٰخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ أَسَفًا ﴿٦﴾‏ إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى ٱلْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ﴿٧﴾‏ وَإِنَّا لَجَٰعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا ﴿٨﴾‏ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَٰبَ ٱلْكَهْفِ وَٱلرَّقِيمِ كَانُوا۟ مِنْ ءَايَٰتِنَا عَجَبًا ﴿٩﴾‏ إِذْ أَوَى ٱلْفِتْيَةُ إِلَى ٱلْكَهْفِ فَقَالُوا۟ رَبَّنَآ ءَاتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا ﴿١٠﴾‏ فَضَرَبْنَا عَلَىٰٓ ءَاذَانِهِمْ فِى ٱلْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا ﴿١١﴾‏ ثُمَّ بَعَثْنَٰهُمْ لِنَعْلَمَ أَىُّ ٱلْحِزْبَيْنِ أَحْصَىٰ لِمَا لَبِثُوٓا۟ أَمَدًا ﴿١٢﴾‏ نَّحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِٱلْحَقِّ ۚ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ ءَامَنُوا۟ بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَٰهُمْ هُدًى ﴿١٣﴾‏ وَرَبَطْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا۟ فَقَالُوا۟ رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ لَن نَّدْعُوَا۟ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهًا ۖ لَّقَدْ قُلْنَآ إِذًا شَطَطًا ﴿١٤﴾‏ هَٰٓؤُلَآءِ قَوْمُنَا ٱتَّخَذُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً ۖ لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَٰنِۭ بَيِّنٍ ۖ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا ﴿١٥﴾‏ وَإِذِ ٱعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ فَأْوُۥٓا۟ إِلَى ٱلْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحْمَتِهِۦ وَيُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا ﴿١٦﴾‏ ۞ وَتَرَى ٱلشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَٰوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ ٱلشِّمَالِ وَهُمْ فِى فَجْوَةٍ مِّنْهُ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ ۗ مَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِ ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُۥ وَلِيًّا مُّرْشِدًا ﴿١٧﴾‏ وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ ۚ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ ٱلْيَمِينِ وَذَاتَ ٱلشِّمَالِ ۖ وَكَلْبُهُم بَٰسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِٱلْوَصِيدِ ۚ لَوِ ٱطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا ﴿١٨﴾‏ وَكَذَٰلِكَ بَعَثْنَٰهُمْ لِيَتَسَآءَلُوا۟ بَيْنَهُمْ ۚ قَالَ قَآئِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ ۖ قَالُوا۟ لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۚ قَالُوا۟ رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَٱبْعَثُوٓا۟ أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَٰذِهِۦٓ إِلَى ٱلْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَآ أَزْكَىٰ طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا ﴿١٩﴾‏ إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا۟ عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِى مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوٓا۟ إِذًا أَبَدًا ﴿٢٠﴾‏ وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ وَعْدَ ٱللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ ٱلسَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَآ إِذْ يَتَنَٰزَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ ۖ فَقَالُوا۟ ٱبْنُوا۟ عَلَيْهِم بُنْيَٰنًا ۖ رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ ۚ قَالَ ٱلَّذِينَ غَلَبُوا۟ عَلَىٰٓ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا ﴿٢١﴾‏ سَيَقُولُونَ ثَلَٰثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمَۢا بِٱلْغَيْبِ ۖ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ ۚ قُل رَّبِّىٓ أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ ۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَآءً ظَٰهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [سورة الكهف].
و چه‌بسا مسلمانان، نصاری [مسیحیان] و یهودیان صلح‌جو چنین بگویند:
«ای امام مهدی، ناصر محمد الیمانی! تو ما را به آیه‌ای بشارت‌دهنده از سوی خدا در محکمِ قرآن عظیم وعده دادی؛ اینکه خداوند مسیح عیسی و مادرش را هلاک نکرده و آنان در میان مردم همین زمین حضور دارند، در حالی که در تابوت سکینه در یمن در خواب به سر می‌برند؛ یعنی هنوز با این جهان‌اند و خداوند تا کنون آنان را به هلاکت نرسانده است. پس برای ما دلیلی روشن و قطعی از محکمِ قرآن عظیم بیاور، دلیلی که هر شک و تردیدی را به یقین بدل کند؛ اینکه پیامبر خدا، مسیح عیسی، و مادرش را خداوند هنوز هلاک نکرده و آنان در میان همین امت حضور دارند.» از این‌رو، جواب پرسش‌گران را بی‌واسطه به خداوند، واگذار می‌کنیم. خداوند در محکمات قرآن عظیم، می‌فرماید:
{لَّقَدْ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ ۚ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ ٱلْمَسِيحَ ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًا ۗ وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ ﴿١٧﴾‏} صدق الله العظيم [سورة المائدة].
و ای جماعتِ انصار پیشگام و برگزیده، در کشورهای گوناگون جهان، شهرها و مناطق دورافتاده، و ای همهٔ حق‌جویان در سراسر عالم؛ من خدا را گواه می‌گیرم ـ و خداوند برای گواهی کافی است ـ که به شما فرمان می‌دهم این بیانیه را به همهٔ مردم، در شهرها و مناطق دورافتاده، در سراسر جهان، منتشر کنید. دیگر زمانی برای تعلل در انتشار باقی نمانده است؛ بلکه باید در طول این هفته، تا آنجا که در توان دارید، شب و روز، با هر شیوه و هر ابزار ممکن در فضای اینترنت جهانی، تمام تمرکز خود را بر رساندن این پیام بگذارید تا به جامعهٔ ملت‌ها، در شهرها و مناطق دورافتاده، برسد.

وسلامٌ على المُرسَلين والحَمدُ لله ربُِ العالَمين..

خليفةُ الله على العالَمين الإمام المَهديّ

ناصِر مُحَمَّد اليَمانيّ.

======== اقتباس =========

اقتباس: اضغط للقراءة



اخرین به روز رسانی: 05-01-2026 08:25 PM